ویرگول
ورودثبت نام
.ABAN.
.ABAN.زنان یا صخره‌اند یا شکوفه؛ و نادرترینشان: صخره‌ای‌ست پوشیده از شکوفه.
.ABAN.
.ABAN.
خواندن ۳ دقیقه·۱ ماه پیش

قُمارِ ذِهن

تا به حال به صداهای محیطتون دقت کردین؟

صداها به طرز عجیبی به نسبت شرایط و به محیط و حتی زمان ، تغییر می‌کنند .

صدای بسته شدن در ماشین ، اول صبح با آخر شب فرق می‌کنه ، حتی تو تهران همون در رو ببندی یا تو شمال ، دم ویلا ، بازم فرق می‌کنه

پرنده هایی که صبح قبل طلوع می خوانند ، همون نوا رو دم غروب هم دارن ولی ما طور دیگه ای میشنویمش . وقتی تو بهار بارون میاد صداش با بارون پاییز فرق داره ، وقتی باد پاییزی میوزه ، زمزمه اش با نسیم تابستونی فرق داره و خلاصه اینکه همه صداها ، زیر و بم ، کوتاه و بلند ، انگار در حصر ابعاد زمینی اسیرند ،عین خودمون ، روح های آزاد در بند کالبد زمینی .

چقدر همیشه فکر در سرم هست .

به نظرم هیچی نبودن یک امر تقدیریه و بس .

داشتم یوگا میکردم ، وسط پیچ و تاب خوردن به خودم و کمل پوز برعکس و نرسیدن دستم به پاشنه پای راستم بودن که این فکر مثل خوره افتاد به جونم .

آدم معمولی بودن هم حتی قابل قبوله ولی{ هیچی نبودن} خداییش دیگه خیلی زور داره !

نمی‌دونم از پیچش زیادی کمرم بود یا آویزون ماندن زیادی سرم ،ولی به هر حال هم خوردن این افکار تو محوطه محدود جمجمه ام یک حس تهوع بهم داد که آدم فقط سر امتحان فلسفه با دیدن این سوال که آیا از نظر شوپنهاور نبودن بر بودن ارجح دارد یا خیر و با مثلاً چرا اراده اصل رنج است ، به آدم دست میده .

در حال باز کردن مهره های ستون فقراتم بودم که یاد کافکا و صادق هدایت و کافه های پاریس و انسان های سرنوشت ساز و تغییر اصول فکری و این چیزا افتادم .

سعی کردم این افکار رو در وضعیت هپی بیبی به هوا بفرستم اما نشد به خودم گفتم در اینکه ما انسان های بی ناگزیری هستیم شکی نیست .

صدای مربی اومد که گفت نفس آخر رو بکشید و شاواسان کنید .دیگه مطمعن بودم که یه دقیقه آینده جز به امید و سپردن خود به آرامش و روح راهنما و ویژن سازی مثبت و لحظه اکنون فکر نخواهم کرد که یک تیز ریز در پای چپم منو به کهکشان ها وصل کرد .

میگن وضعیت قرارگیری سیارات نسبت به خورشید به هنگام تولد هر فردی سرنوشت اون آدم رو رقم می‌زنه که بخشیش کارمیکه و بخشیش در حیطه اختیارش .

پس در نتیجه این بخش هم پارتی بازی عظیمی توسط پروردگار صورت گرفته .

شما فرض کنید بر فرض اگر سیاره زحل بنده مثلاً به جای خانه ی هفتم در خانه چهارم من قرار می‌گرفت ، ممکن بود منهم مثل ملکه الیزابت تقدیرم این باشه که بر دنیا حکمرانی کنم یا بر فرض اگر نود شمالی به جای خرچنگ در برج فلکی حوت بود شاید من هم از نبوغ رازی برخوردار میشدم و نامم تا هزاران سال باقی می‌ماند حتی در ممالک غربی در کوچه های تنگ و بارها .

پس باز هم به نظریه یک خودم بر میگردم که ما فقط عروسک های خیمه شب بازی هستیم .

صادق هدایتپرورش افکار
۲۰
۰
.ABAN.
.ABAN.
زنان یا صخره‌اند یا شکوفه؛ و نادرترینشان: صخره‌ای‌ست پوشیده از شکوفه.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید