سفرنامه

سفرنامه خوندن به نظرم کار خیلی باحالیه. بعد از خوندن یه سفرنامه خوب وقتی به همون مقصد می‌ری همه جمله‌هاش توی ذهن تداعی می‌شه و انگار که چشمت تا قبل از این ضعیف بوده و همه چیز رو تار می‌دیدی ولی درست بعد از خوندنش انگار عینک مناسب رو پیدا کردی و دنیا شفاف شده.

من به هر چیزی که در مورد آلمان باشه علاقه نشون می‌دم و مطلب هم زیاد در موردش نوشتم و خوندم. همه اینا به اینجا رسید که هفته پیش یکی از دوستای ویرگولیم کتابی درمورد آلمان برام ارسال کرد که به نظرم هم جالبه هم جدیده، کتاب سفرنامه یکی از دانشجوهای دانشگاه شریفه که دو سال پیش طی یه برنامه که دولت آلمان ترتیب داده بوده به آلمان سفر میکنه ، اینجا براتون مقدمه کتابو میارم :

در سال ۱۳۹۶ این فرصت دست داد تا مسافرتی به کشور آلمان داشته باشم و به عنوان مهندس میهمان در یک شرکت آلمانی از نزدیک با سبک کار و زندگی در این کشور کمی آشنا شوم. از همان اوایل سفر این ایده به ذهنم رسیده بود که خلاصه‌ای از مشاهدات خود را نوشته و با دوستانم به اشتراک بگذارم و آن‌ها را نیز در این سفر با خود همراه کنم. با این حال در خصوص انتشار چنین متنی به عنوان یک سفرنامه‌ی منسجم، این پرسش در ذهنم وجود داشت که در روزگار فعلی که با یک کلیک انبوهی از اطلاعات راجع به تاریخ، جغرافیا، معماری، فرهنگ، سبک زندگی و ... هر کشور پیش روی ما قرار می‌گیرد و از سوی دیگر فضای مجازی افراد جامعه ما را هر چه بیش‌تر به سمت بصری و سطحی‌شدن کشانده و آن‌ها را از مطالعه عمیق بیش از پیش بازداشته است، انتشار یک سفرنامه چه وجهی می‌تواند داشته باشد؟ با این حال عوامل مختلفی موجب شد تا تصمیم به نوشتن متن حاضر بگیرم.

اگه علاقه‌مند شدین این کتابو بخونین از این لینک تهیه کنین :

https://bit.ly/2kOpDbq

علت اول دیدن علاقه و کنجکاوی زیاد دوستان راجع به شنیدن در خصوص تجربیات این سفر بود؛ چه در طول سفر ضمن ارتباطی که با هم داشتیم و چه بعد از بازگشت از سفر دوستان پرسش‌های زیادی در خصوص جنبه‌های زندگی در آن جا می‌پرسیدند. در زمان حاضر که سیلی از جوانان ایرانی مشتاقانه برای گرفتن ویزای آلمان از سفارت این کشور نوبت گرفته و جلوی آن صف کشده‌اند طوری که زمان اخذ نوبت مصاحبه‌ی ویزا به بیش از یک سال هم رسیده، شاید متن حاضر مورد توجه عده‌ای قرار گیرد.

دلیل دیگر احساس نیازی است به ارائه‌ی تصویری انفسی و نه آفاقی از زندگی و کار در اروپا در جامعه‌ی خودمان احساس می‌کردم. چندی پیش به کتابی تحت عنوان «آشنایان غریب» برخورده بودم. نویسنده‌ی آن، فارغ التحصیل رشته‌ی جامعه‌شناسی از دانشگاه وین، رساله‌ی دکترای خود در زمینه‌ی «فرهنگ پذیری نسل دوم مهاجران ایرانی به اتریش» را به زبان فارسی ترجمه و منتشر کرده بود. در مقدمه‌ی این کتاب ذکر شده که هدف از بازنویسی این متن به زبان فارسی گذاشتن وزنه‌ای(هر چند ناچیز) در کفه ترازویی است که در سمت مقابل آن انبوهی از تصاویر غیر واقعی از زندگی در غرب به جامعه ایران مخابره می‌شود. به نقل از محققان دیگر ذکر کرده بود ایرانیانی که به اروپا می‌روند از نرس شماتت و یا هر چیز مشابه دیگر، تصویری واقعی از جنبه‌های مختلف زندگی در اروپا به جامعه‌ی ایران نشان نمی‌دهند و ... . در این متن نویسنده علاوه بر ثبت مصاحبه‌هایی با چهار نفر از فرزندان مهاجرین ایرانی و نشان دادن تعارضات آن‌ها با والدین خود، از تجربه‌های شخصی خودشش هم نوشته بود و از نگاه‌های یکسویه و پیش داوری‌ههایی که به خاطر اسم و ظاهرش در خصوص او می‌شود شکوه کرده بود. فارغ از درستی یا نادرستی محتویات کتاب مذکور، به نظرم رسید تلاش نویسنده برای نشان دادن تصویری عمیق‌تر از آنچه که در قالب عکس‌های رنگارنگ از شهر فرنگ به مردم نشان داده می‌شود، حرکتی در خور تحسین است. تصویر جوانان ایرانی از کار و زندگی در اروپا بسیار سطحی است و عمق بخشیدن به آن و نشان دادن جنبه‌های مثبت و منفی آن می‌تواند به بسیاری در تصمیم‌گیری درست کمک کند.

اما دلیل دیگری که به نظرم رسید مطالب متن حاضر را برای خواندن ارزشمند می‌کند، این بود که من در این سفر فرصت داشتم تا به نیمه‌ی کم‌تر دیده شده‌ی آلمان که تا ۲۷ سال پیش تحت عنوان آلمان شرقی کشوری با یک سیستم دولتی انحصارگرا بوده سفر کنم و از آخرین بقایا و بازمانده‌های این دوران اطلاعاتی هر چند اندک کسب کنم. شاید این سفر به مثابه همان گردشی در زمین باشد که ما را از گذشته‌های کسانی که پیش از ما بودند آشنا می‌کند؛ پیشینیانی که از ما قوی‌تر و دارای آثار بیش‌تی بودند اما با در پیش گرفتن راه اشتباه دستاوردهایشان هرگز برایشان سودی نداشته.

اما دلیل دیگری که به نظرم رسید مطالب متن حاضر را برای خواندن ارزشمند می‌کند، این بود که من در این سفر فرصت داشتم تا به نیمه‌ی کم‌تر دیده شده‌ی آلمان که تا ۲۷ سال پیش تحت عنوان آلمان شرقی کشوری با یک سیستم دولتی انحصارگرا بوده سفر کنم و از آخرین بقایا و بازمانده‌های این دوران اطلاعاتی هر چند اندک کسب کنم. شاید این سفر به مثابه همان گردشی در زمین باشد که ما را از گذشته‌های کسانی که پیش از ما بودند آشنا می‌کند؛ پیشینیانی که از ما قوی‌تر و دارای آثار بیش‌تی بودند اما با در پیش گرفتن راه اشتباه دستاوردهایشان هرگز برایشان سودی نداشته.

به نظرم کتابیه که می‌تونه دید خوبی بده چه به کسی که آلمانه، چه کسی که نیست.