یکی از چیزهایی که خیلی از معلمها (و حتی خود من!) ازش میترسیم ، درس نگارش و انشا بوده. مخصوصاً وقتی میرسیم به بخش بندنویسی؛ جایی که باید به بچهها یاد بدیم جملههاشون رو منظم بنویسن و درست بند بسازن.
اما واقعاً بند یعنی چی؟ و از کجا بفهمیم بندِ نوشتهی دانشآموز درسته یا نه؟

بند یا پاراگراف، در واقع یک قسمت از نوشته است که دربارهی یک فکر یا موضوع کوچک حرف میزند.
هر بند معمولاً از ۳ تا ۵ جمله تشکیل میشود که همهی جملهها باید به یک موضوع واحد مربوط باشند.
مثلاً موضوع کلی انشا: تابستان
موضوع جزئیتر: تعطیلات تابستان
در این حالت، بند میتواند فقط دربارهی یکی از جنبههای تابستان باشد؛ مثلاً سفر تابستانی، بازی با دوستان یا خاطرات تعطیلات.
هر بند باید یک جملهی اصلی (جملهی موضوعی) داشته باشد و چند جملهی توضیحی برای پشتیبانی از آن.
💠ساختار یک بند ساده
میتونیم به بچهها این الگو رو یاد بدیم:
۱. جملهی اول: جملهی اصلی (میگوید قرار است دربارهی چی حرف بزنیم)
۲. جملات بعدی: جملههای توضیحی و جزئیات (چطور؟ کجا؟ کی؟ چرا؟ چه احساسی داشتم؟)
۳. جملهی پایانی: جمعبندی یا نتیجهی کوتاه
🔹 مثال:
" من تعطیلات تابستان را خیلی دوست دارم. در تابستان میتوانم صبحها دیرتر بیدار شوم و با دوستانم بازی کنم. بعضی روزها با خانوادهام به مسافرت میرویم. تعطیلات تابستان برای من پر از شادی و هیجان است."
این چهار جمله یک بند کامل است، چون همه دربارهی یک موضوعاند (احساس نویسنده نسبت به تعطیلات تابستان) و نظم دارند.
💠 چطور به بچهها یاد بدهیم بند درست بنویسند؟
اول از همه باید فرق جمله و بند را برایشان روشن کنیم. جمله یک فکر کوتاه است، اما بند چند جمله است که به هم ربط دارند.
از آنها بخواهیم برای هر فکر، یک بند جدا بنویسند.
مثلاً وقتی موضوع کلی «تابستان» است، بگوییم دربارهی بخشهای کوچکترش بنویسند:
تعطیلات تابستان
بازیهای تابستانی
سفر تابستانی
هوای گرم تابستان
یادشان بدهیم در هر بند فقط دربارهی یک موضوع کوچک حرف بزنند؛ نه اینکه وسط بند از تعطیلات بپرند به درس مدرسه!
با هم بندسازی تمرین کنیم. چند جملهی پراکنده روی تخته بنویسیم و از بچهها بخواهیم جملههایی را که دربارهی یک موضوعاند کنار هم بگذارند و بند درست کنند.

۱. استفاده از علائم نگارشی
علائم نگارشی مثل نقطه، ویرگول، علامت سؤال و عاطفی به جملهها نظم میدهند و معنی نوشته را واضحتر میکنند.
یاد بدهیم هر جمله با نقطه تمام شود، جملههای توضیحی با ویرگول جدا شوند و در جای مناسب علامت سؤال و عاطفی بیاید.
مثلاً:
«من به مسافرت رفتم، خیلی خوش گذشت!»
۲. تکرار نکردن جملهها و کلمهها
به بچهها بگوییم تکرار زیاد، نوشته را خستهکننده میکند.
اگر چند بار از یک کلمه مثل «تابستان» یا «تعطیلات» استفاده کردهاند، یادشان بدهیم از واژههای هممعنی مثل «این فصل»، «روزهای گرم سال» یا «مرخصی تابستانی» استفاده کنند.
همچنین هر جمله باید نکتهی جدیدی اضافه کند، نه اینکه همان جملهی قبل را تکرار کند.
۳. جزنویسی نه کلنویسی
بچهها معمولاً کلینویسی میکنند. مثلاً مینویسند:
» تابستان فصل خوبی است. من خیلی خوشحال بودم.
ولی جزئیات را نمیگویند.
باید یادشان بدهیم به جای جملههای کلی، تجربه و جزئیات واقعی بنویسند:
تابستان امسال به شمال رفتیم. هر روز کنار دریا قدم میزدم و صدای موجها را گوش میدادم.
نوشتن جزئیات باعث میشود نوشته زندهتر و واقعیتر شود.

وقتی نوشتهاش را میخوانی، از خودت بپرس:
۱. آیا همهی جملههای این بند دربارهی یک موضوعاند؟
۲. آیا جملهی اول مشخص کرده بند دربارهی چیست؟
۳. آیا جملههای بعدی توضیح یا مثال برای جملهی اول هستند؟
۴. آیا جملهها کامل و با علائم درست نوشته شدهاند؟
5. آیا جملهها و کلمهها تکراری نیستند؟
۵. آیا به جای کلیگویی، جزئیات آورده؟
اگر بیشتر پاسخها «بله» بود، یعنی ساختار و انسجام بند درست است؛ حتی اگر چند غلط املایی یا گرامری کوچک وجود داشته باشد. در واقع هدف اصلی این است که بچهها یاد بگیرند فکرشان را منظم کنند و بند بسازند، نه اینکه همهی نوشته کاملاً بدون غلط باشد.
💠حرف آخر
ما لازم نیست بندِ بینقص و ادبی از بچهها بخواهیم. مهم این است که فکرش را منظم بنویسد، جملهها کامل باشند، علائم را درست بگذارد و از تکرار پرهیز کند.
اگر کمکم این نکتهها را یاد بگیرد، انشا نوشتن براش ساده و لذتبخش میشود؛ نه کاری ترسناک مثل چیزی که خود ما ازش خاطره داریم .