روان‌درمانی، اینجا، اکنون!

اینجا و اکنون یکی از مفاهیمی ست که راه خود را تقریبا به تمامی سیستم های روان‌درمانی باز کرده است. در حدود هفتاد، هشتاد سال پیش، روان‌کاوی بعنوان پیشرو در مطرح کردن ایده‌ی درمان و درمان‌گری بر سر زبان ها افتاد و شیوه‌ی بخصوصی که بیماران تحت آن درمان می شوند از آن زمان تا کنون در کتب، فیلم و سریال های بی شماری مطرح شده است. در روان‌کاوی سنتی، بیمار بر روی یک کاناپه دراز می شود و درمان‌گر پشت سر او می نشیند. شاید برای شما جالب باشد بدانید که یکی از دلایل عمده ای که روان‌کاو ها به سکوت کردن شهره شدند، به حوادث پیش از جنگ جهانی دوم باز می گردد.

در آن زمان، بسیاری از روان‌کاو های مهم و برجسته ای که تحت نظر فروید آموزش دیده بودند، مجبور شدند از وین بگریزند چرا که صدای پای جنگ را در آینده ای نزدیک احساس می کردند. بسیاری از آنها، به بریتانیا و آمریکا مهاجرت کردند و ناچار به گرفتن مدارک حرفه ای، پیدا کردن محلی برای زندگی و مواجهه با تمامی تجربیات آسیب زای مرتبط با مهاجرت شدند. فروید یکی از آخرین روان‌کاو هایی بود که وین را ترک کرد. روان‌کاو هایی که پیش تر از او، به نقاط مختلفی از جهان مهاجرت کرده بودند، حالا با یک چالش بزرگ تر مواجه بودند: یادگیری یک زبان خارجی و تراپی کردن تحت آن زبان.

دشواری در برقراری ارتباط با ''دیگری'' سبب شد تا درمان‌گران بسیاری جلسات شان را در سکوت کامل برگزار کنند. تصور کنید، شما بر روی یک کاناپه دراز شده اید و درمان‌گری حرفه ای پشت سر شما نشسته است اما در تمامی طول مدت جلسات که در روان‌کاوی سنتی ۵ جلسه در هفته است، کلام بخصوصی از او نمی شنوید! بسیاری از درمانگران به واسطه‌ی اوضاعی که نه تنها میهن شان و بلکه کل جهان را در بر گرفته بود، بی آنکه فرصت کافی داشته باشند ناچار شدند یکباره به زبان دیگری با بیماران شان صحبت کنند و پدیده ای مانند جلسات سکوت یا درمانگران ساکت تا جایی قوت گرفت که به تصویر غالب از روان‌کاوی در اذهان بسیاری بدل گشت.

از حدود دهه ی شصت میلادی که روان‌شناسی انسان‌گرا به موج بعدی روان‌شناسی و روان‌درمانی بدل شد، به مرور شیوه های سنتی مانند قرار گرفتن پشت مراجع به باد نقد گرفته شدند و روان‌شناسان بزرگی مانند کارل راجرز اقدام به انجام دادن روان‌درمانی به صورت متفاوتی کردند که با آنچه امروز از روان‌درمانی می دانیم قرابت بسیاری دارد. برای مثال، ''اینجا و اکنون'' به یکی از مفاهیم اصلی روان‌درمانی بدل گشت و این در حالی است که اغلب روان‌درمانگران عمده‌ی توجه جلسات خود را به واکاوی گذشته‌ی بیمار اختصاص می دادند. اما اینجا و اکنون به چه معناست؟ اینجا و اکنون همچون عینکی که بر روی چشمان شما زده شده باشد سبب می شود تا همه چیز را از دریچه‌ی زمانی و مکانی متفاوتی بررسی و تجربه کنید.

برای مثال، دیگر خبری از واکاوی گذشته به صورت کورکورانه یا حتی سیستماتیک نیست و فقط زمانی به گذشته پرداخته می شود که بر روی ''اکنون'' تاثیر گذار باشد. مثلا، تصور کنید که با یک روان‌درمانگر در یک اتاق نشسته اید. اینکه چه تصویری از او در ذهن شما نقش می بندد عمدتا بیش از آنکه مربوط به ''او'' باشد، برگرفته از تصوری است که شما نسبت به او در ذهن خود می سازید. اگر زمانی که ما ''اینجا'' - از منظر بعد مکانی- با هم صحبت میکنیم، شما احساس ناملایمتی، عصبانیت، طرد شدگی یا هر احساس دیگری دارید، می توانیم حال با مرجع قرار دادن ''اینجا و اکنون'' به واکاوی این احساس بپردازیم.

اکنون درمانگران با زاویه ۴۵ درجه، روبروی شما می نشینند و نه پشت سر تان!
اکنون درمانگران با زاویه ۴۵ درجه، روبروی شما می نشینند و نه پشت سر تان!

برای نمونه ممکن است یک مراجع احساس کند که درمانگر حرف او را نمی فهمد. وقتی که به بررسی رابطه ی بین درمانگر-مراجع می پردازیم، روشن تر می شود که این ''برداشت'' با اتفاق های دیگری در گذشته، که ممکن است دیروز یا چند دهه ی قبل باشد، قرابت دارد. مثلا ممکن است مراجع بگوید: این دقیقا مثل زمانی است که با پدرم صحبت میکردم و احساس میکردم که نه تنها حرف مرا نمی فهمد که من در چشم او فردی بی مقدار هستم. طبیعتاً، درمانگر نسبت به شما چنین احساسی ندارد -البته به این معنا نیست که درمان‌گران هیچ احساسی نسبت به مراجعان خود ندارند اما این احساس عموما سرشار از همدلی و کنجکاوی صادقانه نسبت به مراجع است و نه قضاوت گری- و به همین سبب می کوشد از آنچه که ''اینجا'' و در ''اکنون'' در حال رخ دادن است بعنوان نقطه ی اصلی ای که مشاوره از دریچه ی آن به عمق گذشته می نگرد، استفاده کند.

دیگر خبر چندانی از درمان‌گرانی که خود را از مراجعان شان پنهان می کردند نیست. جالب است بدانید که فروید فردی نسبتا خجالتی بود و یکی از دلایلی که احتمالا بر روی انتخاب شیوه ی تراپی اش تاثیر گذاشته، همین ویژگی شخصیتی خجالتی بودن است. خوب است این را در نظر بیاوریم چرا که حتی شخصی به شهرت و بزرگی فروید که دست آوردهایش انکار ناپذیر است، ممکن است خود با مشکلاتی مواجه باشد یا صفات شخصیتی اش او را به سمت و سوی خاصی سوق دهند.

عمده ی هدف من از این نوشته آن است که به مراجعان بسیاری که می پرسند: پس در مورد دوران کودکی ام صحبت نمی کنید؟ این موضوع را نشان دهم که صحبت کردن از دوران کودکی یا تجربیات پیشین عمدتا زمانی مفید واقع می شود که به نحوی به مشکلات کنونی شما مرتبط باشند. یکی دیگر از دلایلی که روان‌درمانی مانند گذشته به واکاوی تمامی جزییات زندگی فرد نمی پردازد آن است که عمده ی افرادی که در بیش از یک قرن گذشته به روان‌کاو مراجع می کردند، در وضعیت حاد و وخیم روان‌شناختی قرار داشتند و به اصطلاح کارد به استخوان شان رسیده بود اما در زندگی امروزی عموما این افراد درصد کمتری از مراجعه کنندگان را تشکیل می دهند. تجربه ی شخصی من در سه سالی که به درمانگری مشغول هستم می گوید که ایران همچنان در دوران پیشا-فرویدی به سر می برد و این بدان معناست که احتمالا اتخاذ کردن رویکرد های عمقی تر و گذشته نگر ممکن است بیش از اتخاذ رویکرد هایی که امروزه در دنیا و خصوصا ایالات متحده مورد محبوبیت هستند، کارگشا باشد.

مراجعان بسیاری را دیده ام که تجربیات ناموفقی در مراجعه به روانپزشک و روان‌درمانگر داشته اند و می توانم به آنها پیشنهاد کنم که در مورد اساس روان‌درمانی تجدید نظر کنند چرا که اغلب افراد تصور اشتباهی از روان‌درمانگر و روان‌درمانی دارند. عمده ی افراد مراجعه کننده تصور میکنند که روان‌درمانگر می بایست مانند یک ''حکیم'' به آنها راه و چاه را نشان دهد، فرمول های سریعی برای تغییر وضعیت موجود ارائه کند و حتی بتواند شخصیت فرد را با یک نگاه توصیف کند. بسیاری از درمانگران متاسفانه در این تله می افتند و تبدیل به ''رمال هایی تحصیل کرده'' می شوند که می کوشند با استفاده از کلی گویی و جملات گنگ و نامشخص نظر مثبت مراجعه کنندگان را به خود جلب کنند. بله! حتی درمان‌گر نیز، ممکن است به تله ی ''تایید طلبی'' بیافتد!

پس خوب است در نظر داشته باشیم که روان‌درمانی آن طوری که در سیستم روان‌کاوی انجام می گرفت شامل ۴ تا ۵ جلسه در هفته، به مدت حداقل ۲ سال و عمدتا بیش از این زمان، می شود. طبیعتاً، مراجعه کردن به درمانگر، بی آنکه در نظر بگیرید مشکلات شما یک روزه ایجاد نشده اند و یک روزه نیز از میان نخواهند رفت، چیزی جز ایجاد یک سرخوردگی بیشتر در زندگی، احساس ناامیدی بواسطه آنکه تغییری در زندگی شما ایجاد نشده است و شکل گرفتن یک دیدگاه منفی نسبت به روان‌درمانی نخواهد بود. حال اگر به این توصیف، هزینه هایی که افراد برای دو، سه، پنج جلسه مشاوره پرداخت می کنند را نیز در نظر بیاوریم، می توانیم بیشتر به میزان تخریب گری این نوع استفاده از روان‌درمانگر و روان‌درمانی پی ببریم.

همانطور که گفتم، ممکن است شما نیازی به روان‌درمانی به شیوه ی سنتی و گذشته نگر نداشته باشید و مشکلات تان آنقدر عمیق و پیچیده نباشند، به همین دلیل است که حتی سیستم های روان‌کاوی نوین نیز، قادر هستند در تعداد جلسات کمتری، همان نتایج و بهره ها را به شما برسانند و آنها این کار را به متصل شدن به ''اینجا و اکنون'' انجام می دهند و نه سیر کردن های بی انتها در آنچه که بر شما گذشته است.