Joker

دو ساعت پیش جوکر رو دیدم و خوابم نمی‌بره گفتم نظرم رو در موردش بنویسم (ما در این متن اشاره به من و عده زیادی از مردم گاتام داره)

اسپویل اسپویل اسپویل اسپویل

نه تنها خود فیلم که چند تا فیلم دیگه هم اسپویل خواهم کرد پس اگر برات مهمه ادامه نده

از جایی هم چیزی نخوندم و در نظر داشته باش ممکنه کمی جوگیر تازه دیدن فیلم باشم و یا اشتباهاتی داشته باشه نوشته

در واقع تمام داستان در مورد چگونگی تولد جوکر هست. چطور این فرد شرور به دنیا می‌آد. و چند تا موضوع مهم هستند

۱- چرا مشخصا این فردِ شرور برای ما مهمه؟

تو خیلی از فیلم‌ها می‌بینیم که آدم خوب هست و آدم بد. اکثرا هم می‌خوان دنیا رو از بین ببرن. خیلی از این شخصیت های بد یا شیطانی یه دلیلی برای این کار دارن. یعنی حتی اگر فضایی هم باشن خب می خوان برای مردم خودشون بجنگن. تعداد خیلی کمی شخصیت منفی وجود دارن که مطلقا بد هستند. که این دسته هم برای اینکه چیزی به دست بیارن کارهای بدشون مثل کشتن یا از بین بردن دنیا رو انجام می‌دن. (چون متمرکز هستیم روی نمونه های انسانی فقط شخصیت سرهنگ هانس لاندا در حرام زاده های لعنتی به ذهنم می‌رسه. هانیبال لکتر هم جای بحث داره) جوکر نمونه یک انسانه که فقط برای ذات انجام کار بد اون کار رو انجام می‌ده. فضایی نیست. آدم های خوب رو در موقعیت های سختی قرار می‌ده. دنیا رو هم نمی خواد از بین ببره. چیزی هم نمی خواد به دست بیاره. جایی از فیلم شوالیه تاریکی کوهی از پول درست می‌کنه و آتشش می‌زنه. قبلش می‌گه:

(از روی تپه پول پایین می‌آد) من آدم ساده پسندی هستم. از باروت اسلحه و دینامیت و گازوئیل خوشم می‌آد. می‌دونی نقطه مشترک اینا چیه؟ همشون ارزون هستند. بعد پولا رو آتیش می‌زنه در حالی که طرف مقابل با ترس می‌گه که تو گفتی سر حرفت می‌مونی. جوکر می گه من فقط نصف خودمو می سوزونم و ادامه می ده. تنها چیزی که بهش اهمیت می‌دی پوله. این شهر لایق مجرم‌های بهتریه که من براشون فراهم می‌کنم.

city deserves a better class of criminal, and I'm going to give it to them.
https://www.youtube.com/watch?v=qMkkfuSizc4

۲−چرا من از بتمن بدم می‌آد؟

بتمن آدم خوبه داستانه. داستان همیشه در مورد اونه. ولی راستش رو بخوای من از بتمن بدم می‌آد. چرا؟ به خاطر همه چیزایی که داره. همه کارایی که می‌کنه. یه آدم سوپر پولدار خوشتیپ و خوشگل که از سر شکم‌سیری داره توی گاتام پولاشو خرج جنگیدن با جرم و جنایت می‌کنه. در وجهه اصلی خیلی خوبه ها ولی من ازش بدم می‌آد. در تمام سالهایی که بتمن در حال پخش بوده بروس وین آدمی بوده در مرکز توجه. از نظر اجتماعی موفق. زیبا و دارای همه اون چیزایی که برای یک لحظه زندگی کردنش مردم گاتام حاظرن جون بدن. توی تمام این سالها ما(مردم عادی) همه فقیرتر شدیم ولی بتمن‌ها (پولدارها چه خوب چه بد) پولدارتر شدن. اگر از من بپرسی می‌گم با این بجنگ جرم و جنایت کم می‌شه به جای اینکه یه سوپر ثروتمند باشی که با تجهیزات ویژه با جنایتکارا بجنگی.

بتمن به انسان‌ها اعتقاد داره. فکر می‌کنه که اگر بهشون شانس دوباره بدی اونها کار درست رو انجام می‌دن. اگر برای نجات جون خودشون لازم باشه کس دیگه‌ای رو بکشن این کار رو نمی‌کنن ولی جوکر همه اون خاطرات بدی که از آدم‌ها داریم رو یادمون می‌آره. از ریز تا درشت. همه اعتمادایی که کردیم و نارو خوردیم. جوکر از آدما دل بریده و معتقده وقتی به آخر خط می‌رسن نشون می‌دن که واقعا کی و چی هستن.

حالا همه اینا به کنار نفرت من از وقتی که بتمن خودشو قاطی باقی سوپرهیروها کرده بیشتر هم شده. اسپایدرمن، سوپرمن، هالک، کاپیتان آمریکا یا هر ابرقهرمان دیگه‌ای که ببینید یا بر اثر اتفاقی ناخواسته یا مادرزادی به ابرقهرمان تبدیل شدند ولی بتمن و تونی استارک (مرد آهنی) تنها کسایی هستن که با پول بی‌نهایتشون برای خودشون توی لیگ ابرقهرمان‌ها جایی دست و پا کردن. مثل رشوه دادن برای ورود می‌مونه. من و آدمای عادی گاتام به اندازه کافی به سوپرهیروها برای قدرت‌هاشون حسودی می‌کنیم. نیازی به یه سوپرهیرو که قدرتش پولش هست نداریم.

۳−چرا همه جوکر رو بیشتر از بتمن دوست دارند

ممکنه با خوندن شماره دو کسی بگه نه تو جزو معدود افرادی هستی که همچین حسی دارند ولی من می‌خوام بگم (تقریبا) همه از بتمن بدشون می‌آد و جوکر رو دوست دارن.

۳−۱− ما از شرایط ناراضی هستیم

هر روز داره ارزش پولمون کمتر می‌شه. دیگه نمی‌تونیم چیزایی که می‌خوایم رو بخریم. هر روز به لیست آرزوهای دست نیافته‌امون اضافه می‌شه. شهر کثیفه و موش‌های بزرگ همه جا دیده می‌شن. شهرداری شهر رو تمیز نمی‌کنه و کیسه‌های زباله روی هم تل‌انبار شدن ولی به جاش شهردار تمیز و خوشگل و پولداره. معلومه که ما از شهردار و پسرش(بتمن) بدمون می‌آد.

۳−۲− ما از دیده نشدن ناراضی هستیم

ما شغل نداریم یا اگر هم داریم براش درآمد کمی داریم و قوانین کار جوری شدن که اگر دست از پا خطا کنیم رئیس می‌تونه اخراجمون کنه و با یه نفر دیگه جایگزین بشیم. اگر وسیله کارمون خراب بشه رئیس پولش رو از ما می‌خواد بگیره. لعنتی من به خاطر کار تو دارم عمرم رو صرف می‌کنم. همسایه‌ها به زور ممکنه اسمت رو بدونن. کسی به تو هیچ اهمیتی نمی‌ده. اگر پولدار نباشی مردنت هم اهمیتی نداره.

کسی توی بازی راهت نمی‌ده.

در نهایت همه اینا ما رو به این نتیجه می‌رسونه که به جوکر احساس نزدیکی بیشتری داریم تا بتمن.

https://www.youtube.com/embed/ZwMVMbmQBug

۳−۳− اونی که واقعا به آدم ها یک فرصت دوباره می‌ده بتمن نیست.

بتمن ادعا می‌کنه که به آدم‌ها و خوبی ذاتی اونا اعتقاد داره و به اونها شانسی برای بیرون آوردن این خوبی می‌ده ولی در واقع کاری که انجام می‌ده اینه که کسایی که کار خلافی کردن رو دستگیر می‌کنه و می‌اندازه زندان. اونی که تو خرج زندگیش مونده و می‌ره دزدی نیاز به یه شانس دوباره داره نه اونی که هیچ کاری نکرده. کاری که جوکر می‌کنه اینه که اکثر افرادش رو از خلاف‌کارا و سابقه دارها تشکیل داده. همه اونایی که گذشته‌ای دارن و نیاز به یک شانس دیگه برای کسی شدن.

در نهایت همه اینا ما رو به این نتیجه می‌رسونه که به جوکر احساس نزدیکی بیشتری داریم تا بتمن.


بریم سراغ خود فیلم

تنهایی بشر در عصر جدید

به خوبی تصویری ارائه می‌شه از اینکه بشر در عصر جدید چقدر می‌تونه تنها باشه. این تنهایی حاصل حصاری هستش که سیستم دور ما و خودمون دور خودمون کشیدیم. واقعا از کسی که ساعت‌های متمادی سر کار بوده و از آخرین باری که به تفریح رفته ماه‌ها گذشته چطور انتظار لبخند توی متروهای کثیف داری؟ بچه‌ها توی این دنیا تنها امید هستند که اونها هم توسط بزرگترها از ارتباط گرفتن و خوبی کردن منع می‌شن. در یکی از صحنه‌های فیلم هم آرتور و عده زیاد دیگه‌ای در حال تماشای فیلم عصر جدید چاپلین و ماشینی شدن انسان عصر حاضر دیده می‌شه.(حتی جایی که متهم به اذیت کردن بچه می‌شه در حد یک جمله هم بهش اجازه دفاع از خودش داده نمی‌شه)

موش شهری

شهر توسط موش‌ها احاطه شده. در صحنه‌هایی از فیلم موش‌های بزرگی دیده می‌شن و در تلوزیون هم اخبار به این موضوع اشاره می‌کنه. نهایت کاری که افراد انجام می‌دن هم ساختن شوخی و جوک با این داستانه. شهر سراسر کثیف و پر از کیسه زباله است(به خاطر تحصن و جمع نکردن زباله) حتی توی بهترین و شیک‌ترین خیابون‌های شهر هم تل زباله دیده می‌شه. مسئله این نیست. مسئله نبود قانون و اجرا نشدن اونه. مسئله اینه که ما همه شدیم موش شهری و تازه اهمیت اندازه موش‌ها هم نداریم. اگر از سر کار اخراج بشیم یا صاحب‌کار بهمون زور بگه و پولی که مال ما هست رو بهمون نده جایی از ما حمایت نمی‌کنه. همه این موارد به خوبی در رابطه با فردی که فقط مقدار اندکی از عموم مردم کمتر توانایی مبارزه داره و کارفرما نشون داده می‌شه.

خنده‌هاش

خنده‌هاش وای از اون خنده‌هاش. یکی از ویژگی‌های جوکر همیشه خنده‌های شیطانیش بوده و یکی از شخصیت‌هایی هست که خنده شخصیت منفی رو به اوج رسونده. خنده ناشی از لذت کار پلید ترس افراد رو از این شخصیت بیشتر می‌کنه. این خنده‌ها هر بار بهتر و بهتر شده بود تا رسیدیم به جوکر در فیلم شوالیه تاریکی نولان. این دیگه واقعا وحشتناک بود. اگر جک نیکلسون موقع اسلحه کشیدن و کشتن می‌خندید هیث لجر موقع شکنجه دادن و کتک خوردن چنان خنده هایی می‌کرد که واقعا باورپذیرتر بود ولی شخصیت آرتور در فیلم جوکر خنده‌های متفاوتی داره. آرتور (فونیکس) بی‌اختیار و به خاطر بیماریش می‌خنده. خنده‌ها بلند و عصبی و غیر عادی و در شرایط غیر نرمال دیده می‌شن. بلند هستن و تشخیصشون از گریه سخته. راستش این مدل خنده واقعا رعشه به تن آدم می‌اندازه و حس خطرناک بودن رو بهتر به آدم منتقل می‌کنه.


تمجید پلیدی

ممکنه کسی بگه توی این فیلم از پلیدی تمجید شده یا جوکر بودن توجیه شده. من نظری ندارم. :))))) بابا توجیه داره دیگه. اگر دهن آدم تو جامعه سرویس بشه به این سمت می‌ره دیگه. نه اینکه توجیه باشه. افراد شریفی هستند که هر شرایطی وجود داشته باشه دست به خلاف نمی زنن. (بگیم x درصد) یه سری آدم‌هایی هم هستن که هر چقدر هم شرایط خوب باشه باز می‌رن سمت خلاف (بگیم y درصد). بقیه افراد جامعه در یک طیف خاکستری قرار می‌گیرن که اگر شرایط به سمت بد شدن بره افراد بیشتری به سمت خلاف کردن می‌رن. آرتور حداقل یه خدمات سوشالی می‌گیره که یه نفر می‌شینه و به حرفاش گوش می‌ده(که نمی‌ده) و یه تعداد قرص هم دریافت می‌کنه ولی همونم یه جایی متوقف می‌شه. چرا؟ چون پول کمه. (از من بپرسی می‌گم چون همون آقای وین و موری فرانکلین کارشون رو درست انجام ندادن)

نگاه از بالا به پایین

خیلی از صحنه‌ها می‌بینیم که ثروتمندا از بالا به پایین نسبت به مردم عادی نگاه می‌کنن. تلوزیون بیمارستان بالای سر جوکر شهردار رو نشون می‌ده. برخورد مستقیم با هم به خاطر قد بلندتر توماس وین از بالا به پایین نگاه می‌کنه. برخورد آرتور با بروس وین که بچه ده ساله‌ای بیش نیست اینطور پیش می‌ره که آرتور روی زانو می‌شینه و باز هم فرد ثروتمند از بالا به پایین نگاه می‌کنه.


خط داستانی فیلم

توی داستان دو تا اتفاق مهم می‌افته. دومی که کمتر مهمه: رابطه آرتور با خانواده وین و چگونگی به وجود آمدن بتمن. (بروس وین که می‌بینه والدینش جلوی روش کشته شدن تصمیم می‌گیره با جنایت‌کارا بجنگه)

اولی که مهم‌تره به وجود اومدن خود جوکر هستش (که تو بخش بعدی بهش می‌پردازیم). یه مشکلی که هر کسی ممکنه وارد کنه به خط داستانی اینه که اگر دو تا فیلم پادشاه کمدی و تاکسی درایور رو دیده باشید تقریبا چیز جدیدی باقی نمی‌مونه. در واقع داستان تبدیل پادشاه کمدی به تاکسی درایور هستش. همین. البته خود انتخاب بازیگر هم هوشمندانه و بر همین اساس بوده که می‌رسیم بهش. اگر کسی به این مشکل داستانی خرده بگیره من بهش حق می‌دم. در ضمن مقدار زیادی هم از the killing joke وامداره. که با دیدن این سه تا فیلم واقعا دیگه چیز جدیدی توش نمی‌مونه.

نقطه بحرانی

همه این فشارها و مطالب که گفتیم فرد رو تا جایی پیش می‌بره که دچار فروپاشی بشه. واقعا اگر توی شهر دوست و همسر و فرزند و آشنای عزیزی نداشته باشیم. اگر چیزی برای از دست دادن نداشته باشیم واقعا تا مرز جنون رفتیم. چرا نباید دست به هر کاری بزنیم؟ اگر شما هم یه معلم شیمی باشید که سرطان گرفته دیگه چیزی برای از دست دادن ندارید. آدما وقتی چیزی برای از دست دادن ندارن خطرناک می‌شن. تو چنین موقعیتی تنها یک روز بد نیازه که اون سقوط رخ بده و جوکر متولد بشه.

“All it takes is one bad day to reduce the sanest man alive to lunacy. That's how far the world is from where I am. Just one bad day.”

― Alan Moore , Batman: The Killing Joke


نقطه پایانی

باز پایان هم مثل بقیه فیلم برداشتی از فیلم تاکسی درایور هستش به شکلی که مثل دنیرو در راننده تاکسی در نهایت جنایتی رخ می‌ده و مردم شهر نه تنها تقبیه نمی‌کنن که به تمجید از مجرم می‌پردازن.

یک جمله حیاتی دیگه هم در فیلم پادشاه کمدی گفته می‌شه:

«بهتره یک شب پادشاه باشی تا اینکه یک عمر یک‌لاقبا»

این جمله بخش عظیمی از شخصیت فیلم رو تشکیل می‌ده. یک شب پادشاه بودن، کاری کردن که منجر به ماندگاری شود انگیزه بزرگی می‌شه برای اینکه از یک عمر یکلاقبا زندگی کردن دست بکشه هر چند این یک شب پادشاهی منجر به زندان تا پایان عمر بشه. باز هم بر می‌گردیم به جامعه. اگر شرایط خوبی برامون مهیا نباشه و ببینیم که کل عمر قراره یکلاقبا باشیم آیا احتمالش بیشتر نمی‌شه که صابونش رو به تن بمالیم و سعی کنیم که برای حتی یک شب هم که شده پادشاه بشیم؟
حال ندارم از اینجا به بعد رو کوتاه تر می‌نویسم.


casting

خب یه چیز جالبی که انتخاب بازیگر در فیلم Birdman وجود داشت این بود که چون فیلم حول موضوع یک ابرقهرمان بازنشسته بود همه بازیگرها به شکلی به ابرقهرمان ها ارتباط داشتند. مایکل کیتون، ادوارد نیوتن و اما استون همگی قبلا در فیلم های ابرقهرمانی نقش داشتند. اینجا هم به همون سبک دوست دختر آرتور قبلا در فیلم ددپول نقش داشته و قدرتش خوش شانسی بوده. خود بازیگر اصلی وواکین فونیکس (فارسیش رو هر کسی یه چیزی می نویسه ولی من خواکین می‌گم) گذشته خانوادگی زیاد معمولی‌ای نداشته. کارگردان ممکنه به نظر زیاد مناسب نباشه ولی به نظر من اتفاقا خیلی هم گزینه خوبیه چون همه فیلم های قبلیش در مورد انسان هایی بوده که در یک روز ساختار موجود زندگیشون رو ترک کردند.

نشانه های جنبی

جایی که والدین بتمن از سینما بیرون می‌آن و کشته می‌شن جلوی چشم بچه، فیلمی که توی سینما دیدن ماسک زورو هستش. خب این احتمالا جایی بوده که شکل ظهور بتمن رو شکل داده. همینطور یکی دیگه از نشانه هایی که من دوست داشتم پله های توی فیلم بود. برای رسیدن به خونه آرتور به سختی از پله ها بالا می‌ره و در غروب تلخ به اون بالا می‌رسه. ولی وقتی به پایین پله ها میآد در حال رقص و لذت بردنه. هوا خوبه و همه چی عالیه. (اینجا هم مثل قسمت قبل که گفتیم پلیس از بالا به پایین نگاه می‌کنه)

فعلا حال ندارم ادامه بدم. احتمالا کسی هم این همه رو نخونه. به هر رو. چیزی بعدا دیدم اضافه می کنم