
دور اول مذاکرات آمریکا و ایران به توافق نینجامید، اما اسلامآباد میخواهد پای میز مذاکره بماند.
نویسنده: مایکل کوگلمن (نویسنده خبرنامه بریف جنوب آسیا در فارن پالیسی و عضو ارشد اندیشکده شورای آتلانتیک) ۱۵ آوریل ۲۰۲۶
به «بریف جنوب آسیا» از فارن پالیسی خوش آمدید. عناوین مهم این هفته: پاکستان همچنان در مرکز میانجیگری آمریکا و ایران قرار دارد؛ ۹ میلیون نفر اندکی پیش از انتخابات در ایالت بنگال غربیِ هند از فهرست رأیدهندگان حذف شدهاند؛ و وزیر دارایی هند در نشستهای بهاره صندوق بینالمللی پول و بانک جهانی شرکت نمیکند.
مذاکرات آخر هفته گذشته میان آمریکا و ایران در اسلامآباد به توافقی فوری منجر نشد، اما همچنان زنجیرهای از پیروزیها را برای کشور میزبان (پاکستان) به همراه داشت.
یکی از این پیروزیها، «اعاده حیثیت» بود. منتقدان پیشتر تردید داشتند که پاکستان ظرفیت میانجیگری را داشته باشد، اما این کشور موفق شد مذاکرات را با حضور مقامات ارشد آمریکا و ایران هدایت کند؛ نشستی که در دهههای اخیر، بالاترین سطح مذاکرات رودررو میان دو طرف محسوب میشود. بر اساس گزارشها، آنها به موفقیت بسیار نزدیک بودند. پاکستان همچنین در متقاعد کردن جی.دی. ونس، معاون رئیسجمهور، برای رهبری هیئت آمریکایی نقش داشت.
پاکستان همچنین یک «تقویت اعتبار» بزرگ به دست آورد. این کشور تصویر جهانی مثبتی ندارد (عمدتاً به دلیل مشکلات دیرینهاش با تروریسم) و مدتهاست برای جذب سرمایهگذاران خارجی و گردشگران با مشکل مواجه است. اما در این مورد، پاکستان به دلایل مثبتی در تیتر اخبار قرار گرفت و روزنامهنگاران از سراسر جهان در اسلامآباد گردهم آمدند. افزون بر این، پاکستان با به نمایش گذاشتن نفوذ خود در خاورمیانه، منافع استراتژیک خود را تقویت کرد؛ منطقهای که با توجه به متحدان متعدد و منافع گسترده تجاری و انرژی، مسلماً مهمترین منطقه برای منافع پاکستان است.
تا اینجای کار، دست نیافتن به توافق یک شکست برای پاکستان محسوب میشود، زیرا این کشور به دلیل مجاورت با درگیری و حضور چند میلیون کارگر مهاجر پاکستانی در خاورمیانه، واقعاً خواهان پایان جنگ ایران است. در سراسر پاکستان، از درون حلقه سیاستگذاران گرفته تا عموم مردم، امیدهای زیادی وجود داشت که آخر هفته گذشته توافقی حاصل شود و این نتیجه، حال و هوای ملی را دلسرد کرد.
عدم توافق همچنین اسلامآباد را از یک «اهرم فشار» بالقوه و مفید محروم میکند. اگر پاکستان به پایان جنگ کمک میکرد، میتوانست به سراغ کشورهای خلیجفارس (به عنوان حامیان مالی خود) برود و با تکیه بر نقش حیاتیاش، درخواست بخشش بدهی وامها (یا حداقل تأمین مالی مجدد آنها) را مطرح کند. این مسئله کوچکی نیست: پاکستان برای اطمینان از تداوم حمایتِ صندوق بینالمللی پول (IMF) به تأمین مالی خارجی نیاز دارد. هفته گذشته، پس از آنکه امارات متحده عربی از کاهش نرخ بهره امتناع کرد، پاکستان اعلام کرد که وام این کشور را پس خواهد داد. (خوشبختانه برای پاکستان، عربستان سعودی و قطر با ارائه ۵ میلیارد دلار کمک جدید موافقت کردهاند.)
با وجود همه اینها، پاکستان هنوز در وسط میدان بازی است. وبسایت خبری آکسیوس این هفته گزارش داد که پاکستان در کنار مصر و ترکیه، به مذاکره با آمریکا و ایران برای دستیابی به توافق ادامه میدهند. انتظار میرود شهباز شریف، نخستوزیر پاکستان، این هفته برای بحث درباره ایران به عربستان سعودی و ترکیه سفر کند.
روز چهارشنبه، عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان، به همراه سایر میانجیگران پاکستانی برای حمایت از آتشبس شکننده آمریکا و ایران — که قرار است هفته آینده منقضی شود — وارد تهران شد. اسلامآباد یک مکان احتمالی برای دور دیگری از مذاکرات است؛ انتخابی که پرزیدنت ترامپ نیز روز سهشنبه آن را تأیید کرد. اما با توجه به برنامه سفر شریف، بعید است این اتفاق در این هفته رخ دهد.
صرفنظر از اینکه مذاکرات در کجا و چه زمانی برگزار شود، پاکستان کرسی برجستهای در میز مذاکره خواهد داشت. مقامات پاکستانی در حال انجام یک بازی بلندمدت هستند. آنها مذاکرات آخر هفته گذشته را اولین گام در روندی توصیف کردهاند که آن را «روند اسلامآباد» نامیدهاند — که احتمالاً نشاندهنده اذعان آنها به این واقعیت است که برای رساندن دو رقیبِ بیاعتماد به توافق، به بیش از یک نشست نیاز است.
با این حال، یک آزمون مهم بهسرعت در حال نزدیک شدن است. پاکستان و سایر میانجیگران تحت فشار خواهند بود تا آمریکا و ایران را متقاعد کنند که پس از پایان آتشبس فعلی، به توقف درگیریها ادامه دهند. این امر زمان بیشتری برای مذاکرات میخرد و فرصتهای بیشتری به پاکستان میدهد تا اعتبار خود را بهعنوان یک میانجیگر ارشد در حل منازعات به رخ بکشد.
۱. بحران فهرست رأیدهندگان در بنگال غربی اندکی پیش از برگزاری انتخابات، ایالت بنگال غربیِ هند با یک جنجال بزرگ مواجه شده است. تغییرات سراسری اعمالشده توسط کمیسیون انتخابات هند باعث حذف ۹ میلیون نفر (بیش از ۱۰ درصد از جمعیت ایالت) از فهرست رأیدهندگان شده و اعتراضات گستردهای به همراه داشته است.
این اقدام که ظاهراً با هدف کاهش تعداد رأیدهندگان فاقد صلاحیت انجام شده، نگرانیهایی را در میان منتقدان ایجاد کرده است مبنی بر اینکه دهلینو از این تغییرات برای تقویت چشمانداز انتخاباتی «حزب بهاراتیا جاناتا» (BJP) سوءاستفاده میکند. بخش قابلتوجهی از رأیدهندگانِ حذفشده از این فهرست، مسلمانانی هستند که معمولاً به حزب «کنگره ترینامول» (Trinamool Congress) رأی میدهند.
حزب کنگره ترینامول مدتهاست که کنترل دولت ایالتی را در دست دارد و ماماتا بانرجی، سروزیر بنگال غربی — که نزدیک به ۱۵ سال در قدرت بوده است — یکی از بزرگترین رقبای منطقهایِ نارندرا مودی، نخستوزیر هند، محسوب میشود.
۲. غیبت وزیر دارایی هند در نشستهای بهاره واشنگتن نیرمالا سیتارامان، وزیر دارایی هند، به دلیل آنچه «مشغلههای داخلی» عنوان شده، در نشستهای بهاره صندوق بینالمللی پول و بانک جهانی در واشنگتن شرکت نخواهد کرد. این سومین سال متوالی است که سیتارامان این رویداد را از دست میدهد؛ اتفاقی که اگرچه قابلتوجه است، اما از دیدگاه دهلینو منطقی به نظر میرسد.
با توجه به قدرت اقتصاد هند، دولت این کشور نیاز مبرمی برای اعزام مقامات ارشد خود به واشنگتن جهت دیدار با حامیان مالی چندجانبه احساس نمیکند. همچنین اکنون لحظه حساسی برای روابط هند و آمریکا است. اما سیتارامان در این تصمیم تنها نیست؛ تعداد کمی از وزرای دارایی کشورهای جنوب آسیا حضور خود را در واشنگتن تأیید کردهاند. دو استثنا، محمد اورنگزیب از پاکستان و امیر خسرومحمود چودری از بنگلادش هستند. (اورنگزیب پای ثابت نشستهای اخیر بوده و چودری نماینده دولت جدید بنگلادش است). با این حال، سورنیم واگله، وزیر دارایی دولت تازهتأسیس نپال (و اقتصاددان پیشین بانک جهانی)، نیز در کشور خود باقی خواهد ماند.
۳. بحران مسکن در جنوب آسیا تازهترین نظرسنجی جهانی گالپ از میان بیش از ۱۴۰ کشور نشان میدهد که جنوب آسیا برخی از گرانترین و غیرقابلدسترسترین بازارهای مسکن در جهان را دارد. چهار کشور از این منطقه در میان ۱۰ کشور برتر (با بدترین وضعیت) قرار دارند: سریلانکا (رتبه ۲)، بنگلادش (۵)، هند (۶) و نپال (۸). ۵۴ درصد از شهروندان سریلانکاییِ شرکتکننده در نظرسنجی اعلام کردند که در یک سال گذشته برای تأمین هزینه مسکن با مشکل مواجه بودهاند.
نتایج این نظرسنجی بازتابدهنده چالشهای کلیدی کشورهای جنوب آسیاست: فقر، شهرنشینی، تراکم بالای جمعیت و کمبود زیرساختهای اساسی. این آمار همچنین به شکنندگی اقتصادی در سراسر منطقه اشاره دارد: سریلانکا هنوز در حال بازیابی از بحران عظیم سال ۲۰۲۲ است، در حالی که بنگلادش و نپال با مشکلات عمدهای نظیر فقدان تنوع در صادرات و فرار مغزها دستوپنجه نرم میکنند. شوکهای اضافی — از جنگهای اوکراین و ایران گرفته تا بلایای طبیعی — ضربه سختی به این کشورها وارد کرده و بر مشکلات مردم، از جمله دشواریِ تأمین مسکن، افزوده است.
ورود اینترنت ماهوارهای استارلینک به بنگلادش خدمات اینترنت استارلینک (Starlink) نفوذ چشمگیری در جنوب آسیا داشته است؛ این سرویس اکنون در بوتان و سریلانکا در دسترس است و انتظار میرود بهزودی در هند و پاکستان نیز راهاندازی شود.
وضعیت در بنگلادش بسیار جالب است. استارلینک از ماه مه گذشته در این کشور با برخی از پایینترین سطح «تأخیر» (Latency) در آسیا در دسترس قرار گرفته است. (پایین بودن نرخ تأخیر انتقال داده به معنای کیفیت و قدرت بالای خدمات است). گزارش جدید شرکت رهگیری اینترنت Ookla توضیح میدهد که ایستگاههای زمینی محلی در سراسر بنگلادش، اتکای این شبکه به تأسیسات دورتر را کاهش داده و سطح تأخیر را پایین نگه داشتهاند.
با این حال، این گزارش نتیجهگیری میکند که استارلینک علیرغم کیفیت بالا، به دلیل هزینههای سنگین، انتخاب محبوبی برای مصرفکنندگان بنگلادشی نیست. هزینه این سرویس در بنگلادش حدود ۵۰ دلار در ماه است (که با نرخ سایر کشورهای آسیایی برابری میکند)، در حالی که سرانه تولید ناخالص داخلی بنگلادش کمتر از ۴۰۰۰ دلار است. این موضوع باعث میشود استارلینک برای بخش بزرگی از مردم بنگلادش غیرقابلدسترس باشد. کارشناسان صنعت پیشبینی میکنند که کاربران بنگلادشی ترجیح خواهند داد به خدمات پهنباند موجود (اینترنت ثابت) پایبند بمانند، که ممکن است کندتر از استارلینک باشند، اما بهمراتب ارزانتر هستند.