این کتاب روشی برای رسیدن به تمام اهداف زندگی است؛ گرچه اهداف گوناگونی داریم و با چیزهای گوناگون دست و پنجه میکنیم امااین فرمول ثابت، برای تغییرات کلی زندگی در هر عرصه از فعالیت های زندگی، خانوادگی، کاری، درسی... میتواند مفید باشد.
تغییرات جزئی و یک درصدی باعث افتخار آفرینی میشود، این پیشرفت جزئی است که باعث تحول اساسی میشود.
در زندگی روزمره روزها همینطور میگذرند، بعضی روزها بی ثمر و بعضی روزها پرتلاش، به زندگی برای رسیدن به اهداف ادامه میدهیم. آیا به این نکته فکر کردهاید که زندگی بی ثمر که بعضی روزها به بیهودگی تلف میشود را بهینه سازی کنید؟
این یکنکته توجه است، که عادت رفتاری ای از خودمان برجای بگذاریم که بتوانیم ان روز را پرثمر حفظ کنیم. سرمایهگذاری روی یک روز عادی برای بهتر شدن و نزدیک شدن به آینده، پیشنهاد خوبی است یا ثابت ومعلق ماندن تا به صفر مطلق نزدیک تر شدن؟ که البته هر دو تاثیر خودشان را میگذراند.
انتخاب با ماست که ان را به نفع خود پیش ببریم و زمان را به بهترین دوست و همراه خودتبدیل کنیم یا اینکه منتطر اجل و رسیدن دشمن زمان باشیم!
نتایج بزرگ اغلب با تاخیر ظاهر میشوند، گاهی اوقات یا در بیشتر مواقع ما دریک دره ناامیدی، بهمراه کارهای ناتمام به سراغ نتیجهی آن میگردیم و نتیجه اغلب، شکوفایی بزرگی بهمراه دارد، شکوفایی های بزرگ زمانهای صبوری را میخواهد که به راه خود ادامه دهی تا آنکه بذرهای کوچک، تبدیل به باغی بزرگ شود. سپس به پتانسیل پنهان کارهای کوچک اما نتيجه پر کار، دست مییابیم.
مسیر وهدف، متفاوت از همدیگر هستند؛ مسیر، راهش با هدفی که در پیش میگیریم متفاوت است، هدف به مسیر معنا میدهد! این را باید در نظر گرفت که در خیال هدف به سر ببریم، مسیر شکل نمیگیرد مسیر، آن چیزی است که باید اقدام کرد تا به هدف رسید.
هدف برنده وبازنده یکی است، اما چیزی که باعث تمایز میشود پیشرفتهای کوچک و پی در پی است. بلندپروازی به اهداف، معیار برنده بودن نیست.
سیستم بهبودی، پیدا کردن ریشه مشکل،برای حل کردن بهترین گزینه است نه تغییر لحظهای!
هنگامی که هدفی را برمیگزینیم ما به انتهای آن فکر میکنیم و از خود تصویرسازی میکنیم که ممکن است وقتی به آن هدف نرسیدیم مأیوس تر شویم و جسارت داشتن هدف دیگر را از دست بدهیم. ما باید در راه رسیدن به هدف، از هر بخش از سیستم و مسیری که به راه انداختهایم را با چشم و دل خود بنگریم و لذت ببریم. پس هدفی را برگزینیم که با مسیر همراه باشد و در راه مسیر، از عملکردهای خودمان لذت ببریم و منتظر انتهای کار نباشیم. عادتهای اتمی که از اسمش پیداست از اتمهایی که یک مولکول را تشکیل میدهند بوجود آمده است، پس تأثیر یک اتم اگرچه ناچیز است اما در کنار هم چیز قدرتمندی را به انسان هدیه میدهد. و تبدیل به موفقیت میشود، به موفقیتهای بزرگی که از کارهای معمولی و منظم نشأت گرفته شده است.
تغییرات هویتی، پردازش و نتایج، باعث ایجاد حلقهای قوی برای رسیدن به نتیجه میشود، اگر چیزی که اعتقاد داری میخواهی باشی باید مسیر روبه رسیدن به آن هدف را بچینی،که در اخر نتیجه را با دست خود لمس خواهی کرد. تعصبی نبودن در باورهای خود و مداوم خود را بروزرسانی کردن، همیشه جواب میدهد.
هرعادت، شروع یک تکامل برای پیشرفت است. اینها شواهد بهتر شدن در هر یک از روزهایی است که ادامه دادی.
عقایدتان را تغییر ندهید بلکه با عادتهای کوچک عقایدهای دیگر را تجربه کنید و شخصیت جدید از خود به نمایش بگذارید.
قبل از هر هدفی باید روی شخصیت و هویت خود تمرکز کنید که چه شخصیتی میخواهید باشید ارزشهای شما چیست؟و دنبال چه چیزی هستید؟ سپس با توجه به همه اینها بدانید که چه عادتهایی برای بهبود آن شخصیت، مناسب است. به نتيجهی رفتاری خواهید رسید و مانند آن شخصیت رفتار خواهید کرد تا سپس به هدف خود برسید.
هدف از عادتهای خوب در زندگی، تبدیل به هویت جدید است؛ تغییرات هویتی شامل رشد میشود،تغییر یک شبه صورت نمیگیرد پس عادتهای کوچک زندگی میتواند موثر واقع شود و به آنچه که میبایست در زندگی مدیریت شود را منظمتر میکند.
یادگیری و سپس انجام خودکار آن بدون خطا برای روز مبادا کمک رسان خواهد بود.
اولین کنش، همیشه مغز را درگیر میکند بعدها تبدیل به تجربه شده و سپس وارد ناخودآگاه میشود؛ ما میتوانیم روی چیزهای بهتر تمرکز کرده و چیزهای ساده را وارد ناخودآگاه خود کنیم و حفظ کنیم اما با آگاهی...
1. سرنخ 2. تمایل 3. پاسخ 4. پاداش
سرنخ محرکی که باعث حرکت بسوی تمایل میشود و تمایل حاکی از آن، اگر درونمان جرقهای بهوجود نیاید وجود نخواهد داشت.
پاسخ، همان عادتهای روزانه است. که باعث ایجاد پاداش برای حس راضی بودن را میدهد. پاسخ یا رفتار، بستگی به پتانسیل آدمی دارد که بتواند آن کار را به نتیجه برساند وقتی محرکی ایجاد نشود حتی اگر آن کار ساده باشد تمایلی به پاسخ به آن برایت ممکن نمیشود؛ پس هر چیزی به بازخورد ما بستگی دارد که آن کار را انجام دهیم یا خیر، به خودمان بازمیگردد.
زندگی ما به دو چیز تقسیم میشود: راهحل و مسئله. که مسئله همان سرنخ(شفاف کردن)، تمایل(جذاب کردن)، پاسخ(ساده کردن) و پاداش(رضایت بخش کردن) است.
ما چه بخواهیم عادت بد را ترک کنیم، یا عادت خوب را شفافتر کنیم در زندگی روزانه، کاربرد خاص خودش را دارد. قانون تغییر رفتار در چنین قوانینی خلاصه میشود و عادت، شکل میگیرد چه بد باشد چه خوب...
عادتها اگر آگاهانه مدیریت شود، جزئی از لیست بندی رفتارها میشود.
اشاره فراخوان،چیزی که با صدای بلند گفته میشود به این معنا که برای تقویت خودآگاهی، که ان عادت، تبدیل به ناخودآگاه شده است موثر است.
مسلما عادتهای مهم که قرار است با هدف مهم انجام گيرد جایش را به هوسهای کوچک زندگی میدهد. پس ما نیاز مبرم به شفاف سازی داریم از اینکه آن هدفی که تصمیم گرفتهایم را انجام دهیم در چه زمان و مکانی انجام شود؛ آنگونه نباشد که برای آن هدف یا رفتار، منتظر زمینه باشیم که برایمان فراهم شود.
قانون اول" شفاف سازی" بهخوبی این را میگوید که دقت و شفافسازی را بهکار ببریم. آن چنان که عادتهایی که قرار است انجام دهیم را به لیست کارها اضافه کنیم و زنجیره رفتاری خویش را بسازیم. مقاصد اجرایی این امکان را میدهد که عادت فعلی با عادت جدید تطبیق شود تا یادآوری و دقت، با استفاده از زمان و مکان انجام آن عادت، به یکدیگر گره بخورد.
لحظات انی که با هیجان همراه است بعدها یا باعث پاداش ان برای ادامه زنجیره میشود یا باعث تنبیه آنی برای توقف زنجیره عادت میشود. چیزی که پیداست نتیجه دلخواه از پاداش انی و ادامه آن در زنجیره عادت، ملاک است؛ که قانون چهارم، "آن را لذتبخش کنید" قابل استفاده است.
مغز همواره به دنبال برنده شدن است، به همین دلیل برنامهریزیهای سخت و سنگین باعثمیشود که از روزانه عادت خود، به دلایلی مثل وقت گذراندن با خانواده یا اتفاقی... نشان میدهد ما نمیتوانیم بطور یکنواخت به تکامل برسیم. چرا که همواره اتفاقات غیر منتظره، باعث توقف عادت میشود؛ اما رها نکردن آن و ادامه دادن یا در هنگام رها کردن عادت، دوباره به عادت خودمان پایبند باشیم بهتر از عدد صفر است ما نباید در قانون همه یا هیچ سرگردان بمانیم به هرحال مشغلههایی وجود دارد که بعدها این مجموعه عادت،تاریخ انقضای خاص خودش را مییابد و به درد روزهای سخت تو میافتد. ردیابی عادت راهی برای دیدن نتیجههای مثبت برای پیشرفت دوباره است.
قانون " آن را غیر جذاب کنید" میگوید عادتهای بد را آنطور که عواقب آن قابل لمس و احساس کردن باشد به نمایش بگذارید تا تأثیر خودش را بگذارد که میل به آن عادت، کم شده و حداکثر از آن مهره استفاده نشود.
از تعهد همراه با رؤیت جمع به عملکرد خود استفاده کنید مسلما ما نمیخواهیم دیگران نکات منفی مان را ببینند پس از دیگران برای تعهد در انجام عادت خود استفاده کنید و در ازای انجام ندادن آن، تنبیه جدی و دردناک، جایگزین آن قرار دهید.
ژنها قابل تغییر نیستند اما عادتی که با شخصیت شما همگام است و حس سرزندگی در هنگام انجام کار به شما میدهد باعث تغییر هستند، چیزی که دیگران همانند شما آن کار را ساده انجام نمیدهند و با ژن شما
همسو است را برگزینید اگر دلخواه شما پیدا نشد کافيست آن چیزی که با روحیات شما همگام است را بسازید، و بازی را به نفع خود تغییر دهید.
سالها تکرار و تمرین این استمرار، نشان از دیدن تلاشهای خود و پیشرفت آن برای بهتر شدن، موجب میشود تکرار و تمرین به حدی برسد که تبدیل به یک شاهکار شود.(مثل استیو)
عادتها بعد از مدتی تکراری میشوند و برای کاری که انجام میدهیم بی حوصلگی جایش را میگیرد ما باید بدانیم چرا اینکار برایمان اهمیت دارد تا عاشق بی حوصلگی شویم! حرفهایها ادامه میدهند و به نکتهی طلایی میرسند و آدمهای معمولی دنبال حرفهی دیگر میروند.
عادتها باعث میشود کارهای روزانه را بدون تفکر انجام دهیم این یک نقطه ضعف است چرا که بدون اینکه از کارمان آگاهی داشته باشیم آن را خودکار انجام میدهیم.
راهِ بهروز شدن عادت و اگاهی بازبینی عادتهای گذشته است.
عادتها+ رویکرد حساب شده= تسلط