سلام ، چطوری دوست عزیز ایرانی من ؟
اُمیدوارم که خوب باشی ، و همیشه خوب بمانی ، و زندگی ای سرشار از خوشبختی و خوشحالی داشته باشی و ، اما امیدوارم در کنار خوشحالی و خوشبختی ، گاهی احساس غم ، تنهایی و بدحالی را نیز تجربه کنی ، چون این دو با هم به زندگی ها معنا میدهند...
من در این پست ، میخواهم نقد های خود را نسبت به تمام معترضان ، روی صحبت من ، به تمام معترضان است . بله ، تمام معترضان . آنهایی که در تلوزیون صدا و سیما میگویند «ما نیز معترضیم اما . . . » یا افرادی که شبانه روز ایران اینترنشنال نشان میدهد ، و جالب اینجاست هیچ یک از این رسانه ها حاضر نیستند طرف مقابل را با صداقت کامل نشان دهند ، هر یک بخشی از ماجرا که به سود خود هست را تعریف میکند ... این نکته اولین نکته ایست که میبایست بفهمید...
برای یک اعتراض موثر ، نیاز است که تمام ملت با یک هدف وارد شوند ، و هدف مشخص شود.
نه اینکه یکی پهلوی را صدا کند ، یکی دیگری را ، و یکی فقط مرگ بر بگوید ، و یکی به مقدسات مردم توهین کند .
وقتی یک معترض مسجدی را به آتش میکشد ، معترضان مذهبی آن معترض را به آتش میکشند ، اعتراض به معنای توهین به عقاید یک دیگر نیست ، اولین قدم برای اعتراض مناسب، اتحاد است، تا وقتی اتحاد نباشد ، نهایتا اعتراض شما 2 الا 5 روز باقی میماند و بعد خود مردم از یک دیگر متنفر میشوند .
ما چه میخواهیم؟
ما انقلاب میخواهیم ؟
ما اصلاح میخواهیم ؟
یا فقط میخواهیم نشان دهیم که عصبانی هستیم ؟
ما از چه چیزی ناراضی هستیم؟
ما چه میخواهیم؟!
این اولین قدم برای این است که هدف مشترک بسازیم.
لزوما هیچوقت چیزی که من بخواهم، چیزی نیست که حتما باید اتفاق بی افتد .
من یک معترض هستم ، برای مثال من به این معتقدم که وجود دین در سیاست ، حتی در تدریس دانش اموزان به صورت اجباری ، تعیین کننده ی شغل اینده ، تعیین کننده ی سیاست و قوانین ، تبعیض آشکارا ، و خیلی چیز های دیگر باید جدا شود .
اما مطمعنم این نظر من منتقد های بسیاری خواهد داشت ، و من به تنهایی نمیتوانم این نظر خودم را بر دیگران نیز تحمیل کنم.
باید پاسخ این سوال چیزی باشد که همه بخواهند ، برای مثال ملت الان به صورت یکپارچه همه از دولت های سابق و کنونیا ناراضی اند ، و میدانند که روز به روز سفره ها کوچک تر میشوند ، این مسئله اعتراض همگانی ملت است ، و هیچکس از این اعتراض جدا نیست !
اما میپرسید پس چه باید کرد ؟
بعد از گفتن بخش ها میخواهم از خیلی ها گله کنم . و حرف هایی بزنم که در دلم مانده است...
راه حل را باید کشف کرد ، مگر ما نخبگان سیاسی کمی داریم ؟
باید بفهمیم که درست ترین راه چیست!
آیا انقلاب تنها راه باقی مانده است ؟
اگر انقلاب شود ، خب به این فکر کرده ایم که مردم چه میخواهند ؟
به این فکر کرده ایم که چقدر مردم اختلاف نظر دارند؟
یا حتی به این فکر کرده ایم که میخواهیم بعد انقلاب چه اتفاقی بی افتد ؟
آیا شمایی که رضا پهلوی را شاه کشورت میخوانی ، راجب او چه میدانی ؟
تحقیق کرده ای ؟
زندگی نامه و حرف هایش را خوانده ای ؟
دختر 16 ساله ای که در اعتراضات شرکت میکنی و تاجایی که صدایت بگیرد فریاد میزنی "جاوید شاه"
چند تا از مصاحبه های رضا پهلوی را شنیده ای ؟
چقدر راجب تحصیلات او میدانی ؟
آیا از این اگاه هستی که آن فرد چقدر راجب تو و وضع ایران میداند؟
یا اصلا برنامه های او برای شرایط بعد از انقلاب چیست ؟
به این فکر کردی که این رضای پهلوی ، چقدر در ایران افرادی وجود دارند که به خون او تشنه اند ؟
با آنها میخواهی چکار کنی ؟ قتل عام ؟ عقلت سر جایش است؟!!!
تو نمیتوانی چون تو عاشق رضا پهلوی هستی به همه تحمیل کنی که رضا پهلوی باید شاه ایران شود!
اول اینکه ، من نمیگویم انقلاب راه اخر است و باید انقلاب کنیم ، اما به شما میگویم که از نظر من ، مشخصه های یک انقلاب سالم چیست.
انقلاب سالم ، این مشخصه ها را دارد:
مردمی که خواهان انقلاب هستند . جمعیت بالایی داشته باشند، و این به نظر من حداقل باید 80 درصد ملت باشد (این در قدم های اخر انقلاب نیز ممکن است به وجود آید)
مردمی که خواهان انقلاب هستند ، بتوانند علت های انقلاب خود را منطقی شرح دهند و وقتی از آنها سوال میکنی ، همه جواب یکسانی دهند.
مردمی که خواهان انقلاب هستند ، باید برنامه ریزی صحیح برای انقلاب خود و آینده ی آن داشته باشند .
مردمی که خواهان انقلاب هستند ، باید ریسک های این انقلاب را بفهمند و برایش چاره اندیشی کرده باشند.
مردمی که خواهان انقلاب هستند ، نباید بگذارند که وحوش وارد میدان شوند .
مردمی که خواهان انقلاب هستند ، باید هدفی یکسان داشته باشند .
افرادی که حال خواهان انقلاب هستند ، بعد از خواندن این احتمالا میگویند : «خب پس چه کنیم ؟... ، برای این وضع اقتصادی ، آزادی ، تبعیض ها ، و . . . چه کنیم ؟ »
یک انقلاب سالم ، به نظر من اول از همه باید این راه ها را طی کند ، انقلاب یک شبه اتفاق نمی افتد...
باید مردم افرادی را پیدا کنند از داخل خود کشور ، که این افراد ، علم سیاسی و اجتمایی بالایی داشته باشند . و آن افراد بگویند که بهترین راه ها چیست و علت های منطقی را بگویند و دلایل و اهدافی را بگویند که برای تمام ملت قابل پذیرش باشد ، به جز عده ای کم که قطعا وجود دارند .
من اسم این قدم را بلوغ اول مینامم.
ملت باید بدانند ، با فحاشی ، با توهین ، با شعار هایی که به دل خیلی ها نمینشیند ، با توهین به دین یک دیگر ، با توهین به اعتقادات یک دیگر ، با خشونتی که نیازی به آن نیست ، چیزی به جز جنگ داخلی پیش نخواهد آمد!!!
مردم ، زمانی مردم میشوند که هرکس بداند که هر فردی با هر طرز تفکری تاجایی که این طرز تفکر به من و تو آسیب نزند ، قابل احترام است!
بلوغ دوم...
ملت باید همه بدانند که نباید هیجانی عمل کرد، یک انقلاب وقتی که هیجانی باشد ، چیزی بجز خرابی به بار نخواهد آورد . . . سرنوشت یک کشور چیزی نیست که با هیجان راجب آن تصمیم گرفت!
وقتی که میخواهید یک گوشی بخرید ، و قرار است بابتش پول بزرگ بدهید ، راجبش کلی تحقیق میکنید! وقتی میخواهید ازدواج کنید ، راجب فرد مقابل کلی تحقیق میکنید! و حال شما کشور خود را ، مادر خود را ، سرنوشت ایران را ، بدون تحقیق و تفکر راجبش تصمیم بگیرید!!!؟
ملتی که به این بلوغ ها رسیده اند و اهداف و علت های انقلاب را حفظند باید شروع به نشر اعتقاد ، علت ها ، اهداف و... کنند .
در این شرایط خیلی کم پیش می آید کسی مخالفت کند . اگر قدم اول به صورت صحیح جلو برود. مخالفت اینجا هم بعید است ...
فراخوان ، فراخوان هایی که با قوانین باشند ، و همان اول مشخص کنند که صفشان از چه افرادی جدا است.
یعنی نمونه ی فراخوان:
ملت ، ساعت ... ، در تاریخ .../.../.. ، در هر شهر در مکان مشخص شده ، حضور یابند ، بدون تخریب ، بدون کشتار ، و فقط شعار بدهند ، و کاغذ هایی که علت ها و برنامه هایشان را برای آینده ی کشور در آن مشخص کرده اند را بین مردم پخش کنند .
و همچنین زیر آن بنویسند (افرادی که کشتار میکنند ، از ما نیستند . افرادی که اتش میزنند ، از ما نیستند ، صف ما از دیگران جداست ... )
در این مرحله ، دولت فعلی ، در این میان گیر میکند:
این ها ، اغتشاش نکرده اند . آتش نزده اند .. جمعیتشان زیاد است!
کشتار نکرده اند . پس باید چه کرد...
و شاید فقط سانسور انجام دهد ، که وقتی جمعیت را روز به روز بیشتر کرد ، سانسور نیز فایده ندارد.
وقتی که ملت با مهربانی بین خود ، و اتحاد ، با یک صدا یک چیز را بخواهند ، بدون توهین و بی احترامی ، این دفعه خواسته های خود را از روی کاغذ ، به عمل برسانند ،
نماینده های خود را برای دولت بعدی و ایدئولوژی و نظام بعدی و همه ی برنامه هایشان را به دولت ارائه دهند ،
و بگویند که دولت را میخواهند ، توجه داشته باشید که وقتی این اتفاق بی افتد ، اگر نظر ها منطقی باشد به احتمال زیاد حتی نظامی ها هم با ملت همراه میشوند ، و آنجا به احتمال 90 درصد دولت تسلیم خواهد شد . اگر هم نشود ، قطعا تلفات آنچنانی نخواهد بود ،
و به راحتی مردم ، بدون خلاء قدرت ، در کشور انقلاب میکنند.
در این متن ، من فقط نظر شخصی خودم را برای یک انقلاب در هر کشوری ، نه فقط ایران ، گفته ام ، و این عمل فقط زمانی نیاز است که نظام فعلی نیاز به انقلاب داشته باشد . پس حرف من درواقع فقط یک نصیحت به افرادی بود که فکر میکنند انقلاب این است که بریزند در خیابان ها و توهین کنند و اتش بزنند و شعار هایی بدهند که خیلی ها با آن شعار ها مخالف اند.
و اینکه بسیار مهم است که راجب افرادی که نماینده ی خود میدانید . تحقیق کنید ...
و بسیار مهم تر اینست که بدانید هیچ بیگانه ای ، به ما کمک نخواهد کرد ، هیچ بیگانه ای دوست ندارد کشور های دیگر آباد و مستقل شوند . همه دوست دارند استعمار مدرن و پیشرفته انجام دهند ، دوست دارند بهانه ای برای حضور در مناطق مختلف داشته باشند . دوست دارند در کشور تو تروریست سازی کنند و بعد در کشورت به بهانه ی مبارزه با آنها پایگاه سازی کنند .
فریب نخور...
و اینکه من مطمعنم ، خلاء قدرت ، قطعا در مملکت باعث تجزیه ، جنگ داخلی ، و انواع مشکلات میشود...
بعضی ها فکر میکنند ، اصلاح دیگر در این کشور غیر ممکن است .
اما باید بگویم که غیر ممکن نیست ، درست است بسیار سخت است ، بسیار دور از ذهن است که این همه مشکل را بتوان حل کرد...
باید مردم افرادی را پیدا کنند از داخل خود کشور ، که این افراد ، علم سیاسی و اجتمایی بالایی داشته باشند . و آن افراد بگویند که بهترین راه ها چیست و علت های منطقی را بگویند و دلایل و اهدافی را بگویند که برای تمام ملت قابل پذیرش باشد ، به جز عده ای کم که قطعا وجود دارند .
من اسم این قدم را بلوغ اول مینامم.
ملت باید بدانند ، با فحاشی ، با توهین ، با شعار هایی که به دل خیلی ها نمینشیند ، با توهین به دین یک دیگر ، با توهین به اعتقادات یک دیگر ، با خشونتی که نیازی به آن نیست ، چیزی به جز جنگ داخلی پیش نخواهد آمد!!!
مردم ، زمانی مردم میشوند که هرکس بداند که هر فردی با هر طرز تفکری تاجایی که این طرز تفکر به من و تو آسیب نزند ، قابل احترام است!
بلوغ دوم...
ملت باید همه بدانند که نباید هیجانی عمل کرد، یک خواسته وقتی که هیجانی و بدون منطق باشد ، چیزی بجز خرابی به بار نخواهد آورد . . . سرنوشت یک کشور چیزی نیست که با هیجان راجب آن تصمیم گرفت!
وقتی که میخواهید یک گوشی بخرید ، و قرار است بابتش پول بزرگ بدهید ، راجبش کلی تحقیق میکنید! وقتی میخواهید ازدواج کنید ، راجب فرد مقابل کلی تحقیق میکنید! و حال شما کشور خود را ، مادر خود را ، سرنوشت ایران را ، بدون تحقیق و تفکر راجبش تصمیم بگیرید!!!؟
خب پس ، مردم بایند راجب این اصلاح کامل تحقیق کنند و به بلوغ برسند .
ملتی که به این بلوغ ها رسیده اند و اهداف و علت های اصلاح را حفظند باید شروع به نشر اعتقاد ، علت ها ، اهداف و... کنند .
در این شرایط خیلی کم پیش می آید کسی مخالفت کند . اگر قدم اول به صورت صحیح جلو برود. مخالفت اینجا هم بعید است ...
فراخوان ، فراخوان هایی که با قوانین باشند ، و همان اول مشخص کنند که صفشان از چه افرادی جدا است.
یعنی نمونه ی فراخوان:
ملت ، ساعت ... ، در تاریخ .../.../.. ، در هر شهر در مکان مشخص شده ، حضور یابند ، بدون تخریب ، بدون کشتار ، و فقط شعار بدهند ، و کاغذ هایی که علت ها و برنامه هایشان را برای آینده ی کشور در آن مشخص کرده اند را بین مردم پخش کنند .
در این مرحله ، دولت فعلی ، در این میان گیر میکند:
این ها ، اغتشاش نکرده اند . آتش نزده اند .. جمعیتشان زیاد است!
کشتار نکرده اند . پس باید چه کرد...
و شاید فقط سانسور انجام دهد ، که وقتی جمعیت را روز به روز بیشتر کرد ، سانسور نیز فایده ندارد.
وقتی که ملت با مهربانی بین خود ، و اتحاد ، با یک صدا یک چیز را بخواهند ، بدون توهین و بی احترامی ، این دفعه خواسته های خود را از روی کاغذ ، به عمل برسانند ،
ایده ها و علت ها و اصلاحات مورد نظر خودشون و همه ی برنامه هایشان را به دولت ارائه دهند ،
و بگویند که این اصلاحات را میخواهند ، دولت دیگر نمیتواند بگوید نه . چون یک خواستار عمومی است .
برای مثال ، ملت همه با هم میخواهند دین را از سیاست جدا کنند ، و آزادی اجتمایی را بیشتر کنند و چهارچوب های ایجاد شده توسط اسلام در قوانین و سیاست را جدا کنند .
و بعد از آن مردم باید حواسشان به دولت باشد و از آنها بخواهد ، که این اصلاحات را پیگیری کند.
من گله مندم ، از افرادی که بدون اینکه شرایطی که بالا گفتم را رعایت کنند ، انقلاب را انتخاب کردند.
باید بدانیم که نباید در صف اعتراض خود انها را جای دهید ...
باید بدانیم که نباید بگذاریم ملت با فحاشی شعار دهند.
باید بدانیم باید نماد صلح و اتحاد باشیم.
باید بدانیم آخرین راه خون ریزی نیست...
باید بدانیم که اگر کسی قتل و کشتار انجام دهد ، آتش سوزی و خرابکاری انجام شود ، آن به نام معترضان خواهد خورد و اسمش میشود اغتشاش!
صفتان را از آنها جدا کنید . برای اعتراض خود قوانین داشته باشید .
از طریق چاپ کردن و ورقه ها به دیگران علت های خود را معرفی کنید.
راجب اینکه چه اهدافی از انقلاب دارید تحقیق کنید...
بعضی ها میگویند اینها باشد برای بعد از انقلابو موفقیت آن!!
اما این حرف باعث تجزیه و خلاء قدرت میشود.
آیا تو میدانی که ملت آذربایجان از خاندان پهلوی متنفر اند ؟
یا میتوانی وجود میلیون ها ادم طرفدار نظام را نقض کنی ؟
یا میتوانی تصمیم به نسل کشی بگیری؟
این حرف ها چیزی نبود بجز حرف های یک برنامه نویس 18 ساله ... ساکن یکی از شهر های لب مرزی با تجربه های مختلف از فقر ، و زندگی کردن در فقر مطلق :)
شاید من هنوز بچه باشم...
شاید حرف هایم خام و احمقانه باشند...
من هیچوقت نمیگویم که من درست میگویم و شما اشتباه . نظر شخصی من این بود . شما ببینید راست میگویم یا نه... کجاهای حرف هایم اشتباه است ؟ و مرا اصلاح کنید:)