می خوام ساعت وایسه

من قبل ها مقدار بیشتری از الان مخالف بچه دار شدن بودم؛ الان کمتر. مریم یکی از دوستامه که معمولا چرت می‌گه و انگشت شماری هم حرفای عمیقی می زنه. به تشخیص دکتر مریم من از مسئولیت می ترسم وگرنه مشکلی با بچه ندارم. همچین باهاش مخالف نیستم ولی اگه بهش بگم درست می گی پر رو می شه تعداد نظرات روانشناسانه اش رو زیاد می کنه.

یه سری که همه تو خونه تقریبا ساکت بودیم و صدای تلویزیون فقط می‌اومد. آخه پدر اعتقاد داره که اخبار تکرار نداره ولی شماها می تونید الان ساکت باشید و دو دقیقه دیگه حرفت رو بزنید. به هر روی زیاد کسی حرف نمی زنه موقع اخبار.

برای همین هم عجیب بود که همینطور که فرزاد فرحزاد داشت دعوت می‌کرد گزارشی از نفیسه کوهنورد رو ببینیم حضرت پدر انگار که خودش پیش پیش تو اون جنگ بوده و از یه جنگ سخت برگشته باشه برگشت گفت:

چرا پدر و مادرا این همه از بچه‌هاشون مراقبت می‌کنن و اَن و گوهشون رو می‌شورن ولی وقتی پدر و مادر نیاز به بچه دارن اونا رو می‌فرستن خونه سالمندان؟ این خیلی ناجوانمردانه است.

این قسمت خیلی ناجوانمردانه رو با تاکید گفت.

من که چند سری با افراد مختلف به ویژه مریم بحث کرده بودم سر موضوع بچه دار شدن مثل مارک تایسون تو اوج آمادگی پریدم توی رینگ برای مکالمه.

سبک مکالمات من بیشتر اینطوریه که با سوال پرسیدن طرفم رو به هدفی که می خوام نزدیک می کنم و معمولا با سوال هایی که هر بار دقیق تر می شن و بر پایه جواب قبلی طرف مقابلم هستند تا بتونم توی حرفاش یه تناقض پیدا کنم. و اینبار مانیفست کلی حرفی که زدم این بود که:

خوب پدر و مادرا توی یه نقطه ای انتخاب کردن که بچه‌دار بشن و این تصمیم اونا بوده ولی آیا مگه بچه‌ها پدر و مادرا رو انتخاب کردن؟

یادمه یکی دو تا دیالوگ بر همین منوال رد و بدل شد و استدلال من همچنان این بود که مساله‌ای رو جا بندازم با این نقطه ثقل که خود اولیا بچه دار شدن رو انتخاب کردن و به طبع اون مراقبت از بچه رو

تا اینکه برادرم که ساکت بود وارد بحث شد:

همه مردم گل می‌کارن یا می‌خرن و بهش رسیدگی می‌کنن تا بزرگ شه گل بده زیبا شه و از این حاصل زحمت و رنجشون که به ثمر نشسته لذت ببرند، هیچ کس نمیاد یه گل در حال پژمردن بگیره، آدما هم همینن. پدر و مادرا از بچه مراقبت و نگهداری می کنن که رشد و به ثمر نشستنش رو ببینن وگرنه زوال رو به تماشا نشستن یا حتی انرژی براش گذاشتن که جذابیتی نداره

سکوت هر سه نفر

بازم سکوت

اونا رو نمی دونم ولی من داشتم تو ذهنم به گلی فکر می کردم که داره پژمرده می شه و برای من از گل شازده کوچولو با ارزش تره. اگر برنامه کلیک در حال پخش بود شاید نیمااکبرپور یه راه حلی از محققان ژاپنی جلوی پامون می گذاشت.

بازم صدای تلوزیون:

نفیسه کوهنورد؛ بی بی سی.