آدم فضاییها آمدند، پرونده اپستین فرار کرد! 🛸

🔴 اوباما نباید درباره فضاییها اطلاعات میداد
🔹خبرنگار: «اوباما گفت که فضاییها واقعی هستند، آیا شما شواهدی از موجودات غیرانسانی در زمین دیدهاید؟»
🔹 ترامپ: «اون اطلاعات محرمانه داد، نباید این کار رو میکرد.»
🔹خبرنگار: «پس فضاییها واقعی هستن؟»
🔹 ترامپ: «نمیدونم واقعی هستن یا نه اما اون اشتباه بزرگی کرد! »
✍باشه حق باتو آدم فضاییها اومدن آمریکا شما گرفتینش ما هم یه خرگوش داریم روپایی میزنه.
حالا بگو از جزیره اپستین چه خبر؟🙂
---
🧠 تحلیل: وقتی بشقاب پرندهها جای قتلها را میگیرند
در سیاست رسانهای، انحراف افکار عمومی از پروندههای حساس و جنجالی یک تکنیک شناختهشده است. ایجاد یک روایت جذاب، مبهم و رازآلود که افکار عمومی را از مطالبهگری درباره موضوعات واقعی دور کند.
خبرنگار اگر صادق بود، باید از ترامپ میپرسید: «چه چیزی قرار است دیده نشود که چنین سوژهای را در این زمان مطرح میکنید؟»
---
۱. تکنیک "ببین، یه چیز براق!" ✨
دقیقاً شبیه همان ترفندی که بچهها را با یک اسباببازی جدید از شیء خطرناک دور میکنند. اینجا هم بشقاب پرنده آمده تا جزیره اپستین فراموش شود.
· پرونده اپستین: چهطور یک جزیره خصوصی به مرکز تجاوز به کودکان و قتلهای زنجیرهای تبدیل شد؟
· پرونده فضاییها: اوباما گفت آدم فضایی هست! نه، نیست! شاید هم هست!
کدام یک برایت جذابتر است؟ دقیقاً همانکه باید باشد!
---
۲. نقش خبرنگار: مأمور یا بیخیال؟ 🎙️
خبرنگاری که به جای پیگیری جنایتهای واقعی، دنبال تأیید یا تکذیب موجودات فضایی است، یکی از این دو حالت را دارد:
1. مأموریت دارد افکار عمومی را منحرف کند.
2. آنقدر بیسواد و بیغیرت است که فرق بین سوژه واقعی و حاشیه را نمیفهمد.
در هر دو صورت، او بخشی از پروژهای بزرگتر به نام «سرگرمسازی جای آگاهیبخشی» شده است.
---
۳. ترامپ، استاد گریز از پاسخ 🤡
دقت کردی ترامپ حتی یک بار هم نگفت «فضاییها نیستند»؟ فقط گفت اوباما نباید اطلاعات محرمانه میداد.
چرا؟ چون ابهام بهترین دوست این ترفند است:
· اگر میگفت «نیستند»، ماجرا تمام میشد.
· اگر میگفت «هستند»، باید جوابگو میبود.
· اما با طفره رفتن، هم ماجرا را زنده نگه داشت، هم از زیر پاسخ در رفت.
---
۴. خرگوش روپایی ما در برابر بشقاب پرنده آمریکا! 🐇
طنز ماجرا اینجاست: رسانههای ما گاهی چنان به این حاشیهها میپردازند که سوژههای اصلی داخلی را فراموش میکنیم. اما اینجا بحث فراتر است.
آمریکا با یک دست دارد کودکان را در جزیره اپستین قتلعام میکند و با دست دیگر داستانهای علمی-تخیلی برای مردمش تعریف میکند. خبرنگار ما هم نشسته منتظر است ببیند بالاخره آدم فضایی پیدا میشود یا نه!
🎯 جمعبندی: ما خرگوشمان را میشناسیم!
باشه قبول! آدم فضاییها آمدند، شما گرفتیدشان، ما هم یک خرگوش داریم که روپایی میزند. اما لطفاً جواب این سوال را بده:
از جزیره اپستین چه خبر؟
چه کسانی در آن قتلها دست داشتند؟
چرا هنوز هیچکس بهطور جدی محاکمه نشده؟
تا وقتی رسانههای دنیا به جای این سوالها، دنبال موجودات فضایی هستند، بدانید که یک جای کار میلنگد. و آن جای لنگ، دقیقاً همانجایی است که نباید نگاه کنیم.
🔹این مطلب را بخوانید و اگر برایتان روشنگر بود، با دیگران به اشتراک بگذارید. شاید کسی هنوز فکر میکند داستان اصلی، موجودات فضایی هستند! هستند!