ویرگول
ورودثبت نام
R F
R F. . .
R F
R F
خواندن ۲۰ دقیقه·۵ سال پیش

چگونه زنان، مردان و روابط را کنترل می کنند؟


در اکثر روابط، زنان قدرت بیشتری نسبت به مردان دارند. یک زن معمولی به لطف سه اهرم قدرت، روابط را کنترل می کند.

او (زن):

1. خود را به عنوان با ارزش ترین عضو رابطه (جایزه رابطه) جا میزنند.

2. چارچوبی تنظیم می کند که وظیفه مرد تأمین نیازهای اوست ("ارائه دهنده قالب").

3. ارزش و شایستگی مرد را بر اساس توانایی تأمین مالی زن ارزیابی می کنند (قضاوت در مورد قالبها).


بیشتر خانم ها این کار را بصورت ناخودآگاه انجام می دهند و اکثر مردان حتی بدون اینکه متوجه شوند تحت کنترل هستند و قالبهای زنانه را می پذیرند.

در این مقاله ، شما می آموزید که زنان دقیقاً چگونه مردان را کنترل می کنند ، و چگونه می توانید کنترل ها را از میان بردارید.


زنان چگونه مردان را اهلی می کنند؟

در بیشتر روابط ، زنان رهبران اصلی هستند. آنها با در اختیار گرفتن نقش قاضی در رابطه، مردان را متهم كنند و مقهور خود می كنند. این مورد به چه معنیست؟

زنان با مرجع ساختن خود برای تعریف درست و غلط ، مناسب و نامناسب و استانداردهای رفتاری، مردان را کنترل می کنند.

مردان به ندرت قالبهای زنانه را به چالش می کشند و این بدان معنی است که مردان طبق قوانین زنانه بازی می کنند. زنان برای پیاده کردن چارچوبهای مرجع خود در زندگی روزمره ، از ابزارهای زیر استفاده می کند:

  • نمایش بازی کردن و نق زدن (تعیین اولویت های مهم)
  • سرزنش و انتقاد (با اتخاذ موضع دفاعی، مرد را شکست می دهد)
  • شرمسار کردن مرد (قویترین اهرم برای اعمال فشار)


زنان با استفاده از این سه ابزار رهبر رابطه می شود و این مقام به او اجازه می دهد تا وظایف مرد را مشخص کند (مرد باید بتواند هزینه زندگی زن را تأمین و او را خوشحال کند).



1. نمایش بازی کردن و نق زدن:

نمایش بازی کردن و نق زدن، ابزار زنانه برای سازگار کردن و تغییر رفتار مردان است. به اختصار:


1.1 نق زدن:

نق زدن ابزاری برای تغییر رفتار در طولانی مدت است. این ابزار از طریق شرط سازی با ارائه پاداش و مجازات ها (رفتارگرایی) کار می کند: آنچه را دوست دارم انجام بده و مرا خوشحال کن(تا شاید کلوچه را بدست بیاری). آنچه را دوست ندارم انجام نده ، درغیر اینصورت سقوط می کنی و عصبانیت آزار دهنده من (تقویت منفی) را به دست می آوری.

به قول Ph.D. Harriet Braiker (روانشناس بالینی):

نق زدن تنبیه انسانی معادل شوک الکتریکی به موش است.

سرانجام ، مرد قوانین را در باطن خود میپذیرد. وقتی این اتفاق افتاد، نق زدن همچون "صدایی" در سر مرد میپیچد و باعث می شود تا در صورت عدم رعایت چارچوبها احساس عذاب وجدان کند و سرانجام قوانین زنانه را دنبال کند.

نق زدن، اولویت مهم را تعیین می کند و مشخص میکند "شما چگونه تغییر کنید".

درست مثل آب که در طول سالها سنگ را میتراشد، نق زدن در طولانی مدت فشاری است که با گذشت زمان، مرد را به مجسمه مطلوب زن بدل میکند.


1.2 نمایش بازی کردن:

در حالی که نق زدن ابزاری طولانی مدت برای اصلاح رفتار است، نمایش بازی کردن، مثل اشعه لیزر متمرکز و سریع عمل میکند. اگر نق زدن اولویت های مهم را تعیین کند ، نمایش بازی کردن اولویت های ضروری را تعیین می کند.

نق زدن می گوید "شما خوب نیستید" ، در حالی که زن با اجرای نمایش می گوید "کاری که اکنون انجام می دهی خوب نیست.

در اینجا یک مثال از نمایش های زنان آورده شده است:


زن: (احساساتی ، فریادزنان ، با صدای لرزان): عزیزم ، برو ، یه کاری کن (به سمت جایی که باید برود اشاره کند)! عجله کن غضنفر!

مرد: (بلند می شود و اقدام می کند)

زن: (با احساسات بیشتر، فشار را بالا نگه می دارد و رفتار مرد را هدایت می کند)


راز یک نمایش زنانه خوب احساسات است. زنان احساسات را بطور اغراق آمیز به نمایش در می آورند و آن را با نگرش خودخواهانه ای که فریاد می زند "من درست می گویم" تحویل مرد بیچاره می دهند. از آنجا که مردان خودشان نمایش بازی کردن را بلد نیستند و به این نوع از ارتباط که بیش از حد عاطفی (و پرخاشگرانه) است، عادت ندارند، در مغز آنها این رفتار به عنوان یک اورژانس واقعی تلقی و پاسخ داده میشود.در واقع مردان نمیتوانند نمایش های زنانه را به درستی درک نمایند و واقعیت پشت پرده را ببینند.

اگر پسری رمان خوانی هستید و قبلا وارد رابطه عاشقانه نشده اید، فقط به این فکر کنید که مردان داستان چند بار درام زنانه را به چالش کشیده اند؟

پاسخ: به ندرت. بسیار به ندرت.

بیشتر مردان ، رفع نیازهای زن را سرلوحه کار خود قرار می دهند.


1.3 نق زدن و نمایش بازی کردن = ابزار قدرتمند قضاوت

نق زدن و نمایش بازی کردن هر دو ابزاری برای تنبیه در دست قاضی هستند. هر دو می گویند "تو کار خود را انجام نمی دهی" و "به اندازه کافی خوب نیستی". زن به صورت ناخودآگاه از آنها استفاده می کند تا شما را به شکل دلخواه خود درآورد.


2. سرزنش و انتقاد

سرزنش و انتقاد ابزاری برای پرخاشگری کلامی جهت تحت فشار قرار دادن مردان است. رفتار مرد برای دفاع از خود به شرح زیر است:

  • گناه را قبول می کند
  • تأیید میکند که او مسئول است
  • تأیید میکند که باید به زن خدمت و او را خوشحال کند


اکثر مردان ، پس از حملات و انفجارهای احساسی زن، هنگامی که زنان به آنها می فشارند ، مبهوت میشوند و واکنشهای زیر را نشان می دهند:

  • حالت تدافعی میگیرند (بد)
  • علت تراشی میکنند (وحشتناک)
  • سعی میکنند تا این مشکل را برطرف نمایند (بد: این مسئله یک مسئله واقعی نیست که بتوانید حلش کنید)
  • با زن مبارزه میکنند (نسبی است ، به نظر می رسد واکنشی بیش از حد نیاز توسط مرد رخ میدهد و وقتی مرد اشتباه می کند، مناسب نیست)
  • از زن میخواهد که آرام شود (بد)
  • سعی می کند مسئله واقعی را بفهمد (در برخی موارد کار می کند ، اما مسئله سرزنش را حل نمی کند)


تلاش برای درک و کشف مسئله واقعی، کلید اصلی حل این مشکل است. این چیزی است که گاتمن(زوج درمانگر) آن را "جستجوی فراتر از شکایت" می نامد و موثر است. اما این دقیقاً نقص اصلی این راه حل است. گاتمن محقق برجسته ای در زمینه روابط است اما در زمینه پویایی قدرت حرفی برای گفتن ندارد.

مسئله واقعی در اینجا این است: زن با سو استفاده از توانایی کلامی و تاکتیک های زورگوئی کلامی باعث می شود تا مرد در نظم مورد نظر او قرار گیرد و این همان چیزی است که یک مرد ابتدا باید به آن بپردازد.


موارد زیر را تصور کنید:

(با دو کیسه سنگین از مواد غذایی وارد خانه می شوید، آنها را روی میز آشپزخانه قرار می دهید)

مرد: خرید کردم، لطفا به من کمک کن تا اونا رو بذارم سر جاش!

(زن شروع به گشتن در میان کیسه ها می کند)

زن: لعنت بهت! پنیر و رب کجاست! مگه من امروز صبح به شما نگفتم رب بگیری؟ نمی تونم باور کنم که فراموش کردی ، این کار ساده ای بود! چطوری ماکارونی را بدون رب آماده کنم! تو همیشه همینی!

از آنجایی که مرد واقعاً اشتباهی مرتکب شده، اغلب در حالت تدافعی قرار می گیرد. اما مشکل این حالت این است که مرد به مسئله واقعی که همان فراموشی کوچک است نمیپردازد بلکه لحن پرخاشگرانه زن تبدیل به مسئله اصلی میشود.

حتی مهمتر از آن ، مرد اینجا چارچوب قدرت زن را تأیید می کند: اینکه باید به زن خدمت کند و اوامر او را اجرا کند (و باید این کار را به درستی انجام دهد).


چگونه با سرزنش مقابله کنیم؟

در اینجا نحوه مقابله درست با سرزنش توضیح داده میشود:


زن: لعنتی، رب کجاست! مگر من امروز صبح به شما نگفتم رب بگیری؟ نمی تونم باور کنم که فراموش کردی ، این کار ساده ای بود! چجوری ماکارونی را بدون رب آماده کنم! تو همیشه همینی!

(چند ثانیه مکث کنید ، نگاهش کنید)

مرد: از لحن شما ناراحتم.

(مرد به مسئله رب توجه نمی کند بلکه با آرامش به سراغ اصل موضوع می رود.)

زن: منظورت از لحن من چیه، در مورد چی صحبت می کنی ، رب نخریدی!

مرد: درسته. رب رو فراموش کردم اما چگونه این به تو این حق را می دهد که صدای خود را بلند کنی و به من حمله کنی؟

(با پذیرفتن اینکه واقعاً اشتباهی مرتکب شده اید ، از خود در برابر حملات بعدی محافظت می کنید و با مشخص کردن انتقادات بیشتر - و از نظر عاطفی بیشتر بارگذاری شده - اکنون شما همان بازی را انجام می دهید و از خود حمایت می کنید.)

زن: حمله؟ من بهت حمله نمی کنم، من فقط میگم رب را فراموش کردی ، حالا چجوری پاستا بپزم؟

مرد: تو با خشم سر من فریاد می کشی. برای یک مسئله بسیار بسیار جزئی. این کار خوبی نیست

(حالا زن اعتراف میکند که بیش از حد واکنش نشان داده و پرخاشگری راهی برای مقابله با مسائل نیست) میتوانید چیزی مانند این بگویید:

مرد: ببین من بدم که رب رو فراموش کردم. اما برام مهمتر اینه که چطور با مسائل برخورد کنیم. چون رب خریده میشه و تموم میشه اما نحوه برخورد ما با هم میمونه. سرزنش ، داد زدن و هر روش ناخوشایند دیگری برای برقراری ارتباط ، اون چیزی نیست که من از رابطه خوب و سالم می دانم و میخوام با شما رابطه سالم و محترمانه ای برقرار کنم چون اینطورری با شما رفتار می کنم و انتظار بازگشت یکسانی را دارم.

(مکث)

واضحه؟


با این کار ، شما به پویایی قدرت پرداختید: شما کیسه مشتی برای عصبانیت او نیستید. اکنون می توانید به سراغ دلایل اصلی این مسئله خاص بروید. برای رسیدن به دلایل اصلی چنین وضعیتی ، به اولویت های خود فکر کنید.

و اگر متوجه شدید که به رب اهمیتی نمی دهید و نمی خواهید زندگی خود را صرف خرید رب کنید ، پس وظیفه مهم بودن رب را به زن بسپارید. با صراحت به او بگویید چون رب برایتان مهم نیست ، احتمالاً در آینده دوباره فراموش می کنید و دیگر هیچ مسئولیتی در مورد تهیه رب نخواهید پذیرفت. با توجه به اهمیت موضوع برای زن، از این پس ، خود او مسئولیت آن را بر عهده گیرد.



3. شرمسار کردن

شرمسار کردن، اهرم قدرت داوری مردان توسط زنان است. شرم ابزاری برای پرخاشگری و انطباق روانی است. برنه براون (محقق) می گوید که شرم از نیاز ما برای داشتن شایستگی عشق و احترام استفاده می کند. شرم ما را با تحقیر ، انزوا و تحریک احساس عدم لیاقت مجازات می کند.

وقتی زنان از شرمسار کردن در روابط خود استفاده می کنند، به چیزی حمله می کنند که هر مرد عمیقاً درون خود خلا آن را احساس می کند: مرد بودن

برخی از قدرتمندترین حملات به مردانگی عبارتند از:

  • ناموفق
  • ضعیف
  • ناتوان
  • سوسول


در اینجا مثالی از زنی، که می خواهد به مرد آسیب برساند و کلمه "ضعیف" را به عنوان سلاح انتخابی خود برمیدارد، آورده شده است:


زن: (با تاسف سرش را تکان می دهد) اوه ، خدای من ، غضنفر! آیا اون دختر یکی از شماست؟

مرد: اره، سکینه بود

زن: (کنایه آمیز) اوه عالیه. اوه عالیه(...) شما خانوادگی خیلی ضعیف هستید


قدرت شرم وقتی تشدید می شود که کل جامعه پشت سر این اتهام قرار می گیرند - یعنی: کل جامعه موضع قاضی(زن) را در برابر مرد می گیرند . به عنوان مثال ، تأمین هزینه خانواده یا حمایت از زنان. مردان دیگر این ارزشها و اعتقادات را درونی کرده اند، و به زنان اجازه می دهد تا قلب مردانگی مرد را بطور غیر مستقیم مچاله کند.

در روابط ، زنان می توانند باعث شرم مردان در نقش های ارائه دهنده شوند و به طور بالقوه اهداف و رویای مرد را خراب کنند. به عنوان مثال:


پسر: من نمی خوام سر کار قبلی برم ، من به کار رستوران خواهم پرداخت

مادر: تو برمیگردی سر کارت ، و وام را می پردازی


پسر می گوید ترس بود که او را به گوشه ای سوق داد. مادرم حتی نیازی به گفتن این نداشت "اگر نتونی قسطات رو بدی، مرد واقعی نیستی". این یک معنای ضمنی بود: پسر قبلاً این قاعده را از جامعه گرفته و پذیرفته بود. زنان معمولاً نگرشی را اتخاذ می کنند که دامنه "معنای مرد بودن" را متناسب با خواسته ها و نیازهای آنها افزایش دهد.

بنابراین شرم ایجاد می شود:


زن: من ناراضی هستم. مرا شاد کن (یا تو مرد واقعی نیستی)

مرد: خوب ، بذار به هر سازت برقصم

زن: از من محافظت کن و احساس امنیت کن. خونه ای تو بالا شهر بخر(یا مرد واقعی نیستید)

مرد: خوب ، سخت کار میکنم تا بتونم ...

زن: مرا ارضاکن (یا تو مرد واقعی نیستی)

مرد: خوب ، میرم پورن ببینم، ماساژ یاد بگیرم، قرص بخورم تا بتونم خوشبخت تر کنم ...


توجه داشته باشید که هیچ یک از موارد فوق فی نفسه اشتباه نیست. اما اگر رابطه دوطرفه نباشد، ناسالم و آزار دهنده می شوند. زنان برای كنترل مردان ، از شرم استفاده میکنند و دامنه "معنای مرد واقعی بودن " و "انجام كار خوب به عنوان یك مرد را" افزایش می دهند.

اگر مردان بخواهند آزاد باشند و یوغ بندگی را دور بریزند چه؟

می توانید کل مفهوم "مرد واقعی بودن" را کنار بگذارید.، چرا باید اجازه دهید کسی آنچه را که باید باشی دیکته کند؟ در عوض هر آنچه می خواهید باشید. می توانید تعریف شخصی خود را از معنای مرد بودن ارائه دهید و فقط از استانداردهای خود پیروی کنید.



4.تعیین وظایف


تعیین وظیفه، هسته اصلی چگونگی کنترل زنان بر مردان است. نمایش بازی کردن، انتقاد و نق زدن ابزارهای حمایتی برای اطمینان از پیگیری وظایفی است که زن مهم می داند. بسیاری از زنان برای آزمایش عشق مردان، تعیین وظیفه برای او راشروع میکنند.

مرد هرچه بیشتر وظایف خود را اجرا کند، احتمال سرمایه گذاری روی او بیشتر خواهد بود. بنابراین ، انجام وظیفه در اوایل روایط نیز به عنوان ابزار غربالگری زنان شناخته میشود.

مثلا در ابتدای رابطه، شاید شما دو نفر در حال خرید هستید و او همه کیسه ها را به شما می دهد و به شما می گوید "اینو نگه دار".

گاهی ممکن است به اندازه کافی قوی ، مستقل و عصیانگر باشید ، زن صبر میکند تا شما به این رابطه متعهد شوید و بعد با تعیین وظیفه و شرمسار کردن شما، کنترل آغاز میشود.

شاید برای برخی از مردان تعجب آور باشد اما وقتی از یک تعهد اصلی مانند "انحصار" ، "وضعیت رسمی" یا "ازدواج" عبور می کنند ، تقاضای زنان خود به طرز چشمگیری افزایش می یابد.

اتفاقی که می افتد این است که شما در اوایل هم مسئولیت داشتید ولی او جرات نمی کرد موضع قضاوتی در مورد شما به کارگیرد. بعلاوه ، شما احتمالاً چندبار نمایش زنانه او را سرزنش کرده اید. اما این بدان معنا نیست که او تلاش برای اهلی کردن شما را متوقف خواهد کرد. فقط روند برای مدت کوتاهی متوقف شده است.

تا کی؟

تا زمانی که قدرت او افزایش یابد مثلا پس از یک مرحله مهم مانند تعهد دادن(ازدواج)

بعضی از مردان ، مانند عشاق فوق العاده ثروتمند ممکن است هرگز به درجه ای نرسند که برایشان وظیفه تعریف شود اما 99٪ مردان با این موضوع رو به رو میشوند.

بنابراین خود را آماده کنید. در اینجا مثالی از تعیین وظیفه + نق زدن در حین مشاجره می آوریم. بیشتر از همه ، به نحوه برخورد زن و عدم توانایی مرد برای مقاومت در برابر او توجه کنید. اعتقاد و برخورد صحیح زن باعث می شود که چارچوبی آهنین بسازد و به نظر می رسد که این نتیجه گیری از قبل در ذهن مرد جای دارد که او حق دارد و خطاکار مرد است.

به نظر می رسد که زمینه چنین چیزی از رابطه مادر / کودک نشئت بگیرد. مادر "می داند" چه کاری درست است و مرد (بچه سرکش) نمی تواند انتظارات درست او را برآورده کند


زن: (پر از احساس و التهاب): من خرید کردم، کل خونه رو تمیز کردم و طی سه ساعت گذشته آشپزی کردم. بیا به چیدن میز کمک کن

مرد: خودت نمی خواهی تمومش کنی؟ کار را که کرد، آن که تمام کرد

زن: میز را بچین


مرد قوی و مستقل به نظر می رسد ، اما چنین نیست. مرد به جای دستور دادن، نسبت به دستورات زن واکنش نشان می دهد، و این گاهی باعث درگیری میشود.

در عوض مرد باید به شیوه رئیس گونه زن فکر کند و بعد از اینکه با پرخاشگری او مقابله کرد، اگر قولی داده است باید کار را به روش خودش انجام دهد. هرچه مرد، بیشتر وظایف را اجرا کند ، بیشتر به وظایفش اضافه میشود.

سازگاری شناختی (Festinger ) بیان می کند که هرچه فرد بیشتر وظایف خود اجرا کند ، سرسپردگی بیشتر درونی میشود(تصور کنید که پسر بچه و مادر چنین رابطه ای را تجربه کرده اند.)

و با نگاه به تئوری منطقی سازی گذشته(ایگلمن ، 2011) ، هر چه وظایف بیشتری انجام داده شوند، احتمال اینکه مرد با گفتن اینکه "زن ارزشش را دارد" اقدامات خود را عقلانی تلقی کند ، بیشتر است.

بنابراین ، با تعیین وظایف، زن همچنان قدرت خود را افزایش می دهد و به طور موثرتری خود را به عنوان "جنس برتر" رابطه در نظر می گیرد.


?نحوه برخورد با تعیین وظیفه

در اینجا نحوه برخورد با تعیین وظیفه آورده شده است:

?به آنچه می توانید و نمی توانید انجام دهید فکر کنید

شما دیگر پسربچه نیستید و نباید مثل قبل با شما رفتار شود. اگر می خواهید رابطه برقرار کنید ، لازم است برخی از عادت های خود را تغییر دهید ، به چیزی متعهد شوید و در مورد چیز دیگری سازش کنید اما این بدان معنا نیست که شما باید تمام وظایف را انجام دهید.

به آنچه می توانید و نمی توانید انجام دهید فکر کنید و آن را روشن کنید. به خوبی با زن ارتباط برقرار کنید و قاطعانه مرزهای خود را تعیین کنید. نمایش بازی کردن ، نق زدن و تعیین تکلیف به (نزدیک) صفر کاهش می یابد.

?بازگشت تمام وظایف به فرستنده

همانطور که در سرزنش دیدید، همه وظایفی که برای او عزیز است ، اما برای شما نه ، وظایف او است. می توانید از این طریق عمل کنید:

مرد: یک لحظه صبر کنید. آیا من روی میز خوشگل می خواهم یا تو؟ پس چرا از من می خواهی حواسم باشه؟

اساسا این است: آنچه را که توافق کرده اید انجام دهید و به او هم وظیفه دهید تا کارهای خودش را انجام دهد. سپس وقتی می خواهد خشمش را روی شما تخلیه کند ، این مرزها را اعمال کنید.

نمایش بازی کردن+تعیین تکلیف+شرمسار کردن= تصرف مرد

هنگامی که یک مرد مقاومت نکند یا در اقدام خود ضعیف عمل کند ، یک زن می تواند همه ابزارها را یکجا ترکیب کند:

  • نمایش بازی کردن، برای اینکه فوریت و اهمیت بیشتر به نظر برسد
  • شرمسار کردن ، به معنای اینکه اگر کاری خلاف تمایلش انجام دهید، شما یک مرد واقعی نیستید
  • تعیین تکلیف: برو این کار را انجام بده!

مثال قبلی که مشاهده کردیم نمونه خوبی از این کوکتل قدرتمند مرگبار زنانه بود.

توجه داشته باشید که نمایش های زنانه به خودی خود شرمندگی را تحمیل می کنند و بدون نیاز به هیچ گونه کنکاش در مردانگی شما رخنه ایجاد میکند. این حقیقت به این دلیل است که بیشتر مردان نسبت به خوشبخت کردن زن احساس مسئولیت می کنند. آنها احساس می کنند که "انجام" کارها وظیفه آنهاست. حتی وقتی "انجام کارها" در واقع به معنای "انجام کارهایی برای زن" است. انجام ندادن کارها ، به ویژه هنگامی که زن کاملاً احساسی است ، برای مردان شرم آور است. و زنان (ناخودآگاه) از این قدرت استفاده می کنند.


چرا زنان برای کنترل مردان اینگونه کار می کنند؟

این سوال به طور طبیعی برای هر ذهن کنجکاوی پیش می آید. چرا زنان سیاستمدارانه تلاش میکنند تا مردان را کنترل کنند و کنترل روابط را در دست بگیرند؟

همه اینها به زیست شناسی ، تکامل و سرمایه گذاری والد نر برمی گردد. این مسئله ای پیچیده است ، اما ما آن را تا حد ممکن کوتاه خواهیم کرد. سرمایه گذاری والد نر معیار اندازه گیری میزان هزینه ایست که مردان برای فرزندان خود متقبل میشوند.

مت ریدلی توضیح می دهد که در گونه هایی که نر اصلاً سرمایه گذاری نمی کند، ماده فقط به ژن های خود اهمیت می دهد. ماده به منابع ، وفاداری یا سرمایه گذاری نر اهمیتی نمی دهد زیرا می داند به هر حال نمی تواند آنها را بدست آورد.

در قلمرو حیوانات ، انسان در اواسط طبقه بندی برای سرمایه گذاری توسط والدین نر قرار دارند. این بدان معناست که در عمل ، مردان روی فرزندانشان سرمایه گذاری می کنند ، اما نه همیشه ، و نه به اندازه زنان.

به همین دلیل است که زنان می خواهند مردان را کنترل کنند: زنان به دنبال کنترل مردان هستند زیرا می توانند از آنها منابعی بگیرند ، اما از آنجا که همه مردان چنین کاری نمی کنند ، زنان باید مطمئن شوند که شریک زندگی آنها را تأمین می کنند.

بخشهایی از روانشناسی تکاملی حدس و گمان است - زنانی که توانایی کنترل بهتر منابع و سرمایه گذاری مردان را داشتند در طول دوره تکامل موفقیت بیشتری داشته اند ، فرزندان بیشتری داشته اند که زنده مانده اند و رشد کرده اند و "ژنهای کنترل کننده" خود را تا نقاط دور دست گسترش داده اند و به همین دلیل است که امروزه تکنیک های کنترل زنان به جای استثنا، نوعی از هنجار است. حتی اگر بحث های تکاملی را کنار بگذاریم، آیا اگر یک زن بتواند مرد خود را کنترل کند، زندگی راحت تری نخواهد داشت؟

قطعا همینطور است. یک مرد رام برای آسایش کودکان، بیشتر و بهتر تلاش می کند. کار زن بر روی یک مرد یک عمل اهلی سازی است. او از یک اسب سرکش آزاد، رکاب میگیرد.


رابطه به مثابه بازی و زن به مثابه جایزه

زمان خوبی برای معرفی مفهوم "جایزه رابطه" است. مطیع ساختن مردها توسط زنان وقتی رخ میدهد که زن بتواند خود را به عنوان جایزه رابطه تعیین کند. در این حالت، مرد نه تنها به طور طبیعی تمام رفتارها و پویایی هایی را که تاکنون در مورد آن بحث کردیم می پذیرد ، بلکه از الزامی بودن آنها خوشحال خواهد بود.

از طرف دیگر ، مردانی که تابع بودن در رابطه را نمیپذیرند، باید مراقب مانورهای زن برای تبدیل شدن به "ملکه رابطه" باشند. حتی "شوخی" های بی ضرر در مورد ملکه بودن او نیز می تواند عواقب ناگواری برای مرد به همراه داشته باشد.

اکثر مردان نمیدانند که در روابط تحت سلطه زنان قرار دارند. مردانی که به این مسئله معترفند، تلویحا از تابع بودن ابراز ناراحتی می کنند اما اغلب این رابطه را می پذیرند و با واقعیت ها همراه می شوند.


چرا در پایان، بسیاری از مردان چارچوب جایزه بودن زن در روابطه را پذیرفته اند؟

پویایی نیرو به ما کمک می کند تا دلیل را درک کنیم:

  • قدرت همسریابی زنان از بیشتر مردان است: برای خیلی از خانم ها بسیار راحت و طبیعی است که خود را به عنوان جایزه در نظر بگیرند. علی رغم این موضوع، زوجین اغلب در هم سطح هستند. اما از آنجا که در بازار جنسی زنان تقاضا دریافت میکنند و مردانند که پیشنهاد می کنند ، اختلاف قدرت وجود دارد.
  • مردان تعقیب می کنند ، زنان ارزیابی می کنند: پویایی دوستیابی همچنین به زنان کمک می کند تا جایزه شوند. مردان تمام کارهارا انجام می دهند در حالی که زنان فقط سیگنال ها را می فرستند و آن مردان را ارزیابی می کنند. پویایی طعمه در رابطه دوستیابی ، ذهنیت مردان را بیشتر متشنج می کند ، اغلب بلافاصله پس از اینکه بتوانند تعقیب را متوقف کنند ، احساس خوشبختی و رضایت می کنند. بنابراین ، هنگامی که مردان سرانجام وارد رابطه می شوند ، قلبا پذیرای خواسته های زنان هستند: آنها جایزه را دریافت کردند و حالا آنها باید او را راضی نگه دارند.
  • بسیاری از مردان وظیفه دارند او را تأمین و خوشحال کنند: روانشناسان تکاملی به درستی اشاره کردند که بسیاری از مردان انگیزه ذاتی دفاع و ارائه خدمات را دارند (اسمیت ، 2014 و میلر ، 2015). برخی از مردان تنها در صورتی احساس رضایت می کنند که بتوانند تأمین کننده موثری باشند. از سوی دیگر، جامعه خوشحال است که "وظیفه" مردان را به عنوان ارائه دهندگان خدمت تقویت می کند. به همین دلیل است که اگر مردان زنان خود را خوشبخت نکنند ، به راحتی احساس گناه میکنند و البته ، بعضی از خانمها از استفاده از احساس وظیفه مردان خوشحال خواهند بود.


مشاهدات و استثناهای نهایی:

در بازار جنسی ، ارزش متوسط ​​زنان بسیار بیشتر از مردان ​​است و این به زنان یک مزیت قدرتمندانه می بخشد. با این حال ، مرد هوشمند هنوز هم می تواند این پویایی را تغییر دهد و با هدف داشتن یک رابطه غنی متقابل و برنده داشته باشد.


توصیف حقایق ، نه جنگ جنسیتی:

سرانجام ، من می دانم که این پست ممکن است برای زنان بسیار تحریک کننده به نظر برسد. می خواهم روشن کنم که این یک پست برای تحقیر زنان نیست. این فقط توصیف ساده ای از چگونگی تکامل و پویایی قدرت در بیشتر - اما نه همه - روابط است.

همچنین گاهی ممکن است این مرد باشد که قدرت را بر عهده بگیرد اما با این حال ، در بیشتر اوقات ، در بیشتر روابط ، زن (ناخودآگاه) تلاش می کند تا مرد را به عنوان تهیه کننده ای برای خود و خانواده درآورد. در این مورد هیچ قضاوتی نداشته و فقط شکل قضیه را نشان دادیم. نوشته حاضر بدان معنا نیست که مردان باید از ارائه خدمات خودداری کنند. تحقیقات روانشناختی فراوانی نشان می دهد که مردان متاهل شادتر هستند (سلیگمن ، 2002).

اما اگر هرگاه زن و مرد، هر دو، از پویایی قدرت و ابزارهای آگاهانه و ناخودآگاه جنسیتی برای پیروزی در جنگ جنسی استفاده کنند ، وضعیت بهتری خواهند داشت.


در نوشته های بعدی به ارائه راهکارهایی برای مردان جهت بالانس کردن قدرت میپردازیم.




منبع

مردانبرابری جنسیتیسکسیسمزنانروابط
۳۷
۸
R F
R F
. . .
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید