
بسم الله الرحمن الرحیم
مالخر
The Fence: کسی که مال دزدی را از دزد میخرد و میفروشد
دستبه بندی: فیلم کوتاه بریتانیایی ۲۰۱۸
طی کردن موفقیت با گامهای کوتاه؛ مالخر از همین دست فیلمهاست، بله
فیلم بسیار پالوده و صریح سر اصل مطلب میرود.
شما، خود را در حوالی محلهای از محلات بریستول مییابید همراه با استیون، پسر جوانی پُرشور که عشرت جوانیاش را در سال ۱۹۸۳ میلادی سپری میکند، حالوهوایش رایدری است، با انگیزه میآید خانه، پولهایش را برمیدارد و میرود برای خرید موتور؛
فیلم نسبتاً نماهای خوبی به نمایش میگذارد، یعنی فضاسازی قابل قبولی ارائه میدهد، بهویژه نماهای هلیشات تحسینبرانگیزند. موتور را برمیدارد، میرود خانه، آن را دمِ در میگذارد، میرود داخل، میآید بیرون، موتور را نمییابد؛ در عین اینکه دنیا بر سر استیون خراب میشود و شما را همراهش میکند، اما این شخصیت جوان قدرت روحی خود را حفظ میکند. بهتعبیری، روایت داستان جرقهای قوی دارد، و شخصیت اول آن هم تا آخر پرستیژ خود را حفظ میکند؛ اما ادامهی سناریوهای داستان را که نگاه میکنید، بخش محتوایی سُست و بیرمق میماند؛ یعنی درست است که استیون تلاش میکند و ردِّ مالخر را میزند؛ اما شما تنش و اصطکاکهای داستانی چندانی نمیبینید، تعلیق ندارد، خبری از دادگاههای خلافکاری نیست. اگه فیلمساز نخواهد اشک تمساح بریزد، در بخش محتوای فیلمنامه میتوانست بسیار جناییتر و با نگاهی جنجالی و کارآگاهی داستان را ادامه بدهد؛
هرچند که بعدها همین کارگردان بر اساس این فیلم کوتاه یک سینمایی میسازد؛ این مسئله میتواند برای بسیاری از اهالی هُنر الهامبخش باشد. چرا که میتکلیف ما را مشخص میکند: اثر ساختی، اثر موفق بود؟! بنازم؛ بر اساس همان مسیرت را ادامه بده...
بالاخره یه سری از آثار هُنری هم باید قابل پیشبینی باشند...
محمدمهدی زبیدی