فیلم‌هایی که باهاشون گریه کردم

به مناسبت روز جهانی مرد لیست فیلم‌هایی که باهاشون گریه کردم می‌نویسم تا یادآور بشم که مردها هم گریه می کنند و خیلی هم اتفاق باحالیه.

قطعا لیست کامل نیست. فقط تا جایی که یادم بیاد به علاوه یه توضیح مختصر که فیلم چی بوده و چرا گریه کردم.

قطعا این لیست ناقص هستش و تقریبا شخصی. شما با کدوم ها اشک ریختید؟ اصلا با فیلم گریه می کنید؟ نظرتون چیه؟ چی به لیست اضافه می کنی چی کم می کنی؟

Happiness

,
,

ویل اسمیت آدم باهوشیه که تو زندگی کمی دچار مشکل شده. اوضاع مالی خرابه و باید هواسش به بچه‌اش باشه. دستگاهی که درست کرده رو در به در می‌بره اینور اونور تا بفروشه. برای حفظ ظاهر یه دست کت و شلوار فقط براش مونده که باید مثل جونش ازش محافظت کنه. فقط یه پنج دلاری ته کیفش داره که رییس شرکت دم در می‌خواد کرایه تاکسی رو بده چون کیفش رو فراموش کرده بهش می‌گه لطفا این پول رو بده و با سختی از این پول دل می‌کنه. دیدن تلاش بی وقفه و رها کردن آخرین تیر ترکش به تماشاچی این حس رو می‌داد که همراهش حس مسئولیت برای اون بچه رو تقبل کنه.

The Fault In Our Stars

م
م

این فیلم به فارسی اینطور ترجمه شده: بخت پریشان ما

من اگر مترجم بودم شاید چیز دیگه‌ای ترجمه می‌کردم مثلا گند بزنن به این شانس یا حتی بدتر.(ادب رو رعایت کردم) داستان یه دختر و پسری که از مریضی لاعلاج رنج می‌برن و از بخت پریشانشون این دم آخری با هم آشنا می‌شنو داستان عشق پر سوزی که دل آدم رو کباب می‌کنه.

Artificial Intelligence AI

هوش مصنوعی. شاید به نظر مسخره باشه. یه محقق هوش مصنوعی یه رباط درست می‌کنه کاملا مثل پسر متوفی خودش و اون رو به خونه میاره. همسرش که غم از دست دادن پسرش هنوز تازه است با هر بار دیدن این رباط باهوش و با محبت داغ دلش تازه می‌شه تصمیم می‌گیره اون رو تو جنگل رها کنه. واقعا چقدر تاثیر گذار بود این صحنه. و البته بعد از اون ماجرای پینوکیو مانند پسر شروع می‌شه.

Grave of the Fireflies

ورگ
ورگ

گورستان کرم‌های شب‌تاب

داستان از توی متروی توکیو بعد از جنگ شروع می‌شه. جایی که مردن از گرسنگی چیز عجیبی نیست. تو این وضعیت پس از جنگ پسری خواهر کوچیکش رو به دندون می‌کشه. هیچی نگم. بهتره. ایسائو تاکاهاتا که مرد یه بار دیگه نشستم این فیلم رو ببینم وسطش اعصابم خورد شد قطع کردم.

Schindler's List

فهرست شیندلر

از حال خرابم نگم برات. لیام نیسون با این فیلم شناخته شد. یه کارخونه دار که ژست تولید پول و علاقه به پول داره ولی پشت این ژست داره تلاش می‌کنه که یهودی‎‌ها رو از کمپ بخره و جلوی کشته شدنشون رو بگیره. صحنه آخر فیلم (خطر لوث شدن) مجبور به فرار می‌شه و تک تک اون چیزهایی که برای این ژست ثروتمندی داشته رو نام می‌بره و می‌گه می تونستم اینا رو نداشته باشم ولی افراد بیشتری رو نجات بدم و عذاب وجدان داره. انقدر بازیش تو این صحنه خوبه که من نمی‌‍دونم چجوری بعدا زد تو کار اکشن

Life Is Beautiful

زندگی زیباست اثر آقای بنینی. انقدر زیباست این فیلم که هر چی بگم کم گفتم. همزمان اشک و خنده است. یه تیکه از فیلم اخراجیها هم کپی ناشیانهای از سکانسی از این فیلم بود. داستان یه خونواده ساده و بانمک ایتالیایی که به خاطر دینشون مورد ظلم واقع میشن. یه جایی از فیلم بچه می گه چرا رو در مغازه ها نوشتن ورود سگها و یهودیها ممنوع؟ باباش میگه اینکه کاری نداره ما هم مینویسیم ورود سرخ پوست ها و کانگروها ممنوع. هر کی هر چیزی دلش نخواد رو راه نمی ده. حتما پیشنهاد می کنم ببینید و اگر با یه ایتالیایی هم صحبت شدید بگید بهش این فیلم رو دیدید و در موردش نظرش رو بپرسید. بگید فیلم ویتادلا

The Green Mile

تو یکی از بندهای زندان یه زندانی متفاوت هست. توی این بند همه زندانی ها محکوم به مرگ هستند به خاطر جنایات هولناکی که انجام دادند. ولی اتفاقاتی می افته که برای اعدام یکی از زندانی ها اشک بیننده که من باشم در اومد.

The Stoning of Soraya M.

سنگسار ثریا میم. جدای از بحث اینکه اصلا واقعیت داره یا نه با دیدن این فیلم تنها چیزی که به ذهن آدم می رسه اینه که هیچ انسانی حتی خلاف کار حتی با بدترین گناه هم که باشه شایسته چنین مجازاتی نیست. حالا در طول فیلم اتفاقاتی می افته و در نقطه ای به سنگسار ثریا می رسیم که به نظرمون گناهی نداره و داره بهش ظلم می شه. این سوزش ماجرا رو چند برابر می کنه.

I am LEGEND

باز هم ویل اسمیت. ممکنه کمی عجیب باشه چون یه فیلم تخیلیه که ویل اسمیت تو یه دنیایی با زامبی ها گیر کرده و فقط سگش همراهشه. من کجا اشکم در اومد؟ یه جایی یکی از این زامبی های از خدا بی خبر سگ رو گاز می گیره و سگ مصموم می شه. ویل اسمیت برای جلوگیری از رنج دهن این سگ رو می گیره و خفه اش می کنه. تکنیکال قضیه رو نمی دونم ولی از ناراحتی ویل اسمیت و دست و پا زدن این سگ اشک اگر جاری نشده باشه لااقل تو چشمانمون حلقه زد.

Dreams

رویاها؛ اثر جاودانه حضرت کوروساوا. این کار یکی از عجیب ترین فیلم هایی هست که دیدم. وقتی می بینی تا دو روز داری فکر می کنی که چی دیدی؟ و هر بار بعدا بهش فکر می کنی توش گم می شی. مجموعه ای از رویاها در یک فیلم جمع آوری کرده که توی یکی از این رویاها یک فرمانده ارتش از میدون رزم داره بر می گرده و پشت سرش یه صدایی می شنوه. یکی از سربازاست که مرده بوده. سرباز درک درستی از اینکه مرده نداره و فکر می کنه هنوز زنده است. شروع به ناله که اون چراغ خونه ماست. الان مادرم منتظرمه با یه کاسه سوپ داغ. چطور می شه که من مرده باشم؟ و ماجرا جایی بدتر می شه که کل گروهان مرده ها میان و می فهمیم که دلیل مردنشون چی بوده.

The Bicycle Thief

دزد دوچرخه. اثر ویتوریو دسیکا. باز هم جنگ. البته اینبار خود جنگ نه بلکه عواقب اقتصادی جنگ. دوران رکود اقتصادی در ایتالیا و پدر و پسری که باید با یه دوچرخه شکم خودشون رو سیر کنن و همین جا می زنه و یه نفر دوچرخه رو می دزده و ماجرا بدل می شه به پیدا کردن دوچرخه. داستان همیشگی فقر و تلاش

If I stay

یه دختر نوجوان به همراه خانواده تصادف می کنه و به کما می ره . خطر جدی لوث شدن. بابا و مامان می میرند و برادرش هم بعد از مدتی می میره. یه صحنه پدربزرگ میاد تو اتاقش با جسم بی جونش حرف می زنه می گه اگه می خوای بری برو. اجازه داری که برای زنده شدن تلاشی نکنی. الان که می نویسم بغضم گرفت. ولی دو تا نکته جنبی هم داره داستان. دختره خیلی خوشگله و دوم هم اینکه ساز موردعلاقه من یعنی ویلن سل رو می نوازه. ایشالا یه روز قسمت بشه شروع کنم یاد بگیرم خودم بنوازم.

چند تا فیلم ایرانی بدون توضیح

لاکپشت ها پرواز می کنند

بچه های آسمان

خانه دوست کجاست (البته برا این دلم از یه جای دیگه پر بود)

چند تا فیلم که توضیح خاصی براشون ندارم.

Manchester by the sea

یه اتفاق ناگوار در زندگی یک مرد جوان افتاده و خودش تصمیم می گیره که آدم گنده دماغی باشه. در طول داستان می فهمیماین اتفاق چی بوده

هاراکیری مرگ یک سامورایی

این فیلم واقعا دیدن داره. داستان از این قراره که سامورایی هایی که اربابشون مرده یا روننین شدن براشون افتخاره که برن تو خونه یه ارباب دیگه هاراکیری یا خودکشی با شمشیر کوچک سامورایی داشته باشن ولی ارباب ها این اتفاق رو دوست ندارند و یه پولی می دن اینا رو رد کنن. این موضوع باعث می شه که یه تعداد گدا به این شیوه پول در بیارن تا اینجا که یه سامورایی واقعی می ره خونه یه ارباب و می گه من می خوام هاراکیری کنم و ارباب می گه بزارید هاراکیری کنه تا درس عبرتی بشه که کسی نیاد دیگه برای گدایی. داستان از اینجا شروع می‌شه که این سامورایی قبل از هاراکیری می خواد داستان خودش رو تعریف کنه که چرا می خواد خودکشی کنه. این فیلم دو تا ورژن داره یکی برای 2011 و یک ورژن قدیم. من جدید رو بیشتر پسندیدم و تنها فیلمی بوده تا الان که نسخه جدیدشو بیشتر پسندیدم. امتیاز ده می دم به این فیلم

افسانه ۱۹۰۰ / داستان یه نفره که توی کشتی به دنیا اومده و پیانو زدن رو توی همون کشتی یاد می گیره و کشتی رو هرگز ترک نکرده.

مرثیه ای بر یک رویا ، داستان درگیر شدن چند نفر با مواد مخدر. جدای از تدوین عالی ای که این فیلم داره و اون موسیقی محشر می تونه آدم با تک تک افراد حس مرگ تدریجی رویا رو احساس کنه.

رنگ خدا

بچه نابینایی که از امکانات هم دوره. بزرگ شدن تو یک روستا، کم بضاعت بودن خانواده و مرگ مادر که تنها حامی بوده همه چیز رو به هم می‌زنه. نمی دونم در نتیجه این فیلم چه اتفاقی افتاد ولی من اگر کاره ای بودم تو مملکت قطعا تدبیری برای معلولین کم بضاعت می اندیشیدم

flowers of war

تعدادی روسپی و یک آدم ناتو در بحبوحه جنگ وارد یک صومعه با تعدادی زیادی دختر بچه می شن. امان از این فیلم

در جست و جوی دوری، فک کنم قشنگ نیم لیتر من با دوری اشک ریختم تا خانواده اش پیدا شد.

قطعا این لیست ناقص هستش و تقریبا شخصی. شما با کدوم ها اشک ریختید؟ اصلا با فیلم گریه می کنید؟ نظرتون چیه؟ چی به لیست اضافه می کنی چی کم می کنی؟