می‌خواهم درباره زادگاهم بگویم...

اول از همه بگویم که من تیریون هستم، پسر تایوین، درست است، همان کسی که با دستان خودم کشتم. به من کوتوله، نصف مرد یا غول لنیستر هم می‌گویند. زیاد شبیه القاب قهرمانان نیست نه؟ من قهرمان نیستم، شاید یک بار بلک واتر را نجات داده باشم، اما خب زیاد نمی‌شود اسمش را قهرمان‌بازی گذاشت.

در کسترلی راک به دنیا آمدم. قلعه‌ای که زمانی متعلق به کسترلی‌ها بود. اما، لن زیرک که موسس خاندان ما است، آنطور که می‌گویند و در کتاب‌ها نوشته شده است، با زیرکی و سخنوری خود توانسته قلعه کسترلی را تصاحب کند. کاش زمان ما نیز تصرف قلعه‌ها به همین سادگی بود!

در خصوص لن زیرک همینقدر بگویم که اشعار و افسانه‌های زیادی درباره‌اش گفته شده است. هرچه نباشد او متولد عصر قهرمانان است، همان عصری که بسیاری از قلمروها در آن زمان پایه‌گذاری شدند. در یکی از همین آوازها می‌گویند که طلایی‌بودن موهایش را از خورشید دزدیده‌است!

لن زیرک، موسس خوش تیپ و باهوش خاندان ما
لن زیرک، موسس خوش تیپ و باهوش خاندان ما

لقب پادشاه صخره را همین جناب لن به ما اعطا کرد و خودش اولین پادشاه صخره بود. یکی از نوادگانش با دختری از آندال‌ها ازدواج کرد، این دختر خود را لنیستر نامید و اینگونه شد که خاندان ما از ترکیب انشان‌های نخستین و آندال‌ها به وجود آمدیم.

کسترلی راک، مقر اصلی ما لنیسترها است. روی یک تپه بلند آن را بنا کردیم. دیوارهای بسیاری ساختیم تا موانع طبیعی را تقویت کنیم. پایین تپه موج دریا می‌زند و محل خوبی برای تماشای غروب یا طلوع آفتاب است.

قلعه کسترلی راک
قلعه کسترلی راک

درون قلعه، با دالان‌های مختلف به هم متصل شده است. آن بالا بالاهای قلعه نیز یک حفره بزرگ قرار دارد. سه تالار اصلی داریم که گنجینه‌ها را در آن‌جا نگهداری می‌کنیم. همچنین، قهرمانان و بزرگان لنیستر هم در همین اتاق‌ها دفن شدند. تپه‌ای که زیر قلعه قرار گرفته است، پر شده از معادن طلا بوده و هست. هنوز هم طلای بسیاری برای حفاری‌کردن دارد. حالا فهمیدید چرا لنیسترها همیشه می‌توانند بدهی‌هایشان را بپردازند؟

کسترلی راک به شهر لنیسپورت مشرف است. شهری که در امتداد ساحل دریا محصور شده و محل تلاقی سه جاده دریا، رودخانه و طلا است. آثار زیادی از جنس طلا در این شهر وجود دارد. شاید بگویید در این صورت چرا مردمان دیگر به آن‌جا حمله نمی‌کنند و طلاهایش را به غنیمت برنمی‌دارند؟ خب باید بگویم که در کسترلی راک و لنیسپورت بهترین محافظان و سربازان آموزش می‌بینند. نمونه آن را می‌توانید در برادرم جیمی ببینید. به همین خاطر است که کسترلی راک هیچوقت نه سقوط کرده و نه فتح شده است. البته لنیسپورت تا به حال صدمات مختصری از جنگ‌های پادشاهی خورده است که برایمان کوچکترین اهمیتی ندارد.

شهر لنیسپورت
شهر لنیسپورت

لنیسپورت آنقدر بزرگ، ثروتمند و زیبا است که اریس (پادشاه دیوانه) به مناسبت تولد ویسریس، پسر دومش و رابرت اول به مناسبت شکست قیام گریجوی، جشن‌ها و تورنمنت‌های خود را در آن‌جا برگزار کردند. اکنون که در دراگون استون نشسته‌ام و این‌ها را برایتان می‌نویسم، دلم برای لنیسپورت و طلاهایش تنگ شده است. اگر چشم‌غره‌های پدرم و نگاه‌های تنفرآمیز خواهرم را فاکتور بگیریم، روزگار کودکی خوبی را سپری کردم. البته، مسخره‌شدن‌های متعدد به دست بچه‌های خیابانی لنیسپورت را هم در نظر داشته باشید.

تا این‌جا برای امروز کافی است، ملکه برای شام صدایم می‌کند. روح لطیفی دارد اما اگر دیر کنم، ممکن است یکی از اژدهاهایش را به دنبالم بفرستد. زنده باد دنریس طوفان‌زاد!