زبان‌ها: روایتگر تاریخ

امروز خیلی اتفاقی در یکی از مقاله‌های خانم کتایون مزداپور واژه‌ی عیلامی یا ایرانی wumrudda به معنی گلابی رو دیدم.

از این جهت برام جالب بود که ما هم در زبان ترکی آذربایجانی واژه Armud رو برای گلابی به کار می‌بریم. اما موضوع وقتی جالب‌تر میشه که بدونیم در همه‌ی زبان‌های Turkic به جز ازبکی واژه‌ای مشابه برای اشاره به میوه گلابی به کار برده میشه. ازبک‌ها واژه nok رو به کار میبرن که وام واژه از زبان‌های Iranic مجاور هست. در زبان پشتو به گلابی ناک گفته میشه که به نظر میرسه وارد زبان ازبکی، گویش تاجیکی از زبان فارسی (Нок) و زبان کشمیری ( ٹَنگ) شده.

اویغوری: ئامۇت

قرقیزی: Алмурут

قزاقی: Алмұрт

ترکی استانبولی: Armut

قره قالپاقی: Almurt

ترکمنی: armyt

جالب‌تر اینکه این واژه اخیرا وارد ترکی نشده و در لغت نامه ترکی-عربی لغات الترک نوشته محمود کاشغری قرن 11 میلادی وجود داشته (منبع)

در واقع کلمه‌ای که در فارسی میانه برای گلابی به کار برده میشده urmod هست و در گویش‌های برخی مناطق ایران هم هنوز این واژه به کار برده میشه (منبع).

گویش گیوی (روستایی نزدیک خوسف، بیرجند، خراسان جنوبی): amrud

گویش تالشی: ambru ... در گویش ترکی منطقه آستارا برای میوه‌ی خرمالو بکار می‌رود (منبع)

در اشعار سعدی، نظامی و جامی واژه‌ی «امرود» برای اشاره به گلابی بکار رفته (منبع)

کدو برکشیده طربرودرا
گلوگیر گشته به امرود را
شکل امرود تو گویی که بشیرینی و لطف
کوزه ای چند نباتست معلق بر بار
برفتم به رز تا بیارم کنشتو
چه سیب و چه غوره چه امرود و آلو
طبق امرودی در دست او بود... خواجه از وجه حل آن امرود پرسیدند.
امرودها را در جایی خالی مساز.
از میانامرودها یکی امرود را به آن یوسف دادند.
چه درخت مثمره و میوه دار درخت امرود و زردآلوست.
شد نار ترش شحنه و نارنج میرآب
تالانه لشکری شد و امرود میر گشت
سیب و امرود بهم مشت زده
فندق از خرمی انگشت زده

مطالب دیگر:

https://virgool.io/@abadpours/%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%85%D8%B1%D9%87-%D9%85%D8%A7-xtavgzzqmphv