تو با مَنی؛ در یَمنی

یه همکار دارم از کشور کامرون به اسم اَلِکسی. خیلی بچه خوبیه و فوق العاده اجتماعی. زبان مادریش فرانسوی و یه زبان دیگه است ولی چون ۶ ساله که توی آلمان زندگی می کنه آلمانی رو هم خیلی خوب حرف می زنه.

الکسی
الکسی

اشتباهی که کرد این بود که یه بار در مورد زبان فارسی کنجکاوی کرد و من هم دو جمله بهش یاد دادم. یکی از کارایی که ایرانی ها معمولا انجام می دن و فکر می کنن خیلی بانمکه یاد دادن فحش به افراد غیر فارسی زبانه که فکر می کنن خیلی بانمکه ولی (شاید به اشتباه) برای من اصلا جذابیتی نداره و فکر می کنم کار خیلی مسخره ای هستش این کار. معمولا اولین چیزی که من می گم بهشون کلمه <بابا> هستش با این توضیح که هر چیزی خواستی بگو آخرش بگو <بابا>. به خصوص اگر موضوع خیلی واضحی هستش یعنی همه می دونند. مثلا می گی این دیوار سفیده بابا. یعنی هر ابلهی می فهمه این دیوار سفیده ولی تو نفهمیدی. اینطوری می تونند هر جمله ای رو از انگلیسی یا زبان خودشون با یه کلمه فارسی تلفیق کنن و خیلی هم با نمک تره. ولی ماجرای الکسی فرق داشت. ما همکاریم و مدت بیشتری باید با هم می بودیم برای همین وقتی از فارسی پرسید من دو تا جمله دیگه یادش دادم که کاربردی تر باشه.

جمله اول : <** موش چال کن>

این جمله رو اگر نشنیدید در اصطلاح عامه به معنی کار بیهوده کردنه. وقتی که نیازه که خودت رو مشغول انجام کاری نشون بدی ولی در واقع کار خاصی انجام نمی دی. این جمله برای ما لااقل خیلی کاربردی بوده چون همکاریم و یه وقتایی واقعا کار خاصی برای انجام نیست. اگر به هم بگیم <** موش چال کن> هیچ کس دیگه ای جز خودمون نمی فهمه که منظور چی بوده ولی طرف مقابل می دونه که خودش رو باید سرگرم یه کاری بکنه که چی بودن اون کار چندان مهم نیست.

بانمکی داستان اینه که به شدت از این جمله خوب استفاده می کنه. یه سری که حرف می زدیم در مورد کارهای قبلی که انجام داده گفت و من هم کمی گفتم ولی توی یکی از موارد که داشتم براش توضیح می دادم گفتم آره یه شرکتی رفتم که توش ایرانی زیاد بود؛ خیلی حس خوبی نداشتم. که یهو گفت آره دیگه ایرانی زیاد بود و همه موش چال کن. کار پیش نمی رفته. یعنی من منفجر شدم از خنده.

جمله دوم: <تو بامنی؛ در یمنی>

این جمله هم در فارسی عامه به معنی اینه که تا وقتی من رو داری غم نداری و من حواسم بهت هست. برای توضیح بهش گفتم که قدیم ها یمن جای خیلی خوبی بوده. برای همین توی فارسی برای اینکه بگیم یک نفر جا و وضعیت خیلی خوبی داره می گیم توی یمن هستش. تو با منی در یمنی. حقیقتا بعد از گفتنش خیلی دلم سوخت که یمن امروز درگیر جنگ هستش و بچه های کوچیک و مردم در اثر بمباران و گرسنگی در حال کشته شدن هستند. اگر از این غم ما بمیریم رواست. و الکسی این جمله رو هم خیلی خوب یاد گرفته و به شدت عالی استفاده می کنه. وقتی که من سوتی می دم یا کار اشتباهی می کنم درستش می کنه و بهم می گه که فلان چیز اشتباه بود و درستش کردم ولی <تو بامنی؛ در یمنی> و البته از طرف من هم همینطور. من هم حواسم بهش هست و جدیدا جمله camel see, not see هم یاد گرفته ولی تا الان برامون زیاد کاربرد نداشته. الان هم که از دور می بینه یهو داد می زنه <توبامنی> یه جورایی اسم من شده <توبامنی>.

پ.ن. ۰ - امیدوارم مردم یمن و سوریه و ایران و عراق و کشورای دیگه وضعیتشون از قبل بهتر بشه. کاش کاری ازم بر می اومد.

پ.ن. ۱ - به غیرفارسی زبان ها چیزای خوب یاد بدیم.