تا حالا شده ماشین لباسشویی یا یخچال دووتون خراب بشه و احساس کنید وارد یک قسمت از سریال "بازی مرکب" (Squid Game) شدید؟ من دقیقاً همین حس رو داشتم. میدونید، اون لحظهای که چراغهای دستگاه شروع میکنن به چشمک زدن و شما فقط دعا میکنید که مرحله بعدی حذف فیزیکی خودتون نباشه!

داستان از اونجایی شروع شد که لباسشویی دوو ما تصمیم گرفت وسط خشککن، صدای موتور جت اف-۱۴ بده. نه از اون جتهای معمولی، از اونایی که انگار خلبانش وسط آشپزخونه ما دکمه "اجکت" رو زده. کل کابینتها میلرزید و گربه همسایه جیغکشان فرار کرد. گفتم خب، الان زنگ میزنم نمایندگی و سه سوته میان درستش میکنن. گوگل رو باز کردم و سرچ کردم: "نمایندگی تعمیرات دوو".
نتایج؟ ماشالله هزار ماشالله! تعداد نمایندگیها از تعداد سوپرمارکتهای محل بیشتر بود: ۱. نمایندگی مرکزی دوو در کل خاورمیانه ۲. تنها نمایندگی مجاز دوو در تهران، حومه و جزایر قناری ۳. نمایندگی اصلیِ اصلیِ دوو (قسم میخوریم ما اون تقلبیها نیستیم)
زنگ زدم به اولی. بعد از بیست دقیقه شنیدن موزیک انتظاری که کیفیتش از رادیوهای جنگ جهانی دوم پایینتر بود، خانمی گوشی رو برداشت که انگار من وسط مراسم چای عصرانهش مزاحم شدم. صداش جوری بود که انگار طلب ارث پدرش رو داره. گفتم: "خانم محترم، لباسشویی داره منفجر میشه، خرابی دارم." با یک خونسردی ترسناک گفت: "قطعه نداریم، باید از کره بیاد." پرسیدم: "کره؟ با کشتی؟ مگه جنگه؟" گفت: "نه آقا، روال اداریه. ثبت سفارش میشه، ایشالا سه ماه دیگه، اگه گمرک گیر نده و دریا طوفانی نشه، قطعهتون میرسه."
ناامید شدم و زنگ زدم دومی. طرف گفت "سریع میام". و واقعاً اومد، ولی ای کاش نمیومد! یک آقای میانسال با شلوار راحتی و دمپایی لاانگشتی وارد شد. یک جعبه ابزار داشت که توش فقط یک پیچگوشتی زنگزده و یک نون بربری نصفه بود که کنجداش داشت میریخت روی فرش عزیزتر از جانم. در ماشین لباسشویی رو باز کرد، یه ربع زل زد به داخلش، بعد یه لگد آروم زد به لاستیک دور در، یه نگاه عاقلاندرسفیه به من انداخت و گفت: "کی بهت گفته از مایع لباسشویی استفاده کنی؟ این دستگاه حساسه! فقط باید با پودر دستی که زیر نور ماه کامل توسط راهبهای تبت ساخته شده کار کنه!" آخرشم ۵۰۰ هزار تومن هزینه ایاب و ذهاب گرفت (برای مسیری که پیاده ۵ دقیقه بود) و گفت برد الکترونیکیش سوخته و تو ایران نیست، باید بری اوراقیهای شوش رو بگردی.
این ماجرای "نمایندگیهای فیک" واقعاً معضل شده و داره تبدیل به یک کلاهبرداری سیستماتیک میشه. هر مغازهای که یک تابلو داره و چهار تا آچار، یه برچسب "نمایندگی مجاز" هم میچسبونه تنگش. صبحها تابلو نمایندگی سامسونگ میزنن، ظهرها دوو، شبها هم تعمیرات تخصصی آبگرمکن! وقتی زنگ میزنی، اصلا نمیدونن برای کدوم برند زنگ زدی، اول میپرسن "شما؟" بعد میگن "آها بله، ما نمایندگی همونیم که شما میگی". نه لباس فرم دارن، نه تخصص دارن، و نه حتی قطعه یدکی! فقط بلدن بگن "این مدل دیگه تولید نمیشه" یا "باید موتور عوض شه" (که قیمتش همقیمت خرید یه خونه تو محلههای خوب سئوله).
راستش بعد از کلی حرص خوردن و سروکله زدن با این تعمیرکارهای مثلاً رسمی که فقط جیب آدم رو خالی میکردن و استرس به جون آدم مینداختن، دیدم صد رحمت به آی پی امداد. حداقل وقتی باهاشون تماس گرفتم، حس نکردم دارم با یک باند مافیایی صحبت میکنم. بیسروصدا اومدن، لباس مرتب داشتن، ابزارشون کامل بود (بدون نون بربری!) و از همه مهمتر، قطعه رو داشتن و کار رو تر و تمیز جمع کردن؛ نه منتی بود و نه داستانسرایی درباره تحریمهای بینالمللی و طوفانهای دریایی.
خلاصه که گول اسمهای پرطمطراق و سایتهای پر زرق و برق رو نخورید. این روزها هر کی یه آچار فرانسه دستش میگیره، میشه "نمایندگی مرکزی". اگر لوازم خانگیتون خراب شد، قبل از اینکه به فکر مهاجرت به کره جنوبی بیفتید تا شاید اونجا قطعهش پیدا بشه، یا قبل از اینکه وام بگیرید برای تعویض موتوری که اصلا سوخته نیست، مطمئن بشید جایی که زنگ میزنید واقعاً تعمیرکاره، نه قصهگو! وقت و پولتون رو پای تست کردنِ شانستون نذارید.