این متن اعتراضی احساسی نیست.
نه دربارهٔ سرگرمی است، نه شبکههای اجتماعی.
این اعتراض یک برنامه نویس هست به قطع شدن زیرساختِ کار.
وقتی از «اینترنت آزاد» حرف میزنیم،
منظور پلتفرمهای سرگرمی نیست.
منظور اکوسیستمی است که بدون آن، برنامهنویسی مدرن اصلاً وجود ندارد.
بیایید با دقت جراحی بررسی کنیم
یعنی بدون کتابخانه، بدون audit عمومی، بدون patch امنیتی، بدون evolution و بدون crates.io یک زبان تزئینی است، نه صنعتی.
یعنی dependencyهای شکسته، نسخههای ناهمگن، buildهای غیرقابل تکرار.
این یعنی مرگ reproducibility؛ یعنی مرگ مهندسی.
یعنی اکوسیستم frontend و backend عملاً نابود میشود.
زبان JS بدون npm فقط یک syntax است، نه یک پلتفرم.
زبان علم داده، یادگیری ماشین و اتوماسیون تبدیل به پوکهای توخالی میشود.
هر import شکست میخورد، هر پروژه مسدود میشود.
کانتینریسازی – انقلابی که توسعه و استقرار را متحول کرد –
بدون registry جهانی عملاً فلج است.
هر image باید از صفر ساخته شود، هر بهروزرسانی تبدیل به کابوسی دستنخورده.
توزیعی که فلسفهٔ خود را روی «همیشه بهروز بودن» بنا کرده،
بدون دسترسی به مخازن اصلی تبدیل به سیستمی مُرده میشود – نصب هر بستهای نیازمند کامپایل دستی از سورس میشود،
اینها مثالهای تئوری نیستند.
اینها خطوط مقدم جنگ روزمرهٔ ما برای توسعهٔ نرمافزار هستند.
واقعیت تلخ این است:
حتی اگر بتوانم کد بزنم، مهندس نمیمانم.
چون از اکوسیستم حذف شدهام.
مشارکت در دانش جمعی (Community) – خواندن issueها، درک تصمیمات طراحی
دسترسی به RFCها و استانداردها – پایههای فنی که همهچیز روی آن ساخته میشود
یادگیری از شکست دیگران – مطالعهٔ post-mortem حوادث امنیتی
بهروز ماندن با CVEها و باگهای بحرانی
تعامل با جامعه – پاسخ به سوالات، کمک به پروژههای متنباز (open source)
قطع اینترنت بینالمللی :
قطع ارتباط با حافظهٔ جمعی مهندسی جهان.
ما را تبدیل به جزیرههای منزوی میکند
که هر کدام در حال اختراع مجدد چرخ هستیم –
اما این بار با چشمبسته :)
خطر بزرگتر از قطع اینترنت، عادیسازی این وضعیت است.
هر بار که میگوییم:
«با VPN میشود کار کرد»
«راهحل داخلی میسازیم»
«به این شرایط عادت میکنیم»
در واقع داریم مرگ تدریجی حرفهمان را میپذیریم.
یعنی پذیرش فروپاشی تدریجی !
«هیچ راهحل فنی داخلی نمیتواند جایگزین اینترنت جهانی شود»
نه CDN ملی، نه مخزن داخلی، نه پیامرسان بومی و کلون شده.
اینها شبیهسازیهای ناقصی هستند
از سیستمی که ذاتاً جهانی، باز و توزیعشده است.
این تصمیم زنجیرهای از تخریب را به راه میاندازد:
دسترسی به منابع مستقل، تحلیلها، و دانش جهانی قطع میشود.
جامعه در اطلاعات محدود محلی محبوس میماند.
اقتصاد دیجیتال فرو میریزد
تریدر، فریلنسر، استارتاپ، همه وابسته به ارتباط جهانیاند.
تتر، ارز دیجیتال، بازارهای بینالمللی بدون اینترنت آزاد بیمعنا هستند.
قطع اینترنت یعنی تحمیل ریسک، تاخیر، ضرر، و خروج سرمایه.
دسترسی به مقالات علمی، دیتاستهای جهانی،
ابزارهای تحقیقاتی – همه مسدود میشوند.
علم در مرزهای جغرافیایی زندانی میشود.
هیچ «مزیت پنهانی» در این انزوا وجود ندارد.
فقط هزینه است – هزینهای که همهٔ ما میپردازیم.
«هیچکس نمیتواند اینترنت را کلون کند»
چون اینترنت یک فناوری نیست – یک پدیده است
کلون گیتهاب، گیتهاب نمیشود
کلون npm، npm نمیشود
کلون پایتون، پایتون نمیشود
کلون اینترنت، اینترنت نمیشود
دانش مثل شبکهای عصبی عمل میکند.
قدرتش در اتصالهاست، در تبادل آزاد اطلاعات.
نه در کنترل و جداسازی. میمیرد !!!
یک نقلقول معروف از جادی :
«اگر به بهانهی امنیت، آزادیات را بگیرند،
نه امنیت داری، نه آزادی.»
امروز دقیقاً در این نقطه ایستادهایم.
قطع اینترنت نه امنیت آورده، نه آرامش، نه پیشرفت.
تنها فاصله ایجاد کرده –
فاصله بین ما و دانش روز جهان،
بین ما و اقتصاد جهانی،
بین ما و آینده.
این متن دعوت به آشوب نیست.
دعوت به واقعبینی است.
حق سرگرمی نیست – زیرساخت کار است
لطف حکومت نیست – ضرورت توسعه است
خواستهٔ لوکس نیست – شرط بقا در جهان دیجیتال است
زیرساختِ کار، دانش، و بقاست.
و اگر این محدودیت را عادی بشماریم،
فردا دیگر چیزی برای اعتراض باقی نمیماند.
