پادکست‌هام

نزدیک می‌شیم به شروع ۲۰۱۹ و همه لیستی از ترین‌هاشون ارائه می‌دن. یکی از خیلی اتفاقاتی که امسال برای من شدت گرفت عادت گوش کردن به پادکست بود. یه قدریش به خاطر تو راه گوش کردن بود و قدری هم برای اینکه نمی‌تونستم رو حرف بقیه خوب تمرکز کنم و یه دیالوگ رو خوب دنبال کنم و حضور ذهن داشته باشم برای همین به پادکست ها نگاهی دوباره داشتم و تا حدی پیش رفت که پادکست خودم رو درست کردم(فعلا یه قسمت بیرون اومده)

صبح خوندم علی بندری پیشنهاد داده بود ۸ تا از بهترین اپیزودها رو معرفی کنید من سعی می کنم کلی‌تر پادکست‌هایی که دوست داشتم رو بگم. تقریبا هیچکدوم رو من همه اپیزودها گوش نکردم

اینم لیستی از بهترین پادکست هایی که امسال گوش کردم.

فارسی ها:

رادیو دال

آرش یه پادکست مکالمه محور از داستان آدم‌ها درست می‌کنه که نقطه مشترکشون مهاجرت بوده. چرا حالا مهاجرت؟ خب این یه اتفاق بزرگیه که تو زندگی هر آدمی ممکنه رخ بده و یه مشکلی که همیشه بوده کمتر شنیدن از زندگی آدمایی که ایران نیستند بوده و اون تصور همیشگی که دارند اونا حال می‌کنند و غیره. ولی تو پادکست رادیودال می‌بینیم که چقدر زندگی‌های متفاوت و مشکلات و سختی‌ها و خوشی‌های خودشون رو دارند و زندگی می‌تونه چه شکل‌های متفاوتی داشته باشه. من حقیقتا شنیدن داستان آدم‌های مختلف رو خیلی دوست دارم. البته بیرون کشیدن داستان آدما از زیر زبونشون کار خیلی سختیه. روند رو به رشد رو توی این پادکست می‌شه خیلی به وضوح دید. قسمت مورد علاقه من علی از سیدنی بود که شاید هفت هشت بار تا الان کامل گوش دادم.(یکی از دو پادکستی که همه قسمت هاش رو گوش دادم)

خانه های من

باز هم این به علاقه شخصی من بر می‌گرده که شنیدن داستان آدم ها رو دوست دارم ولی این کار عجیب سخته. یعنی آدمی پیدا کنی که داستانی داشته باشه و بعد بتونی این داستان رو ازش بشنوی واقعا کار خیلی سختیه. تو پادکست خانه های من این کار به بهترین شکل ممکن انجام می‌شه. از بس خوبه توضیح دیگه ای ندارم. بعد هر قسمت دوست دارم یه ساعت ذل بزنم تو دیوار فکر کنم به چیزایی که شنیدم.


دموکراسی در کار

محمد مجری این پادکست دست روی موضوع خیلی حساس و جالبی گذاشته که هر چی جلوتر می‌ره جالب‌تر هم می‌شه و اتفاقات اقتصادی اخیر ایران نشون می‌ده که حرفاش پر بی راه هم نیستند. در واقع حرف اصلیش دو تا جمله است: یکی اینه که اگه ما برای اداره جامعه دموکراسی رو قبول داریم چرا برای بیزنس‌ها نداشته باشیم؟ و دومی هم اینکه چرا باید سهم عمده‌ای از درآمد یه کمپانی برسه به دست کسی که سرمایه رو گذاشته و خورده نون‌هاش به کارمندا؟ چهار قسمت ویژه داشت در مورد کارها و خدمات کارل مارکس که واقعا جالب بود و به زبان خیلی ساده‌ای که حتی من هم بفهمم توضیح داد که مارکس کی بوده و چی گفته و چرا حرفاش مهم هستند.

فلسفیدن

یه نگاه نو و تازه به مسائل فلسفی با زبان ساده‌تری که ما معمولی‌ها هم بفهمیم. به شدت محتوای خوبی تولید می‌کنند و سایت خیلی خوبی هم درست کردند بچه‌های فلسفیدن دمشون گرم. یه قسمتی که من خیییییلییییی دوست داشتم آرسنال نیچه بود. یعنی عالیه این اپیزود. میاد توضیح می‌ده که اگر نیچه امروز زنده بود فوتبالی بود و طرفدار دو آتشه آرسنال. چرایی این موضوع رو با توضیح گوشه گوشه افکار نیچه می‌گه و تیم های مختلف رو آروم آروم حذف می‌کنه. کاش همچین چیزی برای همه فلاسفه بود. (یه ویدئو داره مانتی پیتون در مورد فوتبال فلاسفه اونم بانمکه)(عمیق فک کن ساده باش بخند کلی لا به لاش)

چنل بی

علی بندری با این پادکست خارق العاده واقعا گل کاشته. هر بار مطالبی از رسانه‌های انگلیسی زبان بیشتر به شکل داستانی تعریف می‌کنه. من هنوز همه قسمت‌ها رو نشنیدم ولی دو قسمت رو خیلی دوست داشتم. یکی سیلک رود که داستان واقعی جوانی هست که وبسایتی با همین اسم می‌سازه و شروع به فروش مواد مخدر می‌کنه و باقی ماجرا و دومی هم به زبان آتش در مورد کسی که خانواده‌اش رو توی یک آتش‌سوزی از دست داده و حالا داره تحقیقات می‌شه که آیا کار خودش بوده یا اتفاقی بوده. این قسمت رو به هر کسی که فکر می‌کنه مجازات اعدام مجازاتی هست که باید در قوانین وجود داشته باشه توصیه می‌کنم. (یه نکته خیلی جالبی هم داره در مورد اینکه چطور اطلاعاتی که جدید دریافت می‌کنیم روی درک ما از گذشته اثر داره اینم خیلی جالب بود.)

بی پلاس

بی پلاس رو هم من زیر مجموعه چنل بی می‌دونم و جز دو قسمت آخر همه رو شنیدم. هر قسمت یک کتاب رو تعریف می‌کنه و احساس می‌کنی جلو کتاب فروشی وایسادی و کتابا رو ورق می‌زنی و آقای فروشنده داره برات تعریف می‌کنه این کتابی که داری ورق می‌زنی توش چی نوشته شده. می‌تونی تصمیم بگیری که بخونیش یا نه. outliers و قوی سیاه دو قسمتی بودند که من رو خیلی جذب کردند.

رادنوو

جدای از اسم خیلی خوبی که داره مصطفی شالچی یه رمان فرانسوی به اسم «عشق سه سال طول می‌کشد» رو می‌خونه و همزمان ترجمه می‌کنه. نگران نباشید بیشترش فارسیه و لذت بخش. من از زبان فرانسه هیچی نمی‌دونم ولی به شدت لذت می‌برم. کتابی که انتخاب کرده شاهکار نیست ولی روان و لذت بخشه. جمله‌ای که من خیلی دوست داشتم قسمت دوم یا سوم بود که می‌گفت سال اول(که عاشقی) همه روزها صبح های آفتابیه حتی بعد از ظهرهای ابری. خیلی بهم چسبید. به ویژه که بدونیم خارجی‌ها خیلی بیشتر از ما عاشق آفتاب هستند.

یه روزی اگر زبان آلمانیم خوب بشه این کار رو در زبان آلمانی انجام می‌دم.

به تدریج

این پادکست در مورد کارگرا و مشکلاتشونه. شاید با همین یه جمله بگید من که کارگر نیستم و بگذرید از روش ولی در واقع مشکلاتی که تو حوزه کاری و قراردادها هست یقه(گریبان) همه ما رو گرفته. قسمت اولش به ویژه خیلی خوبه با این موضوع که چرا کارگرا حال ندارن.شاید یکی از دلایلی که دوستش دارم این باشه که خودم در حال حاضر کارگر هستم ولی یه بار دیگه که به موضوع فکر کنیم می‌بینیم حتی مهندس و معلم و باقی شغل‌ها هم به نحوی در تعریف کارگر هستند.

پادکست درنا

مریم صفا با درک خیلی خوبی که از افسردگی داره سعی می‌کنه راه‌های کاربردی و عملی‌ای رو پیدا کنه که افسرده‌ها یا کسایی که در شرف افسردگی هستند به کار ببرند تا از این شرایط بیرون بیان. خیلی وقته اپیزود جدید نداده ولی قدیمی‌ها به اندازه کافی که به لیست من اضافه بشن خوب هستند.

یه نظر هم من بدم در موردش. یه مواقعی به فرد افسرده می‌گن افسرده نباش یا بخند. بهترین جوابی که من در این مورد شنیدم این بوده که این حرف درست مثل اینه که به یه نفر که دست نداره بگیم دست داشته باش. یا به یه مریض سرما خورده بگیم سرما نخورده باش. یا به کسی که سرطان داره بگیم نداشته باش. خوب نمی‌شه دیگه. افسردگی هم مریضیه مثل هر مریضی دیگه‌ای. سعی کنیم درک متقابل داشته باشیم این اولین گام هستش.(اگر همین نظر من ناشی از پادکست باشه نشون می‌ده زمانی که بهش اختصاص دادم سودده بوده)

رادیو گیک

دیگه معرف حضورتون هست. یه گیک به اسم جادی(میرعماد میرمیرانی) در مورد موضوعات مورد علاقه اش حرف می‌زنه و حرفای جالبی هم می‌زنه. این علاقه‌ها هم لزوما در مورد برنامه نویسی یا کامپیوتر نیست و خیلی از اوقات اجتماعی هستش. در واقع اگر از من بپرسید بیشتر تلاش داره فعال و اثرگذار اجتماعی باشه و کارش رو هم خوب انجام می‌ده. جذابه و من تقریبا همه قسمتا رو گوش کردم.


اتوبان

تا حالا از خودتون پرسیدید چرا بی بی سی bbc به این همه زبون شبکه داره ولی به آلمانی نداره؟ برای اینکه مردم آلمان حجم زیادی پول وارد رسانه می‌کنند. ماهیانه ۱۷ یورو برای هر منزل. البته اختیاری نیست و اجباریه. ولی این حجم عظیم پول باعث می‌شه که برنامه‌های زیاد و با کیفیتی تولید بشه که نیاز به بی بی سی آلمانی نباشه. به علاوه اینکه مردم آلمان با اختلاف زیادی از ما زبان انگلیسیشون بهتره. همه اینا دست به دست هم داده که کمی آلمان برای ما مهجور بمونه و ما ازش کمتر بدونیم. به نظرم شیوه خوبیه که با این کشور و اتفاقاتش بیشتر آشنا بشیم و درس بگیریم.

آقا تعریف از خود نباشه این پادکست خودمونه و بهترینه :) کدوم بقالی می گه ماست من ترشه؟ . مشکل اینه که زندگی خیلی فشار میاره فرصت تولید محتوا ندارم. قراره توی این پادکست نگاه آلمانی ها به مسائل رو یه بررسی بکنیم به علاوه تاریخ و ادبیات و غیره‌ای که دارند. این اتفاق به من هم که زبان آموز زبان آلمانی هستم این فرصت رو می ده تا یه سری موضوع مشخص کنم و شروع به تحقیق در موردشون کنم و به زبان یاد گرفتن من هم کمک بشه. وگرنه من رو که ول کنن صد سال دیگه لای کتاب رو باز نمی کنم به علاوه اینکه مهارت چندانی در حرف زدن ندارم و مجبور می‌شم بهتر حرف بزنم.

موضوع قسمت اول در مورد گروهی از جوان ها بود که در دوره آلمان نازی می‌رقصیدند و با شیوه زندگیشون مخالفتشون رو نشون می‌دادند. موضوعات آتی احتمالا اینها خواهند بود.: روند اعتصاب در آلمان؛ دادگاه نورنبرگ؛ رسوایی دیزل؛ سفر

غیر فارسی ها:

You Are Not So Smart YANSS

اونقدرا هم باهوش نیستی (وبسایت) با اختلاف عجیبی جزو بهترین چیزاییه که تا الان شنیدم. به هر کسی می‌رسم توصیه می‌کنم گوش کنه. هر قسمتی که گوش می‌کنم احساس می‌کنم اندازه یه دوره خودشناسی چیز یاد گرفتم و حرف برای گفتن دارم. ماجرا اینه که آقای مجری (اسم اضافه شود) هر قسمت کتابی که خونده یا مطلب و مقاله‌ای که دیده جالب بوده رو بررسی و تعریف می کنه و در اکثر موارد با خود نویسنده حرف می‌زنه. موضوع و تم کلی هم چرایی رفتارهای انسانی هستش.

موضوع چند قسمتی که دوست داشتم : یکی مثلا سوگیری خوش‌بینی بود و اینکه چرا ما اخبار خوب رو راحت تر می‌پذیریم. یکی دیگه هم قانون ده هزار ساعت بود. با این جمله می‌شه خلاصه‌اش کرد که هر کاری رو ۱۰هزار ساعت انجام بدی توش حرفه‌ای می‌شی.

یکی دو بار تصمیم گرفتم مواردی رو ازش ترجمه کنم و به اشتراک بگذارم ولی انقدر خوبه که باید واو به واو ترجمه بشه که وقتش نیست پس گوش کردن خودش بهتره که به زبانمون هم کمک می‌کنه ولی اگر علاقه‌مند به بلاگ‌نویسی یا ویرگول نویسی دارید می‌تونه ایده خوبی باشه چون محتوای واقعا غنی‌ای داره.



0-Command Line Heros

خانم Saron Yitbarek پادکستر و برنامه نویس و موسس codenewbie توی این پادکست که به فصل دوم رسیده به شکل خیلی جالبی تاریخی از کامپیوتر و مسائل جالبی که بهش گره خوردند رو می‌گه. وقتی می‌گیم تاریخچه همه یاد مدرسه می‌افتند که از کامپیوترهای اولیه که اندازه زمین فوتبال بودند شروع می‌شد ولی اینجا خیلی جالب‌تر مثلا تاریخ سیستم عامل‌ها رو می‌شنویم و اینکه هر شرکت برای بهتر شدن سیستم عاملش چیکار کرده.

نکته خیلی خیلی جالبی که من رو چندده برابر جذب کرد و ازش یاد گرفتم این بود که چطور توی یه پادکست که تصویر نداره داشت داستان از سیستم‌عامل‌ها که اونم تصویر نداره تعریف می‌کرد ولی کاملا تصویرسازی می‌کرد. مثلا لینوس توروالدز رو به شوالیه‌ای که از سرزمین فنلاند به جنگ امپراطوری مایکروسافت می‌رفت تشبیه می‌کرد و غیره. همچنین توی قسمتی که در مورد برنامه‌نویسی اجایل حرف می‌زد.(پادکست توسط ردهت پشتیبانی مالی می‌شه. یاد بگیرند شرکتای ایرانی)

Base CS

باز هم خانم Saron Yitbarek در پادکست base cs درواقع موارد بیسیک رو تعریف می کنه که دونستنشون برای علاقه‌مندان حوزه کامپیوتر لازمه. در واقع با این شعار اومده که اونایی که همیشه یه گوشه از قلبشون دوست داشتند که مدرک تو حوزه آیتی بگیرند ولی فرصت نشده می تونند گوش کنند تا چیزایی که احتمالا از دستشون در رفته رو یاد بگیرند.

محتوای این پادکست از نوشته‌های نفر دوم پادکست Vaidehi Joshi در سایت مدیوم تهیه شده. در واقع saron این نوشته‌ها رو می‌بینه می گه ایول چه باحاله بیا یه پادکست سریالی بر اساس همین‌ها درست کنیم. (ویرگول ورژن ایرانی سایت مدیومه در واقع) نکته جالب برای من اینه که چقدر شاد و ساده و مفید موارد بنیادی رو تعریف می‌کنند. (پادکست از طریق تبلیغات شرکت‌های این حوزه پشتیبانی مالی می‌شه) محتوای

Zoom - Musikgeschichte, und was sonst ges

توی چند دقیقه کوتا یه چیز خیلی باحال از موسیقی می شنویم. معمولا کلاسیک ها. انقدر زیباست این پادکست که حرف نداره. خوراک دزدین ایده و ترجمه و ساخت پادکست به فارسی

GedankenTanken

توضیح خاصی براش ندارم. مثل مجموعه‌های تد تاک هست ولی به زبان آلمانی. هر کسی حرفی برای گفتن داره می‌گه. از زبان بدن و معانیش تا به موفقیت رسوندن استارتاپ همه چیز هست. دقیقا تدتاک گونه.

مجموعه پادکست‌های روزنامه زایت Zeit

یه سری مجموعه پادکست کوچیک داره که همگی خوب هستند اگر فرصت برای شنیدنش باشه. از تاریخی علمی گرفته تا اینکه مثلا چه مسائلی در سکس دخیل هستند.

مجموعه پادکست های DeutschlandRundfunk

درست مثل مجموعه زایت ولی کمی طولانی تر. اگر برای تقویت زبان آلمانی می‌خواید اینا رو توصیه می‌کنم که حتی یه سریش رو می‌تونید متنش رو هم پیدا کنید.

Anerzählt

یه ایده خیلی جالبی داره این پادکست که هر بار میاد و یک عدد می‌گه و بعد حول اون عدد یه داستان مانند می‌گه. اون عدد خیلی مهم نیستا ولی شیوه اجراش خیلی جالبه

در آینده خواهم شنید اگر عمری باشد:

فارسی‌ها:

فردوسی خوانی؛ سعدی خوانی؛لوگوس؛ ناوکست؛ جارگوشه؛ فلسفه؛مرز؛دایجست؛بوم؛ساروس

غیر فارسی‌ها:

Stuff you should know | manless | where should we begin? | Revelutions


شما چی گوش می‌دید؟