روایت برنامه نویس ارشد در هلند

2 دلیل برای مهاجرت نوید

«سازمانی را تصور کن که مدیری که باید را ندارد. نه در لایه اول، بلکه در لایه های دوم، سوم و چهارم. کارکنان فنی و اهالی فناوری در این سازمان را در نظر بگیرد که مدیران بالادستی آن ها کسانی که باید باشند، نیستند. تصمیم هایی توسط این لایه های مدیریتی اجرا می شود که سازمان را گام به گام به سقوط نزدیک می کند. اهالی فناوری هم در پایین ترین لایه ها نشسته اند، می بینند و کاری هم نمی توانند انجام دهند». نوید می گوید شرایطی که کشور ما در مشابهت با این سازمان درحال تجربه آن است، از انگیزه های اصلی در مهاجرت بسیاری از  اهالی فناوری است.


به گفته او «درواقع شرایط مدیریت کلان به اندازه ای در ایران اسف بار است که وضعیت شرکت های استارتاپی را هم متاثر کرده. کسانی در این شرکت ها روی کار می آیند که تخصصی ندارند و تعداد غیرمتخصص ها روز به روز نسبت به متخصص ها بیشتر شده است. درباره همه شرکت ها نمی توان این را گفت اما در مورد بیشتر شرکت ها این حرف صادق است. مدیران بدون تخصص و توانمندی و وابسته به جریان های خاص در این شرکت ها مدیریت می کنند».

به گفته نوید تحمل رویکردهای غیرتخصصی مدیران در این شرکت ها برای نیروهای فنی سخت تر است. می گوید «نیروهای فنی که دیدگاه فنی دارند و به قول معروف صفر و یکی به داستان نگاه می کنند، نمی توانند از نظر منطقی این شرایط را تحمل کنند. حضور غیرمتخصص برای آن ها قابل درک نیست. آن ها فکر می کنند می توانند کارهای بزرگی انجام دهند که به درد مردم و کشور بخورد اما با توجه به این شرایط اسف بار در مدیریت کلان، همه چیز در یک دور باطل گیر می کند و راه به جایی نمی برند. یک تصمیم عجولانه این مدیران، کل ایده ها و افکاری که برای زندگی داری و برنامه هایی که چیده ای را می برد زیر سوال. به نظر من این نکته اصلی در مهاجرت آدم هایی مثل من است. یعنی زمانی که فضای ادامه دادن به کار را در کشور نمی بینیم. در ایران نمی توان آزادانه فکر کرد و گام برداشت. کار کردن در ایران مثل راه رفتن روی یخ است. نمی تواند بگویید جلو می روید. نتیجه این است که نمی توانید کار کنید و مهاجرت می کنید».

وضعیت اقتصادی در ایران هم در این بین بی تاثیر نیست. نوید می گوید حرف من ارزش دلار و طلا و ریال نیست. می گوید حرفش مربوط به ارزش کار است. «ارزش کار متخصص ها در ایران کم و کمتر شده است. فرض کنید ارزش کار یک متخصص ساعتی 30 یورو، 2 گرم طلا یا 300 هزار تومان است. دو ماه می گذرد و این ارزش کار در یک ساعت در ایران به 100 هزار تومان می رسد. در کشورهای دیگر ثبات اقتصادی است و ارزش کار ثابت می ماند. اما در ایران چنین وضعیتی است. دلایل اقتصادی از عوامل اثرگذار بر مهاجرت است. در کشورهای دیگر با درآمدی که دارید خیلی کارها می توانید انجام دهید اما در ایران اینطور نیست. این نکته بعد از مهاجرت برای من روشن شد. من ایده ای داشتم و فکر می کردم می شود در ایران کار کرد، اما زمانی که نتوانستم کار کنم، مهاجرت کردم».

مهاجرت کاری با لینکدین

تنها انگیزه نوید برای رفتن، بهتر کار کردن بود. او از کمک وکیل استفاده نکرد و خودش برای یافتن شرکت هایی که مرتبط با تخصص او بودند تلاش کرد. دراین بین شبکه های اجتماعی که برای یافتن کارجو و کارآفرین به مردم جهان کمک می کند، جایی مناسب برای یافتن شرکت ها و فرستادن رزومه اش برای آن ها بود. او می گوید« از ایران رفتن و کار کردن به عنوان high skilled  برای شرکت های خارجی سخت اما شدنی است.  من 70 درصد از فرایند پیدا کردن شرکت ها و فرستادن رزومه برای این شرکت ها را از لینکدین پیگیری کردم، اما ابزارهای دیگری مثل گلاس دور و ایندید هم بودند که من کمتر از آن استفاده کردم».

نوید شرکت ها را براساس تخصص اش پیدا کرده است. می گوید «در لینکدین و بقیه ابزارها جست وجو کردم  تا ببینم کدام شرکت ها به تخصص من نیاز دارند و رزومه ام را برای آن ها فرستادم. در نهایت پس از چند جلسه مصاحبه با چند شرکت، به شرکتی رسیدم که امروز در هلند آنجا کار می کنم».

بر می گردم اگر...

کسانی که بیشتر از 2 دهه است که ایران را ترک کرده اند، کمتر به بازگشت به ایران فکر می کنند. آن هایی که در دیگر کشورها بچه دار شده اند و فرزند آن ها در مدارس دیگر کشورها تحصیل می کند، کمتر به کار و زندگی در ایران فکر می کنند. نوید می گوید «در بین مهاجرانی که سابقه زندگی شان در این کشورها کمتر است، میل به بازگشت بیشتر است. من هم به بازگشتن به ایران و کار کردن در کشور خودم فکر می کنم اما شرط دارد. من می گویم اگر روزی ایران به شرایط 40 سال پیش برگردد، یعنی به ثباتی در اقتصاد و سیاست برسد، قطعا به ایران بر می گردم. اگر ایرانی کشوری نباشد که یک شب بخوابی و ببینی، 30 درصد از ارزش پول در کشورت سقوط کرده، نخبه ها در آن به جای بی خردها تصمیم بگیرند به کشورم بر می گردم و به همسایه ها، دوستان و خانواده ام خدمت می کنم».

نوید کشورش را دوست دارد و می گوید می خواسته در ایران اوضاع را بهتر کند اما کمی که گذشته، دیده کاری از دستش بر نمی آمده است. می گوید«ایران کشور من است و دوستش دارم. کشور من  از نظر تاریخ، فرهنگ و مردم از بهترین کشورهای جهان است، اما همراه با احمق ترین تصمیم گیرنده ها و احمقانه ترین شیوه های مدیریتی در جهان. تا زمانی که چنین مدیرانی در سازمان ها مدیریت می کنند، مهاجرت را با همه دردهایش می پذیرم. دوست دارم در ایران زندگی کنم اما نمی توانم. امیدوار بودم شرایط بهتر شود اما نشد. سه سال پیش به آلمان مهاجرت کردم اما برگشتم. امید داشتم شرایط ایران به ثبات برسد اما چنین نشد. نه تنها بهتر نشد که هیچ، به ثبات هم نرسید».