ویرگول
ورودثبت نام
Zahrazd
Zahrazd
Zahrazd
Zahrazd
خواندن ۱ دقیقه·۱ ماه پیش

قدرت

از فکر کردن خسته ام

خیلی

ذهنم درگیره

خیلی بیشتر از خیلی

هرروز همه چیز زیر سوال میره..

من کیم؟کجای زندگی ام؟دست آوردم چی بوده؟چی از دست دادم؟

دلم میخواد با آدما حرف بزنم و از اونا بپرسم

ولی یا شو من هستن و علاقه به نشون دادن تنها وجه سالم و خوب زندگیشون

یا حال و حوصله ی صحبت ندارن

از پر حرفی هام خسته ام

ته همه اینها باز پوچیه

باز آدمیه که هیچ قدرتی نداره

قدرت

شاید تا قبل از گوش کردن پادکست مهرسا،هیچموقع به قدرت فکر نمیکردم

حتی از لفظش استفاده هم نمیکردم

قدرت رو با پول یکی میدونستم اما نه

مدتیه حسرتِ نداشتنِ قدرت رو میخورم

قدرت

قدرتی که در پول خلاصه نمیشه اما قطعا پول زیر مجموعشه

اما با پول یکی نیست

چیزهایی داره که پول از اون عاجزه

قدرت قدرت قدرت..چیزی که گاه و بیگاه شعله ور شدنش رو در درونم حس میکنم اما مانعی سد راهشه که نمیزاره خودی نشون بده

قدرت برای من غلبه مغز به قلبِ

قدرت برای من سر خم نکردن در مقابل حرف زورِ

قدرت برای من احترامِ

قدرت برای من دوست داشته شدنِ

ادم های قدرتمند الگو ان

نه بخاطر غلبه بر دیگری

بخاطر غلبه بر خودشون

بخاطر احترام گذاشتن متقابل

بخاطر دل بزرگشون

بخاطر قدرتشون

آدم هایی که رهاهستن

در قید و بند احساسی نیستند

بی پروا میخندن

بی سیاست اخم میکنن

گریه رو به معنای شکست نمیدونن و برای خرج احساساتشون خساست نمیکنن

آدم های رها قدرتمند اند

شاید تو این بازه زمانی رهایی برای من بزرگترین و بیشترین قدرت تعبیر بشه

و من تشنه ی این قدرتم

تشنه ی رهایی..

۴
۰
Zahrazd
Zahrazd
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید