یادداشتی بر کتاب خاطرات سفیر

داستان خیلی از مخاطبان این کتاب، با جمله‌ای شروع می‌شود که رهبری در جریان یکی از دیدارهایشان، درمورد اثر تازه چاپ شده‌ی نیلوفرشادمهری می‌گویند: «کتاب خاطرات سفیر را توصیه کنید که خانم‌هایتان بخوانند»

کتابی شامل خاطرات یک دخترمسلمان ایرانی که برای ادامه تحصیل در مقطع دکترای طراحی صنعتی، راهی فرانسه می‌شود. دختری که وجه تمایزش با بقیه دانشجویانی که این مسیر را برای مدتی می‌پیمایند، در این است که تصمیم می‌گیرد مسلمان باشد؛ با همه الزامات و شرایطش. آن قدر که حتی همان ابتدا، بخاطر حجاب مجبور می‌شود دانشگاه موردعلاقه‌اش را رها کند و راهی دانشگاه دیگری شود. لحن کتاب ساده، صمیمی و آمیخته به طنز است و همین، خواندنش را به فعالیتی شیرین و لذت‌بخش تبدیل می‌کند.

این خاطرات ابتدا، در همان سالهای دانشجویی نویسنده، در وبلاگی به‌نام «سفیر» منتشر و سالها پس از فارغ‌التحصیلی، با اندکی حذف و اضافه، در قالب کتابی تحت عنوان «خاطرات سفیر» چاپ می‌شوند. سی خاطره مجزا، از زمان ورود نویسنده به خوابگاه شهر آنژه تا پیش از اولین بازگشتش به ایران.

نویسنده در مقدمه‌ی کتاب، طی چند پاراگراف، خودش و‌جهت‌گیری فکری‌اش را به مخاطب معرفی می‌کند. مثلاً در همان صفحات اولیه، درمورد ساعاتی که طی مدت حضورش در فرانسه به بحث اعتقادی گذرانده است می‌گوید: «یادگرفته‌ام و اعتقاد دارم «مذهب بدون موضع» به غایت درست و مستقیم که برود به ترکستان می‌رسد. نمی‌شود به مفاهیمی چون «حق» و «باطل» باور داشته باشی و به پیرامون خودت بی‌اعتنا بمانی.»

مخاطب، نویسنده را غالباً در سه نقش می‌بیند: در قسمت‌هایی از کتاب، دختری مسلمان و‌ مطّلع که تمام قد از دین و کشورش در برابر کج‌فهمی‌ها و تصاویر نادرست، دفاع می‌کند. در بخش‌هایی دیگر، یک دانشجوی ممتاز طراحی صنعتی که با نگاهی دقیق، تفاوت‌های پوشش، معماری و مد را از نظر می‌گذراند و در جاهایی دیگر یک مسافر خارجی، که خود را مواجه با فرهنگ و ‌جغرافیای تازه‌ای می‌بیند. نقش‌هایی که کاملاً هم مجزا از یکدیگر نیستند و گاهی همپوشانی دارند.

نویسنده خاطراتی را برای نوشتن (تعریف کردن) انتخاب کرده است که به گونه‌ای با مسائل اعتقادی مرتبط باشد. بزرگ‌ترین نقطه‌ی قوت کتاب را هم، احتمالا باید عینک تازه‌ای دانست که نویسنده برای دیدن دنیا به مخاطب خود می‌دهد و نیز الگوی مناسبی که برای یک زن مسلمان، فعال و موثر ارائه می‌کند.

با اینهمه، کتاب خالی از ایراد هم نیست. مثلاً استفاده نابجا از علائم سجاوندی و یا کشیدگی بیخود حروف، این سوال را پیش می‌آورد که آیا این متن از زیر قلم هیچ ویراستاری گذشته یا عینا کپی-پیست شده است؟ به عبارت دیگر شاید بتوان گفت نثر کتاب چیزی در حد همان پست‌های وبلاگی است.

اما در نهایت، با مدنظر قراردادن تمام صحبت‌هایی که شد و یادآوری توصیه‌ی مقام معظم رهبری، می‌توان گفت «خاطرات سفیر» کتابی است که ارزش یکبار خواندن را دارد.