روز وروزگاری با ناله وآهی گذشت
عقل بهوش آمدو جوان وجوانی گذشت
تا عقل وهوش کامل بگشت زمانی گذشت
سیاست به بند های "پ " وپارتی گذشت
پاچه خوار وآشمالی بدیدم ز دوستان
نهان گشت عقلم ز زشتی و آشتی گذشت
چو انسان بی رحمی بدیدم درآن
که له کرد انسان دگر به آهی گذشت
چو سگ بدور آدمی آه ولیسه می زد
زبانش خواروذلیل به چابلوسی گذشت
زبان تملق وچرب زبانی بازکرده بود
برای دوسه روز دنیا وی را به بادی گذشت
اینان روا نیست که هم نام انسان شوند
به پستی وپاچه خواری دگرنامی گذشت
"ولی"زین گروه پاچه خوار چابلوس بگذر
دانی که دنیا نیرزد به آن پس بواهی گذشت

