
دگر صدای زنگ ،زخانه ها نمی آید
دگر حالِ خوب، ز کوچه ها نمی آید
دگر کسی را، با حالِ کسی کار نیست
دگر عشق ومحبت زدل ها نمی آید
گر چند صباح افتادی، بگوشه و کنار
برخیز، کسی بسراغِ اُفتاده ها نمی آید
برو برای خودت،کاروآبرو داری کن
که قوم و خویش برای رها نمی آید
دست به کمر بزن،با یاعلی برخیز
گمانم دگر کسی بسوی گدا!!!!نمی آید
تو گر تاتوانی ،با مهرو بامحبت باش
گمانم که مهرو محبت بسوی ما نمی آید
دگر زمانه دگر گون وعوض شده است
به گمانم کسی برای رضای خدا نمی آید
برو ای( ولی )به درگه حق ناله و زاری کن
بگمانم کس به خاطر تو، پیش ما نمی آید