ویرگول
ورودثبت نام
حسین طالقانی
حسین طالقانیسالک .[ ل ِ ] (ع ص ، اِ) مسافر و راه رونده. / a3dho3yn.ir
حسین طالقانی
حسین طالقانی
خواندن ۳ دقیقه·۵ روز پیش

تاملاتی درباره اعتراضات

هفته‌ی پیش شاهد گفتگویی بودم که یکی پرسید «این مردم معترض خواسته‌شون چیه؟» بعد که مخاطب نفهمید بیش‌تر توضیح داد «منظورم اینه که دقیقاً چی می‌خوان؟ مثلاً ۱۴۰۱ مشخص بود موضوع آزادی مدنیه. الآن خواسته چیه؟». این گفتگو و شعارهای روزهای بعد بهانه‌ای شد تا کمی درباره این موضوع فکر کنم و بنویسم.

یک بام و دو هوا

یکی از اعتراض‌ها همیشه این بوده که «از نخبگان در حکومت استفاده نمی‌شه» یا «به حرف اقتصاددان‌ها گوش بدین». نمی‌دونم تا چه اندازه این ایرادات وارد بوده، یا ملاک نخبگی چیه. امّا احتمالاً در نظر مردم کسی که مدال المپیاد داره و استنفورد و شیکاگو درس خونده و استاد دانشگاه شریفه، نخبه است. الآن آدم‌هایی از این دست، یکی‌شون وزیر اقتصاده، و الباقی در نقش مشاور یا در اندیشکده‌ها دارن برای رفع مشکلاتی مثل ناترازی انرژی و تورم و... طرح می‌دن. تهش ممکنه اشتباه باشه طرح‌هاشون، ولی این دیگه ته وسع ماست (نخبه‌ها تا همینجا بلد بودن). امّا به محض شروع اصلاحات اقتصادی مد نظر این اقتصاددان‌ها، مردم شروع کردن به مخالفت!

مثال‌های بی‌شماری میشه آورد از خواسته‌های متناقض: اعتراض به تورم و هم‌زمان معترض بودن به اصلاحات اقتصادی در راستای کاهش کسری بودجه (به عنوان عامل تورم)، اعتراض به اقتصاد دستوری و هم‌زمان مطالبه کنترل قیمت‌ها، اعتراض به کالابرگ/کوپن (و اون رو دون از شأن ایرانی دونستن) و هم‌زمان اعتراض به حذف سوبسیدها‌ و افزایش قیمت بنزین و برق و ... (و این‌ها رو حق هر ایرانی دونستن)، انتظار رشد اقتصادی چین و امریکا و هم‌زمان زندگی آسوده‌ی سوسیال دموکراسی‌های اروپا، و خنده‌دارتر از همه، سردادن هم‌زمان شعار «مرگ بر دیکتاتور» و «جاوید شاه»، و... .

مهم نیست ریشه این تناقض‌ها چیه؛ مهم اینه که یک تصویر مشترک و بدون تناقض از وضعیت مطلوب نداریم.

لزوم خواسته‌ی مشترک

در همان گفتگو، مخاطب درباره بی‌لیاقتی حاکمان و نداشتن گوش شنوا گفت، و باز پرسشگر به این پرداخت که خواسته‌ی «اینا نباشن» جدای از هزینه‌ی بالا، سلبیه و مشخص نیست جایگزین مطلوبش چیه، و گفت:

اتفاقاً چون با زور حرف تو کله‌شون میره، باید خواسته‌ای مشخص رو با فشار پیگیری کرد تا به نتیجه برسه. تا وقتی خواسته محوری مشخصی وجود نداشته باشه، اعتراض‌ها به نتیجه نمی‌رسه. میگی هر اعتراضی بکنیم سرکوب میشه و مجرمیم؟ درست. ما که هر جوری اعتراض بکنیم مجرمیم، پس چرا روش درست رو پیش نگیریم [که به نتیجه برسه]؟

لزوم گفتگو

برای رسیدن به خواسته‌ی مشترک، لازمه گفتگو کنیم؛ زیاد گفتگو کنیم. در این گفتگوهاست که فهم مشترک شکل می‌گیره و هر کسی یک جایی با ما همراه میشه (یا شاید ما فهم جدید پیدا کنیم و باهاش همراه بشیم). امّا در کمال تعجب، از سوی معترض‌ها این جمله مدام تکرار میشه:

هر کسی هر چی قرار بود بفهمه فهمیده، بقیه‌ش بحث الکیه!

این جمله‌، چیزی جز خودحق‌پنداری و دگم نیست و مصداق زورگویی و سد کردن راه گفتگوست. هر کسی در هر زمانی می‌تونه با این ادعا و در حالی که حتی سرسوزنی از ابتداییات موضوع رو نفهمیده یا ادعاهایی غیرمنطقی داره، دهن مخاطب رو ببنده و البته به جای صداقت «من نمی‌خوام بحث کنم»، خودش رو با «تو نمی‌فهمی» فریب بده. با زور نمی‌شه آدم‌ها رو همراه کرد. یکی از مشکلات جدی در شرایط فعلی کشور، شکل نگرفتن گفتگو بین مردم و حاکمانه. خواهان تغییر هستیم؟ تمرینش کنیم.


پی‌نوشت: من به تغییرات آهسته و پیوسته‌ای که در جامعه اتفاق میافته امیدوارم. یکی از این تغییرات، رشد قابل توجه پادکست‌ها و برنامه‌های گفتگومحور در این سال‌هاست. تغییراتی که باعث افزایش آگاهی، شناخت دیدگاه‌های مختلف و تمرین گفتگو می‌شن. پیشنهاد می‌کنم شما هم پادکست‌هایی مثل دغدغه ایران، یا سکه و برنامه‌هایی مثل مدرسه آزاد (در یوتیوب) رو دنبال کنین.

اعتراضاتسیاستاقتصادجدیدایران
۱۴
۲۴
حسین طالقانی
حسین طالقانی
سالک .[ ل ِ ] (ع ص ، اِ) مسافر و راه رونده. / a3dho3yn.ir
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید