بعد از کنکور من خیلی نسبت به کنکور گارد داشتم
و حتی دوست نداشتم به مسیرش فکر کنم
چه برسه حرف بزنم و بخوام از تجربههام برای کمکِ به بقیه بنویسم،
بعدِ کنکور تیر اولین کاری که کردم اومدم توی اتاق و کتاب های کنکورم رو جمع کردم،که همون ارتباط نداشتم هم دیگه کلا با کنکور قطع کرده باشم.
اما فکر میکنم به عنوان یه خواهر بزرگتر [یا کوچکتر] تنها کمکی که میتونم بکنم این هست که باهاتون حرف بزنم و امیدوارم توی مسیرتون کمک کننده باشه
همینکه تا اینجای مسیر زنده موندید و دووم آوردید دمتون گرم،
احتمالا هرچقدر جلوتر میرید تنهاتر میشید و کتابها بهجای آدمها دور و برتون رو پر کردن
ولی چند هفته دیگه دووم بیارید همه اینها تموم میشه و دوباره میتونید دوست جدید پیدا کنید(حتی بیشتر از قبل!)
توی این موقع سال ممکنه به مسیرتون شک کنید،
چرا من اصلا باید برای کنکور بخونم؟!
که بعد چی بشه؟!
یه رازی رو بخوام بگم اینه که بعدش قرار نیست اتفاق خارقالعاده خوبی بیوفتی
و ما داریم تمام تلاشمون رو میکنیم که اتفاق بدی نیوفته
نه اینکه اتفاق خوبی بیوفته.
اما اتفاقات خوب هم میوفته به شرط اینکه تا آخر به تلاش واقعیتون ادامه بدید (اگر نیفتاد میتونید از من جریمه بگیرید)
با توجه به صحبت وزیر آموزش پرورش، امتحانات نهایی تا 15تیر قرار نیست برگزار بشه
و این یک ماه تعویق میتونه هم کمککننده باشه و هم خستهکننده برای اینکه مسیر کنکورتون رو طولانیتر میکنه.
پن:اگر فکر میکنید نیاز دارید حرف بزنید زیر همین پست کامنت بذارید من بینیم، میخونم و میشنوم.
برای همتون دعا میکنم که هرچی صلاح هست پیش بیاد و هممون عاقبت به خیر بشیم.