هیچهایک به گرجستان

این متن ادامه داستان سفر به ارمنستان است که اینجا نوشته‌ام. ما از ارمنستان خارج شدیم و به گرجستان و شهر تفلیس آمدیم. آخرین قسمت سفرنامه هیچهایک به ارمنستان را از این پایین بخونید

https://virgool.io/@Traffic/سفر-به-ارمنستان-mwmhmijisc48


شب حدود ساعت ۱۱:۳۰ بود که رسیدیم تفلیس چندتا هاستل اطراف میدون آزادی دیدیم که همشون داغون بودن و گرون و البته جا هم نداشتن تا اینکه از یکیشون آدرس و شماره تلفن یه هاستل دیگه رو گرفتیم. داشتیم مسیر هاستل رو طی می‌کردیم که دیدیم واقعا دوره و نمیشه اینهمه پیاده رفت و با اینهمه خستگی به اون هاستل رسید اینطور شد که به اولین هاستلی که تو راهمون دیدیم وارد شدیم پله هارو رفتیم بالا در زدیم تا در باز شد چشمم افتاد به چهره‌ی آشنا ?




چقدر دنیا کوچیکه دوباره علی و زهرا رو ملاقات کردیم چقدر انرژی خوب و مثبتی گرفتیم ازشون عالی بود ولی اونا فرداش رفتن و ما موندیم با دوستان جدیدمون.

تفلیس شهر بزرگیه و به دو قسمت قدیم و جدید تقسیم شده. ساختمون‌هایی با شکلهای متفاوت خیابونای متفاوت و کافه‌های متعدد که قسمت بزرگی از زندگی مردم گرجستان رو به خودش اختصاص میده.

غذاهای محلی نسبتا زیادی داره که بیشتر روی چندتاشون مانور میدن بنظرم خوشمزه هستن ولی گرجی ها آدمایی هستن به شدت نمک دوستن و بیشتر غذاهاشون شوره.


این یکی از غذاهای معروفشونه که نمادش همه جای تفلیس هست
این یکی از غذاهای معروفشونه که نمادش همه جای تفلیس هست


از نون و پنیر و تخم مرغ درست شده. خوبیه غذاها اینه که تقریبا سیرت میکنه البته اگر مثل من زیاد غذا خوردنو دوست دارید باز هم جای خالی میمونه برای تست کردن غذاهای دیگه. بنظر من تفلیس رو باید به دو بخش توریستی و عادی تقسیم کرد که جذابترینش قسمتیه که مردم عادی زندگی میکنن.

خیابون ها و خونه هایی با قدمت بالای ۱۰۰سال، با سبک‌های قدیمی که حتما براتون میگم ازشون. ما روز اولمون رو با گشتن توی شهر و دیدن جاهای مختلف گذروندیم. اول از هرچیز پل شیشه ای یا پل صلح رو دیدیم چرا بهش این اسم رو دادن؟ چون توی آخرین درگیری بین گرجستان و روسیه زمانی که درگیری خاتمه پیدا کرد و صلح برقرار شد ساختن پل هم به پایان رسید به میمنت این اتفاق اسمشو پل صلح گذاشتن.

پل صلح تفلیس
پل صلح تفلیس


اما این پل اگر یادم باشه و درست بگم توسط یک معمار ایتالیایی ساخته شده که سال ۲۰۰۸رعملیات ساختن اون تموم میشه اما تکنولوژی جالبی توی پل بکار رفته البته توی نورپردازیش. از رنگهای قرمز و سفید که به شکل پرچم گرجستان طراحی شده استفاده کردن که شبها قشنگ و جذابه. اما جذابترین بخش اون دیواره‌های شیشه ایه که با چراغهای کوچیک و با فاصله از هم تعبیه شده داخل شیشه ها که بواسطه ی مایع بجای سیم باهم الکتریسیته رو رد و بدل میکنن.این سیستم برای من خیلی جذاب بود.




توی تفلیس براحتی میتونید توی یک روز بیشتر جاذبه های در دسترس رو ببینید و لذت ببرید.به نظر من تفلیس رو باید توی دو زمان متفاوت دید. شب و روز چون واقعا متفاوت و جدا از هم هستن.

برای دیدن شهر از نمای بالا تلکابین وجود داره که با هزینه ی کمی میتونید برید بالا و برگردید ما برای بالا رفتن یه کارت پلاستیکی گرفتیم که دو لاری هزینه ی صادر کردنش بود و نفری دو لاری هم هزینه ی رفت و برگشتمون با تلکابین شد.ازون کارت میتونید برای خدمات شهری و مترو هم استفاده کنید شارژ میشه

نمای تفلیس از بالا
نمای تفلیس از بالا


به ایستگاه بالا رسیدیم و از تلکابین پیاده شدیم تا بریم به سمت دیدنی های بالای تفلیس. نوری قلعه یا نوریکالا Norikala که یکی از بناهای باستانی تفلیسه

نوریکالا
نوریکالا


از این قلعه چیز زیادی نمونده یکمقدار دیوار و کنگره ولی حس و حال خودش رو حفظ کرده.اون روز من تمایل شدیدی به ارتفاع پیدا کرده بودم و دیوار و صخره نوردی? تا جایی که امکان داشت بالا رفتم و از نماهای فوق العاده ی تفلیس لذت بردم.

تفلیس از نمای بالای قلعه
تفلیس از نمای بالای قلعه


توی مسیر قلعه شما نمادهای مهمی رو میبینید و کلیساهای مختلفی رو هم میتونید بازدید کنید. هرچقدر ایران مسجد و حسینیه داره اینجا کلیسا هست.

برای رسیدن به تلکابین باید از میدان آزادی خودتونو به پل شیشه‌ای برسونید و از اون عبور کنید و بعد توی پارکی که بهش میرسید مقداری پیاده روی کنید تا به ایستگاه تلکابین برسید.


ما اینجا هنوز نه تاکسی نه اتوبوس نه مترو استفاده نکردیم و اکثرا پیاده روی میکنیم چون بافت شهر جذاب و دیدنیه ما هم دوست داریم بین مردم باشیم و قدم بزنیم.


روز خوبی بود اون بالا یه نفر رو دیدم که راحت لم داده بالای دیوار من هم دوست داشتم اونجا برم اصلا مگه میشه نرم! رفتم و باهاش رفیق شدم کلی حرف زدیم اسمش الکساندر بود و داشت میرفت روسیه.

من و الکساندر
من و الکساندر


تقریبا خیلی از جاهای اون بالا رو دیدیم و دوباره از همون تلکابین استفاده کردیم و اومدیم پایین. راه دیگه ای هم هست برای پایین اومدن ولی تلکابین راحت تره و هیجان بیشتری داره تقریبا شب بود که برگشتیم پایین و تفلیس رو از بالا با چراغهای روشن دیدیم.




توی تفلیس هر روز از میدان آزادی تورهای رایگان پیاده روی برگزار میشه که بعد از تموم شدن تور شما میتونید به تور لیدرتون پرداخت کنید اگر تمایل داشتید مبلغ ثابتی نداره. خوبی این تورها اینه که بیشتر میفهمید راجب تفلیس و جاها و اشیا و نمادهای بیشتری رو میبینید که ممکنه به سادگی از کنارشون رد بشید یا اصلا حتی متوجهشون نشید.این تورها هر روز راس ساعت ۱۲ از پارک وسط میدون آزادی تفلیس کنار اینفو سنتر شروع میشه میتونید نقشه ی تفلیس رو هم رایگان بگیرید.

از میدان آزادی شروع شد و راجب روسا و تاریخ گرجستان گفت بعد رفتیم توی بافت قدیمی شهر خونه هایی با حداقل قدمت ۱۲۰سال که هنوز مردم توشون زندگی میکنن.

موضوع جالب توی معماری این خونه ها تراس و بالکن بود. توی هر خونه تعدادی خانواده زندگی میکردن و بصورت اپارتمانی تراس مشترک داشتن اما جدا جدا نبود یه تراس بزرگ دور تا دور خونه قرار داشت

این نوع تراس برای این ساخته شده بود که همسایه ها بتونن باهم در ارتباط باشن و روابط دوستانه و رفت و امد هارو بهتر اجرا کنن.



دور تا دور شهر دیوار کشیده بودن که هنوز ازین دیوارها باقی مونده دیوارهایی بالای صد سال که محافظ این شهر بودن رودخونه ای از وسط این شهر میگذره که در گذشته بزرگتر و پر شاخه‌تر ازین که هست بوده. به بخش قدیمی شهر رفتیم جایی که کافه ها و بازار و زندگی سنتی و زیبایی داشت ساعت جالبی هم توی اون بخش قرار داره که برای من فوق العاده جذاب بود. سر هر ساعت یه فرشته از بالای ساعت میاد بیرون و مناسب هر عدد به زنگ بالای ساعت چکش میکوبه.


از محیط زیبای اونجا عبور کردیم و به طرف ابشار رفتیم یه ابشار وسط بافت قدیمی که اطرافش پر بود از بناهایی با هنر و معماری ایرانی.

جاهای مختلفی توی تفلیس هست که میتونید ببینید ولی ابتدا از اینفو سنتر که گفتم قبلا نقشه ی تفلیس رو بگیرید خیلی بدردتون میخوره. بعد از اینکه گردش تموم شد همه احساس گشنگی میکردیم به اتفاق و به پیشنهاد لیدر رفتیم غذای گرجی بخوریم رستوران خوبی بود با منوی مناسب بعد از اون هم از دوستانمون جدا شدیم و برگشتیم هاستل.

روز بعد با فرامرز رفتیم تا بازار آنتیک و هنری تفلیس رو ببینیم. بازاری که درعین ناباوری ابزاری داشت که اون بازار رو بیشتر به موزه تبدیل میکرد تا یک بازار. وسایل و ابزاری از جنگ جهانی و جنگهای محلی وسایل شخصی افراد معروف منطقه و ازین دست کالاها.بیشتر به زمان شوروی میرسید ولی وسایل بالای صد و بیست سال هم داشتن مثل خنجر و شمشیر و…



تا اینجا گشت و پیاده روی ما توی تفلیس به همین جاها محدود میشه و ما ترجیح دادیم امروز رو توی هاستل استراحت کنیم و فردا بریم باتومی...




میتونید اکانت‌های من در اینستاگرام و تلگرام را دنبال کنید.

https://www.instagram.com/hamzenejad