ایجاد جرقه در انبار باروت خلاقیت کودکان

همین چند روز پیش درکانال تلگرام گوشه درباره یوهان سباستین باخ می‌خواندم. نوشته بود: «او نمی‌خواست از یک موسیقی رونوشت‌شده ثابت پیروی کند، از وضعیت خسته‌کننده گروه‌های آوازی (کُر) راضی نبود و نسخه‌های تکراری تم‌های موسیقی که کلیسا از او طلب می‌کرد، حوصله‌اش را سرمی‌بُرد. همین شد که حالا بزرگ‌ترین و عمیق‌ترین قطعه‌های تنظیم‌شده موسیقی آئینی غربی که اساسش هنر و زیبایی مطلق است، نام او را بر خود دارد. اگر او در دنیای نومیدانه و اقتدارگرانه کلیسا و آن‌چه به او دستور داده می‌شد، باقی می‌ماند، اگر با سلاح خلاقیت، فراتر از آنچه طلب می‌شد، نمی‌رفت، اگر اُرگ‌نوازی معمولی می‌ماند که یک گروه معمولی‌تر سرود داشت و به اجرای مراسم دلخواه یکشنبه‌ها بَسنده می‌کرد و البته اگر شک نمی‌کرد و کلنجار نمی‌رفت، چطور سه قرن بعد، منبع الهام می‌شد؟»

به این فکر می‌کردم که چطور فردی به این نتیجه می‌رسد که نباید طبق یک ساختار عمل کند و تغییر ایجاد کند. اکثر آدم‌ها به خلاقیت به عنوان یک محصول نهایی نگاه می‌کنند یعنی یک اثر هنری را می‌بینند یا به یک اختراع نگاه می‌کنند و می‌گویند چه آدم خلاقی پشت این محصول بوده است، اما چیزی که نباید آن را فراموش کنیم این است که خلاقیت حاصل یک فرایند و جریان است. پرورش خلاقیت می‌تواند سلاحی را به دست هر کسی که بدهد که نه تنها زندگی خود، بلکه دنیا را دگرگون کند. خلاقیت می‌تواند خودش را در پخت غذا نشان دهد، می‌تواند در طراحی یک عملیات دزدی بزرگ نقش ایفا کند و یا می‌تواند با یک اثر هنری یا یک اختراع تا سالیان سال به تمام مردم جهان الهام ببخشید یا زندگی را برایشان آسان‌تر سازد. هر کودکی پتانسیل درونی بروز خلاقیت را دارد اما مهم‌ترین چیزی که درباره هر کودک باید در نظر گرفت این است که نیاز است، تمرکز اصلی روی راه‌های پرورش خلاقیت بچه‌ها باشد نه نتیجه حاصل‌شده! در واقع شما می‌توانید جرقه ابتدایی پرورش خلاقیت را بزنید و سال‌ها بعد این انبار باروت خلاقیت بچه‌ها منفجر شود.

سوال این‌جاست که مسئولیت پرورش خلاقیت به عهده کیست؟ چه کسی روی تربیت کودکان خلاق وقت می‌گذارد؟ جامعه؟ نظام آموزش‌وپرورش؟ معلم خلاق؟ والدین؟ احتمالا باید بگوییم مجموعه‌ای از این عوامل باید دست‌به‌دست هم بدهند تا کودکان خلاق تربیت شوند. حتی خیلی از اوقات این موضوع در شرایطی ناخواسته اتفاق می‌افتد. یعنی هیچ‌کسی در جو اطراف یک کودک دغدغه یا قصدی برای این موضوع ندارند اما کودک در چنان شرایط سختی قرار می‌گیرد که خلاقیتش شکوفا می‌شود. در مجموع می‌توان گفت در جوامع آسیایی به دلیل وجود فقر و ضعف سیستم‌های آموزشی، بار اصلی این مسئولیت روی دوش والدین است. فکر می‌کنم مسئله اصلی برای پرورش خلاقیت چگونگی «آموزش» خلاقیت به کودکان نیست، بلکه چگونگی ایجاد محیطی حاصل‌خیز است که در آن خلاقیت بچه‌ها ریشه دوانده، رشد کند و شکوفا شود.

این جمله به این معناست که والدین باید از سال‌ها قبل برنامه‌ای برای فرزند خلاق داشته باشند. روانشناسانی که در حوزه خلاقیت فعالیت می‌کنند راه‌های متعددی برای پرورش خلاقیت پیشنهاد می‌دهند که یکی از آن‌ها بازی‌کردن است. بچه‌ها از طریق بازی از وجود این ویژگی در درون خود باخبر می‌شوند و استفاده از خلاقیت را به صورت ناخواسته تمرین می‌کنند. بازی در واقع یک فضای موردعلاقه برای توسعه ظرفیت‌های خلاق و دستیابی به پتانسیل خلاقانه کودکان فراهم می‌کند. بازی برای خلاقیت کودکان را می‌توان به عنوان سفری تعریف کرد که از طریق آن از تخیلات، اصالت، بهره‌وری و توانایی‌های حل مسئله خود استفاده کرده و آن‌ها را توسعه می‌دهیم.

به طور کلی بارور شدن خلاقیت کودکان نیاز به حمایت و برنامه‌ریزی شما به عنوان یک والد دارد که در مقالاتی که لینک آن در این مطلب گذاشته راه‌های مختلف تقویت خلاقیت برای شما گردآوری و بیان شده است.