
نیکولای چائوشسکو آخرین رهبر کمونیست رومانی، فرزند نهم دهقانی فقیر بود که در ۱۹۱۸ در شهر کوچک سکورنیچشت از شهرستان اولت در جنوب رومانی به دنیا آمد. زمین خرد و گوسفندان اندک پدرش کفاف خرج خانواده بزرگ آنها را نمیداد و پدرش خیاطی نیز میکرد. نیکولای جوان تا قبل از فرار از دست پدر بشدت مذهبی و سختگیر و بدزبان، تا ۱۱ سالگی در روستا درس خواند. به بخارست پیش خواهرش رفت و در کارگاه یکی از اعضای فعال حزب غیرقانونی کمونیست، کار کفاشی آموخت. جذب حزب کمونیست شد و به فعالیت پرداخت تا اولین بار در ۱۵ سالگی برای فعالیتهایش دستگیر شد. در یکی از دستگیریها به ۲ سال و نیم زندان و یک سال تبعید محکوم شد و پس از پایان زندان در ۱۹۳۹ با النا پترسکو آشنا شد و ۸ سال بعد با او که تأثیر مهمی در فعالیتهای سیاسی وی داشت ازدواج کرد. مدت کوتاهی بعد از آزادی برای چندمین بار دستگیر شد و در ۱۹۴۳ همبند گئورگی گئورگیو دژ شد. در ۱۹۴۴ ارتش سرخ وارد بخارست شد و رومانی تحت نفوذ شوروی قرار گرفت. بعد از جنگ جهانی دوم از ۱۹۴۷ حزب کمونیست قدرت را در رومانی به دست گرفت. گئورگیو دژ از ۱۹۴۷ به دبیر کلی حزب کمونیست رسید و تا ۱۹۶۵ در این سمت بود. همراه با رشد گئورگیو دژ، چائوشسکو نیز پلههای ترقی را بالا میرفت. در سال ۱۹۵۲ دودستگی در حزب کمونیست به وجود آمد و گروه کمونیستهای داخلی توانست گروهی را که وابستگی بیشتری به مسکو داشت طرد و به مسکو تبعید کند و گئورگیو دژ، چائوشسکو را وارد کمیته مرکزی حزب کرد و چائوشسکو نفر دوم رومانی شد. سه روز بعد از مرگ گئورگیو دژ در ۱۹۶۵، چائوشسکو به دبیر کلی حزب کمونیست برگزیده شد.
چائوشسکو در ابتدای رسیدن به قدرت به خاطر کاهش سانسور و موضعگیریهای سیاسی مستقل از مسکو مانند خروج از پیمان کمونیستی ورشو و محکوم کردن اشغال لهستان به دست شوروی محبوب شد و مورد توجه کشورهای دیگر از جمله کشورهای بلوک غرب قرار گرفت. چائوشسکو تصمیم گرفته بود رومانی را که در طول تاریخ همواره تحت نفوذ سایر کشورها بود به یکی از قدرتهای برتر جهان تبدیل کند. چائوشسکو جمعیت انسانی بیشتر را از ارکان قدرت میدانست.
مدرن شدن جامعه رومانی و مشارکت بالای زنان در بازار کار و استانداردهای پایین زندگی، باعث شده بود نرخ تولد از دهه ۵۰ میلادی شروع به کاهش چشمگیر کند و در ۱۹۶۶ به پایین سطح خود برسد. برای مقابله با شیب تند کاهش جمعیت، حزب کمونیست تصمیم گرفت که جمعیت رومانی باید به ۳۰ میلیون افزایش یابد. رهبران آن زمان رومانی کاهش جمعیت را نتیجه فرمان قانونی شدن سقط جنین در ۱۹۵۷ میدانستند.
چائوشسکو پروژه پرورش نسل جدید رومانی و پروژه انسان نو را در سر میپروراند.
در اکتبر ۱۹۶۶ چائوشسکو فرمان ۷۷۰ را صادر کرد که پیشگیری و سقط بهجز در مورد زیر را غیرقانونی اعلام میکرد:
زوجهایی که فرزندی نمیآوردند نیز باید مالیاتی بیفرزندی پرداخت میکردند. این مالیات که در دوران استالین ابداع شد از دهه ۴۰ در شوروی و بعضی کشورهای کمونیستی اجرا میشد.
شبانه هزاران مهدکودک بر پاشد تا این نسل نو را تبدیل به انسان نوین کند. برنامههای ویژهای برای یافتن و پرورش کودکان بااستعداد و نابغه طراحی شد. نظام مدرسهای رومانی یکی از پیشرفتهترین نظامهای تحصیلی جهان شد. همه کودکان موظف به گذران دروس ورزشی و شرکت در مسابقات ورزشی شدند. نادیا کومانچی برنده ۵ مدال طلای مسابقات ژیمناستیک و نخستین ژیمناست برنده امتیاز کامل ۱۰ در المپیک به عنوان الگوی نسل نو تبلیغ میشد. تصاویر قدردانی و آغوش و دست نوازش چائوشسکو بر سر فرزندان بااستعداد وطن بارها و بارها برای نسل نو تکرار میشد.
چهره رومانی شباهت چندانی به کشور عبوس و سختگیر کمونیستی دهه ۵۰ نداشت و جامعه رومانی به یکی از لیبرالترین کشورهای اروپا تبدیل شده بود.
با ممنوعیت رسمی قانون سقطجنین، چائوشسکو فرمان غیررسمی برچیده شدن همه روشهای پیشگیری از بارداری را نیز داده بود. زنان رومانیایی چارهای جز مادر شدن نداشتند. با از دسترس خارج شدن روشهای پیشگیری، جامعه زنان رومانیایی مجبور به ابداع روشهای ابتکاری غیرپزشکی مانند پریدن در استخر آب یخ شدند که شوک حاصل از این کار میتوانست به ایست قلبی فرد بیانجامد. دیلیا بودیانو مبدع این روش در آن روزها شهرتی بیشتر از النا چائوشسکو همسر و معاون چائوشسکو پیدا کرده بود. تزریق موادی مانند خردل، چای، آبلیمو و آنتیبیوتیکها و آنچه در خرافات قدیمی گفتهشده در رحم برای پیشگیری، یکی از راههای پرخطری بود که زنان رومانیایی برای جلوگیری از بارداری ناخواسته تن به آن میدادند. افراد زیادی در این میان جان میباختند. زنانی که در پیشگیری ناموفق بودند رو به سقطجنین غیرقانونی توسط افراد غیرمتخصص میآورند، مانند فرد مکانیکی که پنهانی عمل پولساز سقطجنین را انجام میداد. داروی بیهوشی و محیط استریلی در کار نبود. آمار دقیقی از مرگومیر ناشی از این عملهای سقطجنین توسط غیرپزشکان در محیطهای غیر بیمارستانی در دست نیست و آمار واقعی بیشتر از ۱۱ هزار زنی است که جان باختهاند.
با شیوع سقطهای زیرزمینی، رژیم رومانی بر اساس داستان واقعی مرگ زنی ۲۱ ساله، فیلمی ساخت تا زنان رومانیایی را از تبعات سقط بترساند، بی اینکه اشارهای بهفرمان ۷۷۰ کند و بگوید چرا زنی ۲۱ ساله نمیتواند سقطجنین قانونی کند.
کودکان فرمان، کودکان رومانیایی هستند که در اواخر دهه ۶۰ و در دهه ۷۰ میلادی بعد از صدور فرمان معروف ۷۷۰ در رژیم کمونیستی نیکولای چائوشسکو به دنیا آمدند.
برای اجرای دستور، جامعه بشدت تحت کنترل قرار گرفت. وسایل پیشگیری جمعآوری شد و همه زنان ملزم بودند ماهیانه توسط پزشک زنان معاینه شوند. موارد بارداری شناساییشده تا زمان تولد، پیگیری میشد. پلیس مخفی رومانی مراقبت شدید بر عملهای جراحی در بیمارستانها داشت.
آموزشهای جنسی بازطراحی شد و بر مزایای مادر بودن و شکوه مادر قهرمان که به وطن فرزندان بسیار هدیه میدهد متمرکز شد.
اثر مستقیم دستور، موج عظیم نوزادان بود. بین سالهای ۱۹۵۵ و ۱۹۶۷ میزان تولد تقریباً ۱۰۰٪ افزایش یافت و تعداد فرزندان به ازای هر زن از ۱/۹ به ۳/۷ رسید. نسلی که بین سالهای ۱۹۶۷ و ۱۹۶۸ به دنیا آمدند پرتعدادترین نسل تاریخ رومانی بودند. برای این نسل با شتاب هزاران مهدکودک ساخته شد.
در کنگره دهم حزب کمونیست، چائوشسکو با اعلام رسیدن به جمعیت ۲۰ میلیونی موفقیت سیاست افزایش جمعیت خود را جشن گرفت. قرار شد تا از میان هزار متولد روز ۲۰ ژوئن ۱۹۶۹ کامپیوتر موسسه آمار بهطور کاملاً تصادفی و بهقید قرعه، مشخص کند کدام نوزاد نفر ۲۰ میلیونیم کشور است. البته کامپیوتر باید آنقدر باهوش میبود تا بهگونهای قرعه بیندازند که نوزاد از اقلیتهای نامطلوب مانند کولیهای رومانی یا خانواده مخالفان سیاسی نباشد و دیگر اینکه پسر باشد. نفر ۲۰ میلیونیم انتخاب شد و خانواده و نوزاد پسر در قصر ریاست جمهوری با چائوشسکو و همسرش دیدار کردند و تا مدتها این پسر سوژه تبلیغاتی ماند. دولت به خانواده روستایی کودک آپارتمانی هدیه داد و تا مدتها از زندگی وی گزارش تهیه شد.
چائوشسکو که خود از خانوادهای پرجمعیت بود حقیقتاً عاشق کودکان بود.
در دهه هفتاد نرخ تولد بار دیگر کاهش یافت. فشار اقتصادی بر روی خانوادهها باقیمانده بود و مردم شروع به یافتن راههایی تازه برای دور زدن و سرپیچی از فرمان کردند. زنان ثروتمند قادر بودند راههای غیرقانونی پیشگیری پیدا کنند یا به پزشکان برای صدور مجوز پزشکی سقطجنین رشوه بدهند. اما بهطور ویژه در میان زنان فقیرتر و کمسوادتر بارداریهای ناخواسته بسیاری پیش میآمد. این زنان تنها به روشهای بدوی سقط دسترسی داشتند که باعث عفونت، نازایی و حتی مرگ آنها میشد. فرهنگ مردسالار باعث میشد زنان همراهی بسیار ناچیزی از سوی مردان برای حل مشکل خود داشته باشند.
مرگومیر زنان باردار در دوران چائوشسکو به بالاترین میزان در اروپا رسید. مرگومیر هنگام تولد نوزادان در کشورهای همسایه در آن سالها رو به کاهش بود اما در رومانی به بیش از ۱۰ برابر همسایگانش افزایش یافت.
با کاهش دوباره نرخ تولد، چائوشسکو به پلیس ویژه مأموریت داد تا بیمارستانها را تحت نظر بگیرد. افراد پلیس مأمور تحت نظر گرفتن تکتک بیمارستانها شدند تنها در صورت تائید آنها عملهای سقط انجام شود و در هنگام عمل نیز در اتاق عمل حضور داشتند. بیمارستانها شبانه توسط پلیسها، بازرسها و لباس شخصیها بازرسی میشدند تا موارد سقط مخفیانه شناسایی شوند. اشخاصی که بعد از سقط به بیمارستان میرفتند مورد شکنجه و آزار قرار میگرفتند تا افرادی را که کار سقط انجام میدهند، معرفی کنند. سقطجنین غیرقانونی و مخفیانه گاهی توسط خود همسران پلیس مخفی و لباس شخصیها نیز صورت میگرفت. پلیس مخفی و خبرچینهای آنان زندگی زنانی که میتوانستند باردار شوند را تحت نظر گرفتند.
در مورد اقلیتهای نامطلوب مانند کولیهای رومانی، افزایش جمعیت آنها مطلوب نبود و در مواردی که سقطجنین غیرقانونی بود به آنها اجازه سقط داده میشد به امید اینکه جمعیت آنها افزایش پیدا نکند.
خبر موفقیت رومانی در حل مشکل جمعیتی خود که بدون شرح مصائب زنان رومانیایی به بیرون گزارش میشد رومانی را کشوری موفق نشان میداد و در ۱۹۷۴ رومانی میزبان اجلاس سازمان ملل در مورد جمعیت شد.
دولتهای غربی که از سیاستهای مستقل از مسکوی رومانی هیجانزده شده بودند، به امید کسب جایگاه و جای پایی در میان کشورهای کمونیستی کمکهای سخاوتمندانه زیادی به رومانی کردند. این کمکهای مالی صرف بهبود معیشت مردم نمیشد و به تقویت رژیم چائوشسکو میانجامید و این باور را در وی تقویت میکرد که توانسته رومانی را به کشوری قابلاحترام و مطرح در جهان تبدیل کند. مدتزمانی طول کشید که دولتهای غربی به اشتباه خود در مورد رومانی پی بردند.
نتیجه سیاستهای افزایش جمعیت چائوشسکو، کودکان بسیاری بودند که به علت ناتوانی والدین در نگهداری آنها سر از یتیمخانهها درآورند. افزایش تعداد فرزندان الزامی از ۴ به ۵ باعث میشد گاهی مادر ۳ یا ۴ فرزند در اثر بارداری فرزند بعدی فوت کند. زنانی که خارج از ازدواج بچهدار میشدند نیز از نظر حکومت صلاحیت تربیت کودک را نداشتند و سرپرستی از آنها گرفته شده و به دولت داده میشد. برنامهای تلویزیون به نام بازتاب با این مادران مصاحبه میکرد و اعتراف آنها به اینکه شایسته لفظ مادر نیستند را پخش میکرد، اعترافی که در حضور نیروی لباس شخصیهای و پلیس مخفی خارج از کادر دوربین تهیه میشد. بخش عمده کودکانی که در یتیمخانههای کمونیستی زندگی میکردند واقعاً یتیم نبودند بلکه تنها فرزندان والدینی بودند که ناتوان از نگهداری آنها بودند. بیش از صدها هزار کودک در طی این سالها به یتیمخانههای دولتی رفتند.
بسیاری از کودکانی که در این دوره متولد شدند دچار سوءتغذیه شدند، بشدت دچار معلولیت جسمی شدند یا در شرایط بسیار خشن نگهداری شدند که باعث افزایش مرگومیر کودکان شد.
همه کودکان میبایست عضو سازمان پیشآهنگی میشدند تا تعلیمات کمونیستی و عشق و علاقه به چائوشسکو پدر رومانی را بیاموزند. تصاویر کودکان سرزنده، زیبا، قوی، باهوش و نابغه نسل نو از تلویزیونها پخش میشد مانند رادو پستوارو که در ۵ سالگی رهبری ارکستر میکرد.
با کم شدن کمکهای غرب و افزایش فشارهای اقتصادی، مردم رومانی که افزایش جمعیت خانواده، هزینههای سنگینی به آنها وارد کرده بود بیشتر و بیشتر تحتفشار قرار گرفتند اما سازمان اطلاعاتی و پلیس مخفی جسارت مخالفت علنی به کسی نمیداد. این فشار اقتصادی باعث میشد که نرخ زادوولد بشدت کاهش یابد. راهحل چائوشسکو اما بالا بردن سن ممنوعیت زنان از ۴۰ به ۴۵ و بالا بردن تعداد کودکان الزامی از ۴ به ۵ بود. همچنین زنان موظف بودند ماهانه توسط پزشکان زنان و زایمان معاینه شوند تا بارداری آنها در اولین فرصت مشخص شود و تا زمان وضع حمل مورد پیگیری قرار گیرند. دغدغه اول پلیس مخفی و نیروهای لباس شخصی و حتی مهندسین کارخانهها تشخیص آخرین پریود و بارداری زنان شد. زنهای کارگر بهطور مرتب بهصف شده و مورد معاینههای شرمآور اجباری قرار میگرفتند و در صورت تشخیص بارداری باید پرونده برای آنها تشکیل میشد. در صورت مرگ زنی در اثر سقطجنین مخفی، خانواده وی اجازه برگزاری مراسم را نداشتند تا درس عبرتی برای سایرین شود.
چائوشسکو برای جلب اعتماد دولتهای خارجی تصمیم به بازپرداخت بخشی از بدهیهای کشور کرد و دولت واردات بسیاری از کالاهای پزشکی را متوقف کرد. پزشکان برای تشخیص بارداری باید از یک نوع قورباغه موسوم به قورباغه آفریقایی و روشی که در قرن نوزده کشفشده بود استفاده میکردند. این قورباغهها به ادرار زنان باردار واکنش خاص نشان میدادند که مبنای این روش آزمایش بارداری بود. این آزمایشها در دادگاه به عنوان مدرک علیه زنانی که سقطجنین کرده بودند استفاده میشد. بهزودی این قورباغهها نیز تمام شدند.
با این تدابیر و فشارها نرخ زادوولد دوباره بالا رفت اما مردم در تهیه مایحتاج خود دچار مشکل بودند و گاهی ساعتها برای تهیه شیر در صف میایستادند. سختی زندگی عامل تنفر بسیاری از مادران و پدران از کودکان ناخواسته خود بود.
با شروع دهه ۸۰ کودکان زاییده دستور چائوشسکو بالغ شده بودند و دچار همان مشکلاتی میشدند که پدران و مادران آنها تجربه کرده بودند.
با شروع تغییر سیاست در شوروی، چائوشسکو نه در غرب و نه در شرق دیگر پایگاهی نداشت.
استیون لویت و استفان جی دنبار در کتاب Freakonomics یا اقتصاد چیزهای عجیبوغریب استدلال میکنند که کودکانی که بعد از ممانعت مادران از سقطجنین به دنیا میآیند، هنگام رسیدن به سن بلوغ با احتمال بیشتری مرتکب جرم میشوند و سلسلهمراتب قدرت را کمتر به رسمیت میشناسند. در ادامه استدلال میکنند که کودکان دستور دقیقاً همان کسانی بودند که شورش خونین علیه رژیم چائوشسکو را در ۱۹۸۹ رهبری کردند. در آن سال ارشدترین کودکان دستور ۲۲ سال داشتند که سنی معمول در میان انقلابیون است.
نسل کودکان دستور فشارهای اقتصادی شدید را تحمل نکرد و چائوشسکو در وسط سخنرانی خود هو شد. فریادهای ضبطشده چائوشسکو در ۲۱ دسامبر ۱۹۸۹ که فرمان میداد که «فوراً میدان را از شر شورشیان پاک کنید» نیز نتوانست شورش خونینی که در مقابل چشمان چائوشسکو و دوربینهای تلویزیونی شروع شده بود را مهار کند. بیشی از نیمی از هزار کشته این حادثه کودکان دستور بودند. چائوشسکو اصرار به پرورش نسلی داشت که او را از قدرت به زیر کشیدند. بعد از دستگیری و محاکمه سریع چائوشسکو حکم اعدام و تیرباران وی توسط همان کودکان اجرا شد.
انسان نویی که چائوشسکو به دنبال ایجاد آن بود کسانی بودند که جان خود را برای آزادی دادند.
لویت و دنبار به این نکته اشاره دارند که رومانی تنها کشور اروپای شرقی کمونیستی بود که در آن زمان قوانین سفتوسخت و خشن علیه پیشگیری از بارداری و سقطجنین داشت و همچنین تنها کشوری بود که رهبرش در پایان جنگ سرد با خشونت به زیر کشیده شد و به قتل رسید. بیشتر کشورهای کمونیست دوران گذار پرسروصدا اما آرامی را سپری کردند. البته حکمرانی خودکامه جنبههای دیگری نیز داشت که موجب چنین واکنش خونباری در عوض گذاری آرام شد، مانند از بین رفتن آزادیهای زندگی اجتماعی و اجتماعات قانونی، سازمان وسیع جاسوسی و پلیس ویژه که بعد از آلمان شرقی رتبه دوم را در بین کشورهای کمونیستی داشت و کیش شخصیت و پرستش رهبر که پیرامون رهبر اعظم بنا شده بود.
مستندی ویژهای در سال ۱۹۸۴ تهیه شد که فورا توسط رژیم کمونیستی توقیف شد. مستند ظاهرا درباره مزرعه مدرن پرورش بوقلمون بود اما بهطور تلویحی اثرات و تراژدی را که در پس ایده انسان نو بود نشان میداد که معنای تلویحی آن معدوم کردن کسانی بود که نواقص جسمی و معلولیت داشتند.
سه ماه بعد از سقوط رژیم کمونیستی در مارس ۱۹۹۰ گروه فیلمبرداری آلمانی اشپیگل در حاشیه جنگلهای متروک، پرورشگاههایی را کشف کردند که کودکان معلول در آنها نگهداری میشدند. تصاویر کودکان رهاشده جهان را وحشتزده کرد. بدون برق، بدون وسایل گرمایشی، بدون غذای کافی و در معرض حمله موشها. رژیم کمونیستی، کودکان معلول را سربار و هزینه بیمورد میدانست. چیگید Cighid یکی از مراکز دفع کودکان معلول در نزدیکی مرز مجارستان بود که بسیاری از مردم رومانی از وجود آن بیاطلاع بودند. چیگید را گولاگ کودکان لقب دادند. مرگومیر کودکان در مراکز مشابه بیش از ۵۰ درصد بود.
بعد از پخش مستند و تاثر جامعه جهانی، مراکز خیریه بسیاری سعی در کمک به این کودکان کردند و بسیاری از آنها به کشورهای دیگر منتقل شدند اما در موارد بسیاری ضایعات طولانیمدت و غیرقابلجبران بود و بسیاری از آنها صدمات جسمی، روانی و مغزی شدیدی غیرقابل برگشت دیده بودند.
پروژه انسان نوی رژیم چائوشسکو از ۱۹۶۶ شروع و در دسامبر ۱۹۸۹ با اعدام وی خاتمه یافت. در این دوره بیش از ۲ میلیون کودک ناخواسته به دنیا آمدند. بیش از ۱۰ هزار زن در اثر سقطجنین مخفیانه مردند.
مستند کودکان دستور children of decree در سال ۲۰۰۴، ساخته Florin Iepan یکی از همان کودکان دستور است که حوادث آن دوران را مستند کرده است.
هرچند در اوایل دهه ۹۰ و بلافاصله بعد از قانونی شدن سقط، نرخ سقط بسیار بالا بود، اما با افزایش تعداد زوجهایی که با استفاده از روشهای پیشگیری زندگی خود را استحکام بخشیدند و با شروع ثبات اقتصادی بعد از دورهای ناآرامی و بیثباتی، این نرخ کاهش یافت. بنا بر آمار موسسه ملی آمار، نرخ سقط از سال ۱۹۹۰ اینگونه است:

مستند کودکان دستور (Children Of The Decree)
https://www.aparat.com/v/fe4DY
http://docuart.ro/documentare/children-of-the-decree
https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D9%88%D8%B1_%DB%B7%DB%B7%DB%B0
http://www.occupyforanimals.net/romania---the-shameful-chronology-of-abandonment.html
https://www.youtube.com/watch?v=y9mZ1o_lJvg