ویرگول
ورودثبت نام
Nadia
Nadia....
Nadia
Nadia
خواندن ۱ دقیقه·۲ سال پیش

پرنده...

N.H
N.H

پرنده از لب ایوان

پرید، مثل پیامی پرید و رفت

پرنده کوچک بود

پرنده فکر نمی‌کرد

پرنده روزنامه نمی‌خواند

پرنده قرض نداشت

پرنده آدم ها را نمی‌شناخت

پرنده روی هوا

و بر فراز چراغ های خطر

در ارتفاع بی خبری می‌پرید

و آن لحظه های آبی را

دیوانه‌وار تجربه می‌کرد

پرنده، فقط یک پرنده بود..:)

کلاس ادبیات
۶
۱
Nadia
Nadia
....
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید