«شغل رؤیایی که آرامآرام فرسودهاش کرد»
جسیکا سالها در صنعت رسانه و تولید محتوا کار کرده بود. از همان ابتدای مسیر حرفهایاش میدانست کجا میخواهد برسد و برایش برنامه داشت.
وقتی بالاخره پیشنهاد کاری از شرکتی دریافت کرد که همیشه آرزویش را داشت، احساس میکرد برندهی یک مسابقهی طولانی شده است.
حقوق خوب
عنوان شغلی چشمگیر
برند شرکت شناختهشده
طوری که همه تحسینش میکردند.
از بیرون، همهچیز «درست» به نظر میرسید.
اما واقعیتِ روزمره چیز دیگری بود.
فرسودگیای که اسمش موفقیت بود
محیط کار ؛
بهشدت رقابتی
ساعات کاری طولانی
توقع در دسترس بودن دائمی
و فرهنگی که مرز مشخصی بین «کار» و «زندگی» نمیشناخت.
جسیکا میگفت اگر یک شب ایمیلش را دیر جواب میداد، احساس گناه میکرد؛ انگار کمکاری کرده است.
او بهمرور متوجه شد:
«موفقیت این شغل، به بهای نادیده گرفتن خودم به دست میآید.»
هرچند کسی مستقیماً به او فشار نمیآورد، اما ساختار شرکت طوری طراحی شده بود که فقط کسانی دوام میآوردند که بتوانند خودشان را کاملاً حذف کنند.
وقتی اعتراض، ضعف تلقی میشود
جسیکا چند بار تلاش کرد درباره حجم کار و فشار روانی صحبت کند.
پاسخها محترمانه بود، اما بیاثر؛
«الان همه همینقدر تحت فشارند»
«این صنعت همینه»
«اگر میخوای رشد کنی، باید تحملش رو داشته باشی»
کمکم فهمید که مسئله شخصی نیست؛ سیستمی است.
سیستمی که فرسودگی را طبیعی جلوه میدهد و اعتراض را نشانهی ناتوانی.
تصمیمی که از بیرون غیرمنطقی به نظر میرسید
استعفا دادن از چنین شغلی برای اطرافیان جسیکا قابل درک نبود.
همه میگفتند:
«دیوانهای؟ این شغل آرزوی خیلیهاست.»
اما او میدانست که ماندن، یعنی ادامهی فرسایش.
یعنی موفقیتی که دیگر هیچ شباهتی به زندگی دلخواهش نداشت.
در نهایت، جسیکا استعفا داد؛ بدون شغل جایگزین قطعی، اما با یک حس واضح:
«من دوباره میتونم نفس بکشم.»
📌 تحلیل کوتاه داستان دوم
این داستان چند نکتهی کلیدی درباره تجربهی زنان در محیط کار را نشان میدهد:
شغل رؤیایی میتواند به کابوس تبدیل شود
اگر ساختار سازمانی، فرسودگی را نرمالسازی کند.
همهی فشارها آشکار نیستند
گاهی هیچکس زور نمیگوید، اما سیستم طوری طراحی شده که تو را له میکند.
برای زنان، ترک یک شغل موفق اغلب با قضاوت همراه است
چون موفقیت بیرونی، اجازه نمیدهد از رنج درونی حرف بزنند.
استعفا همیشه شکست نیست
گاهی تنها راه بازگشت به خود است. همان خودی که همیشه همراه ماست و اگر مراقبش نباشیم به اسارت شغل میرود.
منبع اصلی داستان
https://girlboss.com/blogs/read/6-very-honest-women-on-quitting-their-dream-jobs
اما واقعیتِ روزمره چیز دیگری بود.