ویرگول
ورودثبت نام
Pantea Varmazyar
Pantea Varmazyar
Pantea Varmazyar
Pantea Varmazyar
خواندن ۳ دقیقه·۱۱ روز پیش

درباره کتاب بار هستی

بار هستی اثری است از میلان کوندرا نویسنده چک، که از سال 1957 به دلیل انتقاد از حزب کمونیست چکسلواکی، به فرانسه تبعید شده‌است. بزرگترین پرسش این کتاب این است که آیا آزادی مطلق و بی هدفی، یا پایبندی سفت و سخت و تعهد و مسئولیت پذیری؟ چهار شخصیت اصلی، توما، ترزا، سابینا و فرانز در کنار یکدیگر در نمایش داستان برای واضح ساختن سوال نویسنده به کار گرفته شده اند.

کتاب بار هستی شامل هفت بخش است که در آن به کاوش در زندگی انسان و انتخاب‌های آن می پردازد. نام گذاری این بخش‌ها برای من جذاب‌ترین بخش کتاب است:

بخش اول کتاب، سبکی و سنگینی نام دارد که در آن نویسنده تلاش می کند تضاد در انتخاب‌های ما را برای ما برقصاند. داستان در این بخش با پرسش نیچه و فلسفه بازگشت ابدی او شروع با آن هم تمام می شود.

بخش دوم کتاب، تن و روان نامیده شده‌است. ترزا در خطرناک ترین لحظات زندگی‌اش شاد بود که برای او هماهنگی تن و روان را به ارمغان آورده بود. اگر روح و نفس را از جسم دو ماهیت جدا بدانیم (شخصا فکر می‌کنم که) مقصود نویسنده از توالی این دو بخش این است که در هنگام دوگانگی و تناقض‌ها است که تن و روان (دو ماهیت جدا و متضاد از هم)، دست‌های یکدیگر را برای همکاری می‌فشارند و مرزی برای تفکیک این تقابل‌های دوتایی فلسفی نمی‌توان مشخص کرد.

بخش سوم کتاب، کلمه‌های نامفهوم نام دارد. در این بخش، بر خلاف دو بخش قبل بیشتر به شخصیت و روایت‌های سابینا و فرانز پرداخته شده است. به طرز جالب و خلاقانه‌ای نویسنده با استفاده از یک لغت‌نامه بین فرانز و سابینا و احساسات هر دو فرد نسبت به این کلمات، روایت‌های آن ها را برای خواننده به تصویر می‌کشد. و چرا چند کلمه را برای پرداختن به داستان آنان انتخاب کرده‌است؟ نویسنده خود بهتر در متن کتاب پاسخ داده:" وقتی مردم هنوز جوان هستند و آهنگ‌های موسیقی زندگی‌شان در حال تکوین است، می توانند آن را به اتفاق یکدیگر بسازند اما وقتی در سن کمال به یکدیگر می‌رسند، آهنگ‌های موسیقی زندگی آن‌ها کم و بیش تکمیل شده‌است و هر کلام یا شی در قاموس موسیقی هر کدام معنی دیگری دارد. اگر تمام گفت‌وگوهای میان سابینا و فرانز را از سر می‌گرفتیم، فهرست سوتفاهمات آن‌ها فرهنگ بزرگی را تشکیل می‌داد. بهتر است به یک فرهنگ مختصر لغات قناعت کنیم."

بخش چهارم و پنجم کتاب نیز مانند بخش دوم و اول آن تن و روان و و سبکی و سنگینی نام دارد. اما چرا؟ از آنجایی که پدر کوندرا موسیقی‌دان بوده و ارادت خود او هم به بتهوون در همین کتاب می‌توان احساس کرد، این نام گذاری به یک سونات موسیقی شباهت دارد. مفهوم بازگشت که چگونه آدم‌ها و افکارشان در چرخه‌ای از ابدیت ادامه دارند و هر دفعه فقط شکل آن متفاوت می‌شود (باز هم فلسفه چرخه ابدی نیچه).

بخش ششم راهپیمایی بزرگ نام دارد. نامی پر کینه و کنایه که فقط با خواندن این بخش و دانستن تاریخ چک، می‌توان علت این نام را دریافت.

و بخش آخر لبخند کارنین. کارنین نام سگ توما و ترزا است. برای پایان این چرخه ابدی و رسیدن به بهشت بهترین انتخاب موجودی است که دچار دوگانگی تن و روان نباشد و پایانی مناسب برای رمان بود.

با این همه این کتاب روند بسیار کندی دارد که ممکن است حوصله خواننده را سر ببرد. همچنین حضور زیاد نویسنده و جابه جا شدن بین داستان و راوی کلافه کننده ممکن است باشد. نکته دیگر این است که کوندرا به طور کلی اروتیک می نویسد که امکان ترجمه آن برای مترجم ایرانی فراهم نیست، اگر خواننده علاقه مند به کامل خواندن کتاب است بهتر است به نسخه اصل (فرانسوی) یا ترجمه انگلیسی آن رجوع کند.

با تشکر از وقت شما

کتابمیلان کوندرا
۰
۰
Pantea Varmazyar
Pantea Varmazyar
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید