به نیابت از شهدا؛
سختترین سفر، شیرینترین مقصد

این سفر دیگر تنها یک رکابزنی نبود، یک آزمون واقعی بود. گرمای هوا بیحد و اندازه بود؛ آفتاب چنان میتابید که فرمان دوچرخه از شدت داغی قابل لمس نبود. کف جاده مثل کورهای سوزان میجوشید و هر پدالزدن، حکم جنگیدن با نفس و خستگی را داشت. اما در همان لحظات سخت، صدایی در دل میگفت: «تحمل کن… مقصدت حسین است».تمام رکابزدنهایم از تهران تا کربلا، به نیابت از شهدا بود. آنان که بزرگترین مسیر عاشقی را با خون خود پیمودند و ما هرچه داریم، از نفس و نامشان است. اگر رکابهایم به مقصد رسید، به برکت یاد همان شهیدانی بود که راه کربلا را برای همیشه روشن کردهاند.
سفر اول 1401:
همهچیز تازه و پر از شوق بود. در همان سال در بعضی از روزها ابتدای صبح، سرمای سوزناکی جان را میلرزاند؛ تا جایی که دستانم از شدت یخزدگی توان گرفتن فرمان دوچرخه را نداشت. اما همان سرما شد درس بزرگی: اینکه راه کربلا آسان نیست، اما دلِ عاشق با یاد حسین گرم میماند.

سفر دوم 1402:
سنگینی نگاه زائران و حس نیابت از عاشقانی که فقط یاد و نامشان به یادگار بود، دوچرخهام را سنگینتر و قلبم را سبکتر کرد

سفر سوم 1403:
جاده برایم پر از خاطره و رفاقت شد؛ هر همسفر و هر لحظهاش رنگی از عشق به حسین داشت.

و اما این سفر…
سفر چهارم 1404:
اوج سختی و اوج عشق. گرمای سوزان تابستان نفس را میبرید؛ تا جایی که فرمان دوچرخه از شدت داغی قابل لمس نبود. کف آسفالت مانند کورهای سوزان میجوشید و هر پدال، مثل مبارزهای تازه بود. اما همین سختی، شیرینی راه را بیشتر کرد و درسی تازه به من آموخت: اینکه رسیدن به حسین(ع) نه فقط پیمودن جادهای بر زمین، بلکه گذر از جادهای در دل انسان است؛ جادهای که از «خود» آغاز میشود و به «حسین» ختم میگردد.
امسال هم سفرم را از میدان امام حسین(ع) در تهران آغاز کردم و با خود گفتم «مبدأ، میدان امام حسین؛ و مقصد، خودِ امام حسین» چه شروعی باشکوهتر از این؟ و چه پایانی شیرینتر از آن؟ امروز که در آینهی دل به پشت سر نگاه میکنم، هیچ خستگیای باقی نمانده؛ فقط شیرینی راه است و عطر خاک نجف تا کربلا. و حالا خوب میدانم… اگر هزار بار دیگر هم توان داشته باشم، باز هم این مسیر را انتخاب میکنم. چون کربلا مقصدی نیست که با یک بار رسیدن آرام شوی؛ کربلا عهدی است با شهدا، و آغازی برای عاشقی دوباره.
و چه جالب… درست در همان روزهایی که از این سفر داغ و طاقتفرسا برگشتم، مستند سفر سال قبل رکابزنی به کربلا روی آنتن تلویزیون رفت (مستند پا به رکاب کاروان کربلا) به کارگردانی احسان راطبی از شبکههای تلویزیونی و خبرگزاریهای داخلی آن را انتشار دادند و روایت این مسیر عاشقی، صدای رساتری پیدا کرد. انگار مولا خواست تا هم رکابهایم در جاده بماند و هم روایت سفر، در دلها جاری شود.




÷