چند روز پیش پادکست "بررسی کتاب هنر سرسختی و تسلیم نشدن" دکتر مکری رو گوش میکردم.

این کتاب و بدنبالش دکتر مکری دنبال جواب این سوال بودند که چگونه یک جریان مخالف با جریان غالب پیروز و ماندگار میشه.
دکتر مکری میگفتند صرف عقلانی بودن یک سبک زندگی جدید و جریان جدید دلیل بر پیروز شدنش نیست و یک سری عوامل جانبی هستند که تاثیرشون خیلی مهم تره.
یکی از مواردی که اون وسط بهش اشاره کردند این بود که جریان مخالف شما نباید احساس کنند که هوش و اخلاق و ... شون زیر سوال رفته؛ در واقع نباید دیگران رو زخمی کنید. در این صورت به دفاع از خودش میپردازه و با شما مخالفت میکنه.
مثالی هم که زدند "زمل وایس" بود که باوجودی که نظریهاش کاملا درست بود، اما چون پزشکها احساس کردند دارند زیر سوال میروند نظریهاش رو حتی با وجود درست بودن نپذیرفتند.

سال گذشته تازه جریانات پارسال تموم شده بود، یکبار بعد کلاس رفتم پیش یکی از استادامون که برگه آزمایش پدرم رو نشون بدم، نمیدونم چی شد بحث کشیده شد به مسائل سیاسی.
یادمه استادمون شروع کرد از دولت و کشور نالیدن، بهش گفتم استاد من و خانوادم آدمهای سیاسی نیستیم و اخبار هم خیلی دنبال نمیکنم. حتی استادمون یه چند نفر از افراد سیاسی رو نام برد و من گفتم حتی تا به حال اسمشون رو هم نشنیدم چه برسه به اینکه بدونم چیکار کردن.
واقعیت هم همینه، پدرم همیشه ما رو به درس خوندن و پیشرفت های علمی سوق میداد و از رفتن به جهتهای سیاسی دور میکرد. حتی یادمه موقع انتخاب رشته کنکور نذاشتن پزشکی ارتش و سپاه رو بزنم و بهم گفتن برای خودت درس بخون و کار کن.
خواستم بگم من حتی یک زمانی موافق حجاب اختیاری بودم ولی آنقدر رفتارهای زشت و زننده از سمت طرفداران حجاب اختیاری دیدم که متوجه شدم که چقدر خودشون به شعارهایی که میدن عمل میکنند.
این چند وقت توی ویرگول هم از جانب "جماعت به تو چه" که تازه ادعای ادب و فرهنگ میکنند، خیلی دیدم که خودشون به شعارها و جوابهای خودشون عمل نمیکنند.
دکتر مکری واقعا راست میگن که برای پیروز شدن یک جریان نباید دیگران رو زخمی کرد و بهشون القا کرد که هوش و اخلاقشون زیر سوال رفته. نمونه اش منی که اصطلاحا جز دسته خاکستریها بودم و وقتی نحوه صحبت و برخوردشون رو دیدم ازشون دور شدم.
فقط ناراحت مردمی هستم که یک زمانی مهر و محبت و کمک به هموطنانشون زبانزد عام و خاص بود و این روزها فقط تفرقه و دو دستگی ازش به چشم میخوره.
ای کاش اگر شعار آزادی میدید خودتون در درجه اول بهش عمل کنید و برای دیگران حق انتخاب و آزادی قائل باشید.

یه صحبت هم دارم برای بقیه ویرگولیها، خواستم بگم فضای ویرگول خیلی به من ناامیدی القا میکنه، وقتی میبینم یکی اکانتش رو پاک کرده و رفته میفهمم که اون هم همین احساس رو از اینجا داشته.
تو پست قبلیم هم گفتم یک جوان بیشتر از هرچیزی به امید نیاز داره، ای کاش دست از القای این ناامیدی برداریم.