روایتی من باب پف‌آلودترین صورت‌های جهان

من به عنوان آخرین نوه خانواده پدری بعد از عده زیادی دهه شصتی متولد شدم. باید بگویم رخدادهای مختلف در خانواده ما با برهه‌های متفاوت زندگی همین شصتی‌ها رقم می‌خورد و به نوعی آن‌ها بودند که فضای خانواده را متاثر می‌کردند. مثلا همگی به یکباره تصمیم گرفتند ازدواج کنند! یکی پس از دیگری جوگیر می‌شدند و بزرگترهای فامیل را در اثر هدیه‌دادن‌های متعدد در مراسم‌های نامزدی، عقد، عروسی و پاتخت ورشکست می‌کردند. در مرحله بعد همگی وارد مرحله فرزندآوری شدند! باید بگویم هر کدامشان یک‌تنه بار کمبود جمعیت نه تنها خانواده، بلکه ایران را به دوش کشیدند. تنها خاطره‌ای که از آن روزها به یاد می‌آورم چهره‌های پف‌آلود هر زوج در بدو ورود در هر مهمانی است. در عوض بچه‌ها سرحال و آرام در بغل پدر و مادرانشان می‌خندیدند. فقط کافی بود به این والدین جمله طلایی: «وااااای چه بچه آرووومی!» را می گفتند. مثل یک بمب می‌ترکیدند و می‌گفتند شب‌هایش را ندیدید!


دکتر مروی خدا بیامرز دکتر اطفال مورد علاقه مادربزرگم بود هر بچه‌ای در هر کجای کره زمین که مریض می‌شد راه علاج او را ویزیت دکتر مروی می‌دانست. شعار دکتر مروی در برخورد با تمام گلایه‌های پدر و مادرها برای مشکلات خواب تمام نوزادها، این بود که: بچه‌ها که به دنیا می‌آیند، شب و روزشان را گم می‌کننند. باید کمی صبوری کنید! یعنی معتقد بود چشم‌های پف‌آلود هر والدی در ابتدای تولد نوزاد از ضروریات زندگی است و شاید از زیبایی‌هایش.

تا این‌جای ماجرا که صبوری علاج کار والدین بود اما مشکل خواب بچه‌ها در سنین بالاتر هم خودش را نشان می‌دهد. مثلا یک کودک نوپا ممکن است پلک‌هایش از شدت خواب در حال بسته شدن باشند اما آن‌ها را به‌زور نگه دارد و برای ادامه بازی‌کردن اصرار کند. به این‌جای کار که می‌رسد روانشناس‌ها هم به کمک این پدر و مادران درمانده از جنگ برای خواب می‌آیند. در ابتدای امر بهتر است که هر والدی از مقدار خواب مورد نیاز فرزندش در سنین مختلف آگاه باشد و سپس برای نظم بخشیدن به روتین خواب و بیداری کودک، تکنیک‌های مختلف اجرا کند. در مقاله تنظیم خواب کودکان در مورد این موضوع صحبت کرده‌ام. اگر شما هم در گردان پف‌آلودهای جهان قرار دارید یا تازگی به آن پیوستید، پیشنهاد می‌کنم این مقاله را مطالعه کنید.