آدم ها

آدم ها به هم یاد می دهند

حتی اگر با هم خیلی فرق کنند

شاید پدر و مادر می شویم تا توانِ بخششِ پدر و مادرمان را داشته باشیم

بعضی از ما "زندگی"را خیلی دوست می داریم

و آنان که به ما "زندگی"بخشیدند را نیز از جان دوست تر می داریم

گاهی نمی توان بخشید

گاهی نباید

گاهی باید تنها نبینی و عبور کنی، حتی نیازی به بخشش نیست

هر گفتگویی را زمانی است؛

و در هر گفتگویی مسیری

مسیری به تعالی یا زوال

در مسیرمان مدام مشغولِ یاد گرفتنیم

گاهی یاد می گیریم که باید دوست بداریم

گاهی یاد می گیریم که باید دوست داشته شویم

گاهی یاد می گیریم که نه ببینیم، و نه بشنویم

گاهی یاد می گیریم که باید فراموش کنیم

گاهی اما ناگهان چیزی را می فهمیم؛

مهم نیست چه کسی به ما "عشق" را می آموزد

مهم این است که "عشق" را دریافته ایم و تجربه کرده ایم

شاید حسی به قلبمان چنگ بزند

شاید بی تاب شویم

شاید بی طاقت شویم

اما

دیر یا زود آدم ها یاد می گیرند که تنهایند ...