ویرگول
ورودثبت نام
تحریریه
تحریریهنگاهی دیگر به روایت‌ها و روایتگران امروز
تحریریه
تحریریه
خواندن ۶ دقیقه·۱ ماه پیش

نظریه بازی‌ها (گیم تئوری) در نقض آتش‌بس‌ها

آتش‌بس‌هایی مانند آنچه در خلیج‌فارس می‌بینیم، دائماً نقض می‌شوند؛ اما همچنان کارآمدند.

اکونومیست | ۱۶ آوریل ۲۰۲۶

آتش‌بس میان آمریکا و ایران شروعی خشونت‌آمیز داشت. پس از اعلام آتش‌بس در ۸ آوریل، اسرائیل بمباران نیروهای حزب‌الله در لبنان را شدت بخشید (اسرائیل مدعی است لبنان مشمول این توافق نبوده است). در همان ساعات اولیه آتش‌بس، ایران پهپادها و موشک‌هایی را به سمت کشورهای دیگر در خلیج‌فارس شلیک کرد. بحرین می‌گوید اوایل هفته جاری مورد حمله شبه‌نظامیان نیابتی ایران قرار گرفته است. ایران همچنین هنوز جریان عادی ترافیک در تنگه هرمز را از سر نگرفته است و پرزیدنت دونالد ترامپ به نیروی دریایی آمریکا دستور داده تا محاصره ویژه خود را اعمال کند.

از نظر بسیاری، این آن‌گونه نیست که یک آتش‌بس باید پیش برود. اما اگرچه نقض‌ها می‌توانند یک آتش‌بس شکننده و شاید زودگذر را در بوته آزمایش قرار دهند، لزوماً به معنای نابودی مذاکرات نیستند. در طول تاریخ، آتش‌بس‌ها بارها و با زیرکی نقض شده‌اند، بی‌آنکه وضعیت به‌طور کامل به جنگی تمام‌عیار بازگردد. به عنوان مثال، توافق پایان درگیری‌ها در غزه پس از گذشت شش ماه (حداقل روی کاغذ) همچنان پابرجا است، علی‌رغم حملات هوایی اسرائیل که تا همین هفته نیز ادامه داشته است.

آمار و ارقام: خشونت‌ها کاهش می‌یابند، اما محو نمی‌شوند

نشریه اکونومیست با استناد به پایگاه داده‌های «مکان و رویدادهای درگیری مسلحانه» (ACLED)، آمار ۱۲,۳۳۳ رویداد خشونت‌آمیز در دوره‌های ۶۰ روزه مقارن با ۹ آتش‌بس در خاورمیانه و کشورهای همجوار پس از سال ۲۰۲۰ را گردآوری کرده است. اگرچه ترک مخاصمه‌ها به کاهش درگیری‌ها انجامیده‌اند، اما هیچ‌کدام به توقف کامل خشونت‌ها منجر نشده‌اند. به‌طور میانگین، حوادث مرگبار در ۳۰ روز پس از آغاز یک آتش‌بس در مقایسه با ۳۰ روز پیش از آن، ۸۱ درصد کاهش یافته است.

  • موفق‌ترین نمونه: آتش‌بس سال ۲۰۲۰ میان ارمنستان و آذربایجان، که تنها با خشونت‌های پراکنده همراه بود، موفق‌ترین مورد در میان این ۹ توافق به شمار می‌رود (با وجود بازگشت کوتاه به درگیری‌ها در سال ۲۰۲۳).

  • ضعیف‌ترین نمونه‌ها: در مقابل، آتش‌بس‌های موقت میان اسرائیل و حماس در اواخر سال ۲۰۲۳ و همچنین حدفاصل ژانویه تا مارس ۲۰۲۵، پس از پایان یافتن، به‌سرعت به سطح درگیری‌های پیش از آتش‌بس بازگشتند.

  • حد وسط: بیشتر آتش‌بس‌ها در نقطه‌ای میان این دو حد افراطی قرار می‌گیرند. در این موارد، خشونت‌ها بلافاصله پس از اجرای آتش‌بس کاهش یافت، اما هرگز به صفر نرسید. در برخی نمونه‌ها، این سطحِ پایین‌ترِ خشونت حفظ شد و در موارد دیگر، خشونت‌ها به‌تدریج تا نزدیک به سطوح پیش از آتش‌بس افزایش یافت.

ادامه جنگ با ابزارهای دیگر

والری استیشر از «مرکز مطالعات امنیتی» (مؤسسه تحقیقاتی وابسته به دانشگاه ETH زوریخ) استدلال می‌کند که اینکه آتش‌بس‌ها به‌ندرت از تمام نقض‌ها جلوگیری می‌کنند، آن‌ها را بی‌معنا نمی‌سازد. او می‌گوید آتش‌بس‌ها اغلب «شکلی از چانه‌زنی استراتژیک» هستند که برای بازنویسی شرایط یک درگیری به کار می‌روند، نه صرفاً اقداماتی بشردوستانه. با اقتباسی آزاد از جمله معروف کارل فون کلاوزویتس (استراتژیست نظامی پروسی قرن نوزدهم)، شاید مفیدتر باشد که آتش‌بس‌ها را «ادامه جنگ با ابزارهای دیگر» در نظر بگیریم.

بسیاری از موارد نقض آتش‌بس تصادفی هستند؛ جناح‌های متخاصم ناخواسته در میدان نبرد با یکدیگر برخورد می‌کنند، یا عوامل خرابکار در یک سو تلاش می‌کنند با دامن زدن به خشونت، مذاکرات صلح را از مسیر خارج کنند. اما به نظر نمی‌رسد در سومین جنگ خلیج‌فارس چنین وضعیتی حاکم باشد. اگرچه در تئوری، ساختار فرماندهی غیرمتمرکز سپاه پاسداران انقلاب اسلامی امکان به خطر انداختن مذاکرات توسط یک فرمانده را فراهم می‌کند، اما حملات اخیر که توسط رسانه‌های دولتی ایران نیز تأیید شده‌اند، به نظر می‌رسد از حمایت کامل رهبری رژیم برخوردارند.

استراتژی «این به آن در» (Tit-for-Tat)

پس تخلفات هفته اول آتش‌بس ایران را چگونه باید تفسیر کرد؟ یک توضیح این است که تمام طرف‌ها عمداً توافق را نقض می‌کنند تا به یک مزیت استراتژیک دست یابند، و سپس برای بازدارندگی در برابر نقض‌های طرف مقابل، دست به اقدامات تلافی‌جویانه می‌زنند. ادبیاتِ «نظریه بازی‌های آتش‌بس» نشان می‌دهد که توافقاتِ توقف خصومت‌ها، یک «آستانه» ایجاد می‌کنند که حملاتِ پایین‌تر از آن سطح می‌توانند ادامه یابند.

سطح دقیق این آستانه اغلب ناشناخته است، اما معمولاً توسط هر دو طرف از طریق استراتژی «این به آن در» (Tit-for-tat) مدیریت می‌شود؛ به‌گونه‌ای که هر اقدام تحریک‌آمیز با پاسخی هم‌ارز روبه‌رو می‌شود. حملاتی مانند حمله اسرائیل در لبنان، یا حملات گروه‌های نیابتی ایران، می‌توانند بر مخالفان در میز مذاکره فشار بیاورند. اما حملاتِ فراتر از این آستانه، می‌توانند به فروپاشی کامل آتش‌بس‌ها و بازگشت به پویایی‌های به‌شدت تنش‌زا منجر شوند.

لبنان؛ آزمایشگاه استراتژیک ایران

این نقض‌ها همچنین ممکن است بازتاب‌دهنده درکی از قواعد پذیرفته‌شده در «درگیری‌های با شدت پایین» باشد؛ قواعدی که طی دهه‌ها توسط استراتژیست‌های آمریکا، اسرائیل، ایران و حزب‌الله صیقل داده شده است. اگرچه ایران از سال ۱۹۸۸ تا سال گذشته در هیچ جنگ متعارفی شرکت نکرده بود، اما تجربه فراوانی در درگیری‌های سطح پایین دارد که اغلب به‌رغم آتش‌بس‌های رسمی رخ داده‌اند.

ایران و حزب‌الله آموخته‌اند که چگونه یک بازیگر ضعیف‌تر می‌تواند آنچه را که مقامات ایرانی «معادلات بازدارندگی» می‌نامند، ایجاد کند: خطوط قرمزِ نانوشته‌ای که از طریق حملاتِ متقابل اِعمال می‌شوند. حزب‌الله به حملات اسرائیل (و بالعکس) به همان شکل، با همان تعداد راکت و تلفات و اغلب در همان زمان از روز پاسخ می‌داد.

دانیل سوبلمن از دانشگاه عبری اورشلیم می‌گوید: «درگیری طولانی‌مدت در لبنان و شمال اسرائیل، آزمایشگاه استراتژیکِ ایران بود.» نقض‌های متقابلِ آتش‌بس به حزب‌الله این امکان را داد تا اسرائیل را بدون شعله‌ور کردن یک جنگ تمام‌عیار مهار کند.

پس از آغاز سومین جنگ خلیج‌فارس، رسانه‌های دولتی ایران اعلام کردند که این کشور خواهان «تنظیم مجددِ معادله بازدارندگی خود» است. ایران بارها وعده داد که حملات به زیرساخت‌های غیرنظامی خود را با تلافی‌جویی علیه زیرساخت‌های انرژی در خلیج‌فارس پاسخ خواهد داد. همین امر باعث شد آقای ترامپ از افراطی‌ترین تهدیدات خود عقب‌نشینی کند. به گفته سوبلمن، این تهدیدات به همراه مسدود شدن تنگه هرمز، توانایی آمریکا برای تشدید تنش را کُند کرد و نوعی «تقارن» را به نبرد ایران با آمریکا وارد ساخت.

وداع با اسلحه؛ چشم‌انداز آینده

دنی سیترینوویچ، افسر پیشین اطلاعاتی اسرائیل می‌گوید: «زمانی که پویایی‌های تنش‌زا به پایان می‌رسند، گفتگوها می‌توانند آغاز شوند.» آتش‌بس به تمامی طرف‌ها فرصتی داد تا مواضع خود را مورد بازسنجی و کالیبراسیون مجدد قرار دهند.

ترک مخاصمه‌ها اغلب شرایط صلح‌آمیزترِ بلندمدتی را به همراه می‌آورند. گروه تحقیقاتی «پروژه آتش‌بس» ۲,۲۰۳ آتش‌بس را بین سال‌های ۱۹۸۹ و ۲۰۲۰ بررسی کرده است:

  • حدود نیمی از آن‌ها بدون بازگشت به جنگ پایان یافتند.

  • یک‌سومِ آن‌ها شکست خوردند.

  • آتش‌بس‌ها در خاورمیانه ضعیف‌ترین موارد بودند (بیش از نیمی از آن‌ها با شکست مواجه شدند).

پژوهشگران دریافتند که توافقات در همان اوایل کار، بیشترین میزان شکنندگی را دارند. و علی‌رغم پیش‌بینی مطمئن آقای ترامپ مبنی بر اینکه توقف درگیری‌ها در ژوئن ۲۰۲۵ «برای همیشه» دوام خواهد داشت، تصمیم آمریکا برای از سرگیری بمباران ایران در ماه فوریه نشان می‌دهد که حتی موفقیت‌های کوتاه‌مدت نیز تضمینی برای صلح پایدار نیستند.

چالش نظارت شخص ثالث: نظارت توسط اشخاص ثالث شانس دوام یک آتش‌بس را افزایش می‌دهد. اما جنگ در ایران متفاوت است، زیرا آمریکا یک طرفِ مستقیمِ جنگ است و بعید است که اجازه دهد یک شخص ثالث بر حضور او در منطقه نظارت کند. این موضوع نگران‌کننده است، زیرا توافق صلح فرآیندی دشوار است (مانند توافق «جمعه نیک» در ایرلند که ۷۰۰ روز مذاکره طلبید). موکول کردن گفتگوها به آینده می‌تواند آتش‌بس را طولانی کند، اما حل‌وفصل نهایی را به تأخیر می‌اندازد (مانند آتش‌بس غزه که در مرحله ۱ گیر کرده است یا جنگ کره که از سال ۱۹۵۳ بدون صلح رسمی متوقف شده است).

آمریکا در حال بررسی تمدید آتش‌بس کنونی برای خرید زمان بیشتر جهت مذاکرات است. از قضا، تمایل هر طرف برای بازگشت به جنگ (از جمله از طریق نقض آتش‌بس برای کسب اهرم فشار) خودش یک اهرم فشار در میز مذاکره است. اسرائیل از ادامه جنگ راضی است. به نظر می‌رسد ایران نیز جنگ را به یک توافق بد ترجیح می‌دهد.

آقای سیترینوویچ نتیجه‌گیری می‌کند: «اگر ترامپ تصمیم بگیرد به جنگ بازگردد، ایران نیز بازخواهد گشت... ایران مانند یک پوکرباز است که نه تنها شرط را می‌پذیرد (Call)، بلکه آن را بالا هم می‌برد (Raise).»

ایراندونالد ترامپجنگتوافق
۳
۰
تحریریه
تحریریه
نگاهی دیگر به روایت‌ها و روایتگران امروز
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید