انسان همهچیز را بلعید!
ما همهچیز را بلعیدم!
موجودی آفریدی خدایا...جاهطلب و تمامیت خواه؛ اما شعور اینکه در مسیر درست استفادهاش بکند را ،به دلیل اینکه این موجود مختار است، به قدر کافی به او ندادی!
و او بلعید..
رفت و بلعید و بلعید و بلعید و...
چه را بلعید؟
زمین را بلعید؛ کمش بود...حالا طمع مریخ دارد!
حیوانات را بلعید؛ کمش بود... همنوع را بلعید!
همنوع را بلعید؛ کمش بود...ذهن او را هم بلعید!
زمین را بلعید و کمش بود و حالا طمع آسمان را کرده!
ستارههارا بلعید...آنهارا بلعید!
حالا که به بالا نگاه میکنم...تنها دو یا سه ستاره میبینم؛ همهرا بلعیدهاند!
ای گذشتگان خودخواه... مگر ما هم انسان نیستیم؟! کمی هم برای ما میگذاشتید تا ببلعیم!
انقدر بلعیدیم که دیگر هیچ نماند و مجبور شدیم خود را ببلعیم!
خود را بلعیدیم و انقدر بلعیدیم که دیگر هیچ نماند و عمر خود را بدین گونه به پایان رسانیدیم!
انقدر بلعیدیم که یادمان رفت به باغ عقل رسیدگی کنیم و خشک شد!
