ای خدا ای هستی ،جان بی تو بیمار می شود
گرنباشی روح من بی تو ،بی یارو بیکارمیشود
گر نباشی من نباشم ،هرچه خواهد روزگار
روزگارم بی تو مثل گلها ی بیعار میشود
باکه گویم رازو ناز دراین جهان
هرمرد ونامرد ی که رازدار میشود!!
اوکه بهرچندمقام و پُست دراین جهان
باسیاست می کُشد جانِ پدر خوار میشود
گشتم ودیدم وهرچه خواندم در جهان
می کُشد پیروکودکی درپِیَش هارمیشود
گربگویم سِر وراز دوستم افشا ء کند
دوست هم بهرچندروز بِما یار میشود
سرببالین هرکس گذاشتم شب وروز
فردا آید و اوچندی طلبکار میشود
من ندانم با این روزگار دست وپاچلفت
باهرکه یارگشت روزگارش خرابکار میشود
روزگار گشت سیاه با اینهمه درد ودوا
من چه گویم این تنم هرروز بیمار میشود
(ولی) پُر غم ورنج است زین روزگار
روزگارچو ارز ودلارهروز بدهکار میشود
