ویرگول
ورودثبت نام
فرهنگ شغلی خانم ها
فرهنگ شغلی خانم هاحقوق اجتماعی خانم ها در محیط کار، دغدغه شخصی من است. درباره اش مطالعه میکنم و می‌نویسم. به امید تغییر فرهنگ های کاری فعلی و درک بیشتر خانم ها در محیط کار
فرهنگ شغلی خانم ها
فرهنگ شغلی خانم ها
خواندن ۲ دقیقه·۹ روز پیش

بعد از استعفا، «لارن» چه کسی بود؟

بحران هویتی، انتظار جامعه، تصمیم یک خانم

.

لارن سال‌ها در یک شرکت خلاق و شناخته‌شده کار کرده بود.

کارش فقط شغل نبود؛ بخش مهمی از هویتش شده بود.

وقتی خودش را معرفی می‌کرد، ناخودآگاه از شغلش شروع می‌کرد.

وقتی از موفقیت حرف می‌زد، منظورش پروژه‌ها و دستاوردهای کاری بود.

زندگی‌اش، به‌نوعی، با عنوان شغلی‌اش گره خورده بود.

وقتی تصمیم گرفت استعفا بدهد، فکر می‌کرد سخت‌ترین بخش، خودِ تصمیم است.

اشتباه می‌کرد.

خلأ بعد از «تبریک‌ها»

بعد از استعفا، همه به لارن تبریک گفتند:

  • «آفرین که جرأتش رو داشتی»

  • «حتماً قراره کار خیلی بهتری شروع کنی»

  • «این یه قدم شجاعانه‌ست»

اما چند هفته بعد، وقتی صبح‌ها دیگر ایمیلی نبود، جلسه‌ای نبود، ددلاینی نبود،

یک خلأ عجیب ظاهر شد.

او می‌گفت:

«من از شغلم جدا شده بودم، ولی هنوز نمی‌دانستم بدون آن چه کسی هستم.»

وقتی بهره‌وری، معیار ارزش شخصی بوده

لارن به‌مرور فهمید که سال‌ها ارزش خودش را با بهره‌وری سنجیده است.

اگر پرکار بود، احساس خوب داشت؛

اگر بیکار بود، احساس گناه.

حتی وقتی آگاهانه تصمیم گرفته بود کمی توقف کند،

درونش مدام زمزمه‌ای بود:

«الان باید مفیدتر از این باشی.»

این صدا، صدای جامعه بود.

صدای فرهنگی که ارزش انسان را به خروجی‌اش گره می‌زند.

بازسازی هویت؛ کاری آهسته و بی‌هیجان

برخلاف تصور اطرافیان، بعد از استعفا

  • هیچ «پرش بزرگ»ی اتفاق نیفتاد.

  • نه کسب‌وکار رویایی، نه مسیر شغلی درخشان.

  • فقط زمان بود.

و سؤال‌هایی که لارن برای اولین بار اجازه داد از خودش بپرسد:

من واقعاً چه چیزهایی را دوست دارم؟

بدون فشار دیده شدن، چه کاری حالم را خوب می‌کند؟

اگر قرار نبود خودم را ثابت کنم، چه مسیری را انتخاب می‌کردم؟

او آرام‌آرام فهمید:

«من قبل از اینکه شغلم را از دست بدهم، خودم را گم کرده بودم.»

زن بودن و فشار «همه‌چیز را درست انجام دادن»

لارن می‌گفت برای زنان، این خلأ هویتی سنگین‌تر است.

چون از آن‌ها انتظار می‌رود:

  • انتخاب‌های منطقی داشته باشند

  • ریسک نکنند

  • و همیشه بتوانند تصمیم‌شان را توضیح دهند.

وقتی مدتی بیکار بود، سؤال‌ها شروع شد:

«پس چی شد؟»

«الان مشغول چی هستی؟»

«برنامه‌ت چیه؟»

او فهمید که جامعه با «ندانستن» زن‌ها راحت نیست.

رسیدن به یک تعریف تازه از موفقیت

ماه‌ها بعد، لارن کم‌کم وارد مسیر تازه‌ای شد؛

نه الزاماً بهتر از قبلی، نه پردرآمدتر،

اما خودآگاهانه‌تر.

موفقیت برای او دیگر این نبود که:

بیشتر کار کند، بیشتر دیده شود، بیشتر بدود.

موفقیت این بود که:

«زندگی‌ام فقط واکنش به انتظار دیگران نباشد.»

📌 تحلیل عمیق داستان پنجم

این داستان، لایه‌ای از تجربه زنان را نشان می‌دهد که کمتر درباره‌اش نوشته می‌شود:

  • استعفا پایان داستان نیست، آغاز بحران هویت است

به‌ویژه وقتی شغل، منبع اصلی ارزش شخصی بوده.

  • فرهنگ بهره‌وری، زنان را سخت‌تر قضاوت می‌کند

چون از آن‌ها انتظار ثبات، عقلانیت و توضیح دائمی دارد.

  • بازسازی هویت زمان می‌خواهد

و این زمان، اغلب با اضطراب و قضاوت اجتماعی همراه است.

  • موفقیت دوباره تعریف می‌شود

نه بر اساس عنوان شغلی، بلکه بر اساس کیفیت زندگی.

استعفاتغییر شغلبحران هویتجامعهخانم ها
۲
۲
فرهنگ شغلی خانم ها
فرهنگ شغلی خانم ها
حقوق اجتماعی خانم ها در محیط کار، دغدغه شخصی من است. درباره اش مطالعه میکنم و می‌نویسم. به امید تغییر فرهنگ های کاری فعلی و درک بیشتر خانم ها در محیط کار
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید