این مدت بخاطر دانشگاه و زیست در خوابگاه و وارد شدن به محیط کار، سطح ارتباطهام با بقیه،بهطرز نمایی رشد کرده.
و بازخورد واکنشهام در تعامل با بقیه خیلی پررنگتر نسبت به قبل برای خودم بنظر میرسه.
چند تا از مواردی که خودم سعی میکنم در معاشرت با بقیه گوشهٔ ذهنم داشته باشم رو مینویسم؛
اگر دوست داشتید در تکمیل کردنش هم کمک کنید.
شاید این توصیه نامه یکم مامانگونه باشه🤧🤍.
1. وقتی توی یک جمعی میخواید یک موضوع جدید رو مطرح کنید و طبعا لازم دارید توجه جمع بهتون جلب بشه، لازم نیست بلند صحبت کنید تا حواس بقیه رو به خودتون جمع کنید،
بجاش یکی از افراد جمع رو صدا بزنید و مخاطب مستقیمتون قرار بدید و صحبتتون رو باهاش شروع کنید،
بقیه ناخودآگاه کنجکاو میشن و توی بحث مشارکت میکنن.
2. اگر کسی حالتون رو پرسید چه تلفنی و چه حضوری،
در جواب حتما از احوال طرف مقابل هم بپرسید
مثلا
اگر گفت خوبی؟
فقط نگو ممنون
بهتره بگی، ممنونم، شما خوبید؟!
3. برای اینکه دوستی هاتون حفظ بشه، تولد دوست هاتون رو تبریک بگید،
همین حرکت زنجیره دوستیتون رو برای مدتها میتونه حفظ بکنه.
4.توی عکس ها حدالمقدور(ترجیحا همیشه) لبخند بزنید (سرد نباشید، اخم هم نکنید،فکر نکنید با این کارها از دور خفن بنظر میرسید).
5.با هیچ کس قهر و دعوای سطحبالا نکنید، آدما انگار زنجیروار بهم وصلن و به واسطه قهرتون ممکنه
ارتباطات سالمتون رو هم به خاطر همین زنجیرهای که فکرش رو نمیکنید از دست بدید.
پن: واقعیتا دیگه دارم از حالوهوای نوجوون بودن درمیام
دیگه خودم رو بچه نمیبینم
فکرکردن به اینکه دارم به 20 سالگی نزدیک میشم بار مسئولیت رو روی شونههام سنگینتر میکنه،
این یکسال اخیر همونجور که فکرش رو میکردم سریع گذشت،
اهدافم مستلزم تلاشن و
من تلاش کردن رو خوب بلدم ولی
به قول شاعر
همنشینی با کسی دلتنگی ام را کم نکرد
کاش میشد لحظهای از دست تنهایی گریخت.