آکادمی چهارم؛ انتخاب مسیر شغلی

برای قسمت چهارم آکادمی آچارکست سراغ آقای محمدرضا ترابیان اصفهانی رفتیم. ایشان یکی از بیزینس کوچ های حرفه‌ای و بین المللی هستند و نکات مفیدی را در باب انتخاب شغل و انتخاب مسیر شغلی که یکی از مهم ترین دغدغه های دانشجویان است با ما در میان گذاشتند. ایشان در تمام طول وبینار رویکردی تعاملی با شرکت کنندگان داشتند و این تلاش را داشتند که متکلم وحده نباشند.


شروع وبینار

آقای ترابیان برای شروع سوالاتی را آماده کردند و از شرکت کنندگان خواستند که به آنها پاسخ دهند.

سوالات:


سبک شغل های مهندسی: E یعنی طراحی، نرم افزار و .... P یعنی کارهایی مثل تدارکات، خرید، پشتیبانی و.... C یعنی کارهای اجرایی.

ادامه سوالات:


منظر و دیدگاه ما نسبت به هر پدیده‌ای تعیین کننده است و در مورد انتخاب شغل و مسیر شغلی هم همینطور. به نظر یکی پول در آوردن و به نظر دیگری راه اندازی کسب و کار با دوستان. منظر و دیدگاه باعث می‌شود فعالیت هایمان را بر آن اساس اولویت بندی و بررسی کنیم.


اگر منظر و دیدگاه را یک پنجره در نظر بگیریم؛ آن پنجره ۴ ضلع دارد. به ترتیب: مهارت، ابزار، دانش و طرز فکر.

حال این تلاش می‌کنیم این ۴ ضلع را برای مفهوم ریاضی پیدا کنیم:


  • مهارت: فکرکردن، تصمیم گیری، دقیق بودن، الگویابی، فهم مسئله و ....
  • ابزار: مشتق گیری، انتگرال گیری، حل معادله، نقاله، گونیا و .....
  • دانش: مثلثات، اعداد مختلط و ....
  • طرز فکر: ریاضی یادگرفتن به تحلیل و بررسی کمک می‌کند، ریاضی قوی باعث یادگیری سریعتر فیزیک می‌شود، ریاضی دانستن تصمیم گیری را تقویت می‌کند و ...



اکنون پس از یادگیری ۴ ضلع منظر ودیدگاه، آن را برای انتخاب شغل و مسیر شغلی که-هدف این آکادمی است- تحقیق می‌کنیم.

  • مهارت: قدرت تصمیم گیری، دست به آچار بودن، مذاکره کردن، متقاعد سازی، ارتباط گرفتن، فن بیان، کار با نرم افزار و .....
  • ابزار:job vision,linkedin,….
  • دانش: شناخت شغل، دانش مورد نیاز شغل، تست های شغل یابی، شبکه سازی، لباس پوشیدن(رعایت dress code) و .....
  • طرز فکر: در فضای کسب و کار در حال حاضر ۳ طرز فکر اساسی و پایه وجود دارد که با هم به بررسی این ۳ مورد می‌پردازیم:

۱-کسب و کار ها جهانی شده‌اند: این طرز فکر در مسیر انتخاب شغل و مسیر شغلی به ما کمک می‌کند. ۴۰ سال پیش این طرز فکر که کسب و کار ها جهانی شده‌اند وجود نداشت و به تبع آن شما را در مسیر دیگری قرار می‌داد. به عنوان مثال در حال حاضر می‌توانیم کالایی را در سراسر جهان بفروشیم یا بخریم.

۲-انفجار اطلاعات

۳-پیشرفت فناوری


اگر طرز فکر خود را درست و موثر تقویت و طبقه بندی کنیم؛ روی مهارت، ابزار و دانش ما تاثیر می‌گذارد.

طرز فکر درست نمی‌گذارد در تله بیفتیم. کاری که مهارت، دانش و ابزار نمی‌توانند انجام دهند. مثال: اگر طرز فکر جهانی شدن نداشته باشیم، بازار موجود در منطقه را از دست می‌دهیم و از سرویس های جهانی مانند لینکدین، توییتر، اینستاگرام و.... برای جذب مشتری و بازاریابی استفاده نمی‌کنیم.

اگر اعتقاد داشته باشید کسب و کار ها جهانی شده‌اند، قطعا دیده می‌شوید. اگر محتوای فاخری تولیدی می‌کنید محال است که دیده نشود.

انتخاب شغل یا مسیر شغلی؟

برای انتخاب شغل باید گشت و آشنا پیدا کنیم؛ اما در انتخاب مسیر شغلی پیدا کردن نقاط قوت مهم است. اگر نقاط قوت خود را بشناسید در سریع ترین زمان ممکن کسب و کار خود را با پیشرفت فناوری تطابق می‌دهید. نقاط قوت شما وقتی است که گذشت زمان را حس نکنید و در آن موقعیت خلاق باشید. معمولا خودمان نمی‌توانیم نقاط قوتمان را پیدا کنیم. در هر کاری که انجام می‌دهید، سعی کنید حتما از مخاطب بازخورد بگیرید و نقاط قوت خود را پیدا کنید. تست گالوپ هم به پیدا کردن استعداد های برتر شما کمک می‌کند؛ اما باید روی تقویت آنها زمان بگذارید تا به نقطه قوت تبدیل شوند. اگر در شغلی غرق شدید، بدانید همان جا نقطه قوت شما است و می‌توانید از همان جا چشمه ثروت را پیدا کنید.

· زمانی که دنبال شغل می‌گردیم، در شبکه ها جستجو می‌کنیم؛ اما در انتخاب مسیر شغلی روی شبکه ها سرمایه گذاری می‌کنیم و متقاعد سازی را به مهارت هایمان اضافه می‌کنیم.

· در انتخاب شغل دنبال حقوق بالا هستیم؛ اما در انتخاب مسیر شغلی به دنبال پیدا کردن بازار هستیم.

· در انتخاب شغل به شدت روی تست های شخصیتی تاکید می‌کنیم و مثلا اگر تستی گفته باشد شخصیت شما برون گرا است دنبال اشغالی می‌گردید که برای افراد برون گرا مناسب باشند؛ در حالیکه در انتخاب مسیر شغلی تاکید روی هم افزایی است. اگر برون گرا هستید سعی کنید با فردی که درون گرا است کار کنید و بر هم افزایی تاکید داشته باشید.

· برای انتخاب شغل جایگاه شخصی را رصد می‌کنیم و برایمان مهم است که جایگاهی در اختیارمان قرار می‌گیرد؛ اما در انتخاب مسیر شغلی رصد المان های کسب و کار اهمیت دارد. اینکه مشتری کجاست؟ کانال توزیع چیست؟ چقدر درآمد وجود دارد؟ شرکای کلیدی چه کسانی هستند؟. این المان های کسب و کار در انتخاب مسیر شغلی اهمیت دارند.

· در انتخاب شغل به دنبال پیدا کردن منطقه امن هستیم؛ اما در انتخاب مسیر شغلی تمرکز روی پیدا کردن فرصت هاست. فرصت هایی که ممکن است در یک راستا با یکدیگر باشند.فرصت یعنی اقدام برای یک شغل، که شاید مناسب شما باشد یا نباشد؛ اما اقدام برای آن مهم است. پیش روی شما بی نهایت فرصت وجود دارد و سعی کنید حداکثر استفاده از آن را داشته باشید.


نکات پایانی:

  • وجه اشتراک کار های مختلفی که انجام می‌دهید، فقط و فقط شمایید. در آن لحظه تصمیم گرفتید که آن کار را انجام دهید. اگر طرز فکر شما گفته که آن درست است؛ پس آن کار درست است. اما اگر کنترل طرز فکر خود را از دست دهید، آن موقع عمر خود را هدر داده‌اید.
  • کتاب های انگیزشی که راجع به زندگی آدم های موفق وجود دارد باعث می‌شود طرز فکر ما تقویت شود.
  • اگر طرز فکر مناسبی داشته باشید دیگر اهمیتی ندارد که کارفرما کم یا زیاد حقوق می‌دهد. اتفاقا این خوب است که کارفرماها کم حقوق می‌دهند. این فرصت را به کسانی که واقعا می‌خواهند کار کنند می‌دهد.
  • اگر اعتقاد داشته باشیم که انفجار اطلاعات وجود دارد، دانشگاه فقط یک پله در نردبان ترقی ماست. در این عصر دانشگاه دیگر چیز زیادی نمی‌تواند به ما اضافه کند و دانش هایی هم که به ما اضافه می‌کند باید در جای درست قرار دهیم و اگر اینکار را نکنیم، عمر خود را تلف کرده‌ایم. در دانشگاه ببینیم در چه شرایط و فرصت هایی برای ثروت، مسیر شغلی فاخر و تاثیرگذاری بالا آماده می‌شویم و خیلی ها در دوران دانشجویی این را تجربه می‌کنند.

در پایان فرصت پرسش و پاسخ به شرکت کنندگان داده شد که در ادامه آنها را ضمیمه کرده ایم:


-یک استارتاپ می‌تواند مسیر شغلی باشد؟

+بله، به شرطی که در استارتاپ دنبال شغل نباشید و در آن دنبال فرآیند شغلی و کارتیمی باشید. اساسا فرق استارتاپ با کسب و کار های معلوم همین فضای ابهام است که باید کار های مختلفی انجام دهید. از تمیز کردن میز تا نقشه کشی با نرم افزار و خرید برای پروژه.

-با اطلاعات کمی که داریم چگونه می‌توانیم گرایش تحصیلی خود را برای آینده مشخص کنیم؟

+ باید سرعت رشد فناوری را درک کنیم و کار های مختلف را امتحان کنید. اگر کاری را نچشید، آن موقع نمی‌توانید تصمیم درستی بگیرید. شبکه سازی یکی از دانش های انتخاب مسیر شغلی است.

-اگر به کاری علاقه داریم اما نمی‌توانیم ریسکش را بپذیریم از آن کار فاصله بگیریم؟

+طرز فکر به تو چه می‌گوید؟ ریسک یعنی نمی دانم. زمانی که در طرز فکر خود را انفجار اطلاعات را داری، نقطه ابهامی برای تو باقی نمی‌ماند. مشخص است که دانستن مهارت می‌خواهد. اگر طرز فکری مناسبی داشته باشی، مهارت خودش پیدا می‌شود و ابهاماتت رفع می‌شود.

-انباشت زیاد اطلاعات باعث کمال گرایی منفی نمی‌شود؟

+دقت کنید که همه اطلاعات را کسب نکنید، آنها را بچشید.

نظام آموزش پرورش ایران باعث شده که به همه القا شود که نمره ۲۰ بهتر از ۱۹ است و همه ما اینگونه بار آمدیم در حالی که در میان انگلیسی ها یک طرز فکر رایج این است که شاگرد دوم ها موفق تر هستند و از شما می‌خواهم که شما هم این طرز فکر را داشته باشید. این طرز فکر کمال گرایی را از بین می‌برد یا حداقل آن را تضعیف می‌کند.

-اگر به شغلی علاقه داریم، اما درآمد خوبی ندارد آن را رها کنیم؟

+این شمایید که از شغل ثروت می‌سازید و ثروت ساختن جزء مهارت هایی است که باید بیاموزید. اگر کسانی در شغل شما هستند و دارند از آن ثروت می‌سازند، آنها این مهارت را کسب کرده‌اند و شما هم می‌توانید آن را یاد بگیرید. اگر ثروت خلق کردن را یاد نگیرید، در هر شغل دیگری هم که باشید باز نمی‌توانید از آن پول درآورید. چه بسا که دیگر از آن شغل لذت هم نمی‌برید و برایتان خسته کننده است.

-با دانش سطحی‌ای که کسب کردیم، چگونه "نیچ مارکت" کنیم؟

+این سوال نشان می‌دهد که هنوز طرز فکر مناسبی نداری. طرز فکر انفجار اطلاعات به ما می‌گوید اگر دانشی را نداری آن را یادبگیر. الحمدلله شیوع ویروس کرونا به ما یاد داد که دانشگاه مهم نیست، استاد دانشگاه و روش تدریسش هم مهم نیست. خودتان بروید و یاد بگیرید و دانشتان را عمیق کنید. درست است که با دانش سطحی نمی‌توان هیچ کاری کرد.

-اگر مهارت های ثروت اندوزی که دیگران استفاده می‌کنند با اصول اخلاقی من در تضاد باشد، آن موقع چه کار باید کرد؟

+چه باور محدودکننده‌ی زیبایی! اگر دیگران دزدی می‌کنند، تو نکن. اما اگر دزدی نمی‌کنند، پیدا کن چه کار می‌کنند. اگر تحقیق کنید متوجه می‌شوید ۹۹ درصد باور های مانع ثروت دروغ محض است و آن ۱ درصد هم به شما توانمندی می‌دهد. طرز فکر خود را درست کنید و باور های محدود کننده خود را کنار بگذارید.

-برای کارآفرینی سرمایه اولیه چه میزان اهمیت دارد؟

+طرز تفکر به شما چه می‌گوید؟ اگر بگردید پیدا می‌کنید. اگر در بورس فعالیت می‌کنید، سرمایه اولیه برای شما خیلی مهم است. برای کارآفرینی در سطح کسب و کار های کوچک خیلی مهم نیست، برای کسب وکار های متوسط کمی مهم می‌شود و برای کسب و کار های بزرگ حتما مهم است. قرار نیست شما همه اینها را داشته باشید. من فکر می‌کنم کسی که اینجاست یک تکنولوژیست است. یعنی کسی که تکنولوژی را می‌فهمد، توسعه می‌دهد و مطابق با تکنولوژی های روز دنیا به روز رسانی می‌کند. چنین فردی در کشور ما خیلی کم است.

-قناعت در فرهنگ ما جاریست. این یعنی فرهنگ ما مخالف ثروت اندوزی است؟

+در فرهنگ ما آمده که قناعت در مصرف نه تولید ثروت یا خلق ارزش. به اندازه نیاز خود مصرف کنید اما در کسب ثروت برای ایجاد یک تولید بالاتر چه کسی گفته که قناعت کنید؟


در اینجا چهارمین وبینار آکادمی آچارکست به اتمام رسید. امیدواریم که مطالب گفته شده برایتان مفید بوده باشد.