
نام اثر: تاتار خندان
نویسنده: غلامحسین ساعدی
نشر نگاه
تاریخ آخرین انتشار آذر ۹۸
رمان تاتار خندان رمانی اقلیمی روستایی است که به سبک رئالیسم نوشته شده و رگههایی از رئالیسم جادویی هم در جای جایش دیده میشود. همانطور که میدانیم ساعدی بیشتر نویسنده رئالیسم جادویی بود و این رمانش هم تا حدی از آن شیوه بی نصیب نمانده
راوی کتاب، پزشکی جوان است که به علت شکست عشقی، آشفتگیهای درونی و خسته شدن از نظام مدرن شهری به یکباره تصمیم میگیرد از بیمارستانی که در آن کار میکند استعفا بدهد و به روستایی دور افتاده پناه ببرد. روستایی که از قضا چند سال است از وجود پزشک محروم مانده و مردمش برای مداوا به روستای دیگری میروند. واضح و مبرهن است که این پزشک آشفته احوال داستان ما به دنبال آرامش و یک زندگی آرمانی است که نهایتاً هم به خواستهاش میرسد
با این اوصاف پیرنگ داستان را میشود پیرنگ دگردیسی دانست.
رمان تاتار خندان را از جنبههای دیگری هم میشود بررسی کرد
فضاسازی بینظیر ساعدی، روستایی دورافتاده و مردمش را که از معمولیترین مایحتاجشان هم درماندهاند به روستایی زیبا و دلچسب تبدیل میکند. توصیفات و فضا سازی، خونگرم بودن اهالی، اطلاعاتی از گذشته روستا که توسط خود اهالی به صورت قطره چکان به مخاطب داده میشود موجب شده مخاطب رمان را رها نکند
همچنین تاثیراتی را که اصلاحات ارضی بر مردم روستاها داشته، هم در این رمان به آن اشاره شده و هم محمود دولت آبادی در رمان جای خالی سلوچ از آن یاد کرده
تقابل قشر مرفه و قشر ضعیف
انطباق این رمان را میتوان با کتاب -دنیای شگفت انگیز نو- از آلدکس هوکسلی دانست که در هر دو رمان، راوی به دنبال یک زندگی آرمانی است.
و در پایان شاهد تغییر احوال راوی خواهیم بود و داستان با پایانی خوش به اتمام میرسد.