ویرگول
ورودثبت نام
یاسمن؛
یاسمن؛تار بنواز و بساز ار نبود عود چه باک؟
یاسمن؛
یاسمن؛
خواندن ۴ دقیقه·۲ روز پیش

بهل این آسمان پاک

این چند ماه، نصف روزو درس می‌خونم، نصف دیگه‌شو به این فکر می‌کنم که چرا درس می‌خونم. اون روزا که هنوز همه چیز خیلی دور به نظر نمی‌رسید، دو سه تا لیست نوشتم، با عنوانی که الان مضحک به نظر میاد و محتوایی مضحک‌تر. اهداف من برای من ۲۲ ساله. لیست بلندبالایی هم بود، از آیلتس و گواهینامه و TTC بگیر تا دانشجوی استعداد درخشان دانشگاه شریف. خب مضحکه دیگه. آزمون آیلتسو که دیگه دستم بهش نمی‌رسه، گواهینامه ۲۰ میلیون، ماشین ۱ میلیارد، اصلا TTC بگیرم که چی؟ با چندرغاز حقوق تدریس زبان، زندگی دانشجویی بچرخونم؟ کدوم زندگی دانشجویی؟ تو این اوضاع مگه می‌شه رفت تهران؟ بعدش کجا برم؟

همون موقع که هنوز همه چیز خیلی دور به نظر نمی‌رسید چندتا پادکست انگلیسی دانلود کردم،‌ سایت‌های اخبار انگلیسی رو پیدا کردم، حتی یه سایت هم پیدا کردم که کلمات آیلتس رو واو به واو توضیح می‌داد که خب، اشتراکش ۱۰ دلار بود. اون موقع می‌شد ۷۰۰ هزار تومن، الان حدودا یک و پونصد، شاید هم بیشتر، نمی‌دونم، بالاخره نرخ دلار رو که بخوای بپرسی باید بگی الان؟ یا الان؟

خواهرم ازم می‌پرسه اقیانوس به انگلیسی چی می‌شه. می‌گه چرا می‌خندی. رو یه تیکه کاغذ براش می‌نویسم و دیکشنری ۱۰ سال پیشم رو از تو قفسه‌ها پیدا می‌کنم و می‌دم بهش که با قطعی اینترنت هم بتونه کلمه‌هایی که می‌خواد رو پیدا کنه. چرا می‌خندم عزیز من؟ نمی‌دونم.

زنگ تفریح با بچه‌ها نشسته بودیم، یکی‌شون گفت حالم حال رتبه صد و بیستیه که یه سهمیه‌ای جاش رو گرفته و رتبه‌اش شده ۱۲۱. خندیدیم. ۱۲۱ یعنی قید کامپیوتر شریف رو بزن.

۱۵۰ تا تست شیمی زدم. فایل پاسخ‌نامه پریده بود، اینترنت هم قطع. حالا من موندم و ۱۵۰ تا تست تحلیل نشده و چک‌نویسایی که به انتظار وصل شدن نت نگهشون داشتم.

اصلا روزی بوده که همه چیز برای ما خیلی دور نبوده باشه؟ فکر نکنم.
اصلا روزی بوده که همه چیز برای ما خیلی دور نبوده باشه؟ فکر نکنم.

اون روزهایی که هنوز همه چیز خیلی دور نبود، من ۱۳ ساله برای خودش رویاپردازی می‌کرد از آموزشگاه موسیقی زدن و عضو ارکستر شدن و فلان و بهمان. کاش می‌شد بزنم تو سر اون من ۱۳ ساله که احمق، این همه رویا می‌پردازی که چی؟ هزینه تعمیر پیانویی که خریدیش ۲۵ میلیون، می‌شه ۵۰ میلیون، د آخه اون همه رویا بافتی که چی؟ رویاپردازی واسه مایی که همیشه همه‌چیز برامون دور بوده نیست که. من خودم خیلی هنر کنم نهایتا ته‌شعله‌های آتیش امیدم به زنده موندن رو فوت کنم که خاموش نشه. شایدم یه روز اونقدر محکم فوت کردم که خاموش شد.

این چند روز هی یه تیکه‌هایی از شعرای اخوان ثالث رو با خودم مرور می‌کنم که یادم نره. آسمان هر کجا آیا همین رنگ است؟ آقای اخوان ثالث، به خدا که بهل این آسمان پاک، که هیچ وقت گاه زشتانی چون ما و شما نبود.

خواستم یه بسته از اون بیسکوییت نارگیلی‌ها بگیرم. دودل شدم نکنه برای آخر ماه کم بیاریم. نگرفتم. تو راه برگشت هم جای اینکه بیسکوییت بخورم، به این فکر کردم که چرا برای خوشبختی باید حساب بیسکوییت‌هایی که می‌خوری هم داشته باشی، که نکنه واسه آخر ماه کم بیاد. مگه خوشبختی همین بیسکوییت نارگیلی نیست؟


من اینجا بس دلم تنگ است

و هر سازی که می‌بینم بدآهنگ است

بیا ره‌توشه برداریم

قدم در راه بی‌برگشت بگذاریم

ببینیم آسمان هر کجا آیا همین رنگ است؟

تو دانی کاین سفر هرگز به سوی آسمان‌ها نیست

سوی بهرام، آن جاوید خون‌آشام

سوی ناهید، آن بد بیوه گرگ قحبه بی‌غم

که می‌زد جام شومش را به جام حافظ و خیام

و می‌رقصید دست‌افشان و پاکوبان بسان دختر کولی

و کنون می‌زند بر ساغر مک‌نیس یا نیما

و فردا نیز خواهد زد به جام هر که بعد از ما

سوی این‌ها و آن‌ها نیست

به سوی پهندشت بی‌خداوندی‌ست

که با هر جنبش نبضم

هزاران اخترش پژمرده و پرپر به خاک افتند

بهل این آسمان پاک!

چرا گاه کسانی چون مسیح و دیگران باشد

و زشتانی چو من هرگز ندانند و ندانستند کان خوبان

پدرشان کیست

و یا سود و ثمرشان چیست

بیا ره‌توشه برداریم

قدم در راه بگذاریم

به سوی سرزمین‌هایی که دیدارش

بسان شعله آتش

دواند در رگم خون نشیط زنده بیدار

نه این خونی که دارم، پیر و سرد و تیره و بیمار

چو کرم نیمه‌جانی بی‌سر و بی‌دم

که در دهلیز نقب‌آسای زهراندود رگ‌هایم

کشاند خویشتن را همچو مستان دست بر دیوار

به سوی قلب من، این غرفه با پرده‌های تار

و می‌پرسد، صدایش ناله‌ای بی‌نور

کسی اینجاست؟

هلا! من با شمایم... های!

می‌پرسم کسی اینجاست؟!

پ.ن: شعر رو از حفظ نوشتم. اینترنت قطعه. نمی‌تونم بفهمم که درست نوشتم یا نه. که زهراندود بود یا زهرآگین.

پ.ن.۲: خانمی که تو صف پیشخوان مغازه پشت من و مامان وایساده بود گفت من حساب کردم، روزی دو پیمانه روغن مصرفمونه، می‌شه کمترش کرد. انقدر تطبیق‌پذیر که شاید چند وقت دیگه تصمیم بگیریم -یا بگیرن- که تخم مرغ هم خودمون می‌تونیم بذاریم، هزینه‌ها کمتر بشه. چه می‌دونم.

تخم مرغجدیداینترنت
۸
۰
یاسمن؛
یاسمن؛
تار بنواز و بساز ار نبود عود چه باک؟
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید