فیلترینگ، استثمار، قتل پیش از مذاکره

اگر به کتاب‌های تاریخ مدرسه مراجعه کنید با استثمار و استعمار آشنا می‌شوید. نفوذ یک کشور در کشوری دیگر برای استفاده از منافع ملی آن مردم! در کتاب تاریخ دبیرستان می‌خوانیم اروپاییان، از بردگان آفریقایی استفاده کردند و آن‌ها را به آمریکا بردند و به عنوان نیروی کار از آن‌ها بیگاری کشیدند. انگلیس از منافع ملت‌های خاورمیانه برای پیروزی در جنگ استفاده کرد و منابع غذایی مردم ایران را بدون پرداخت پول، استفاده کرد.

خیلی ساده استثمار یعنی استفاده از انرژی و منابع دیگری، برای سود خودت.
دهخدا - استثمار: از رنج دیگری برخوردن.

خبر: جابینجا فیلتر شد.

لزومی نداره استثمار از جانب یک کشور به کشوری دیگه باشد.
همین که پدربزرگ خانواده به دلیل مسن بودن و بزرگی در خانواده می‌گوید «باید ۳۰ درصد از درآمد امسال را به من بدید» و در قبالش هیچ خدمتی مثل زمین یا خانه به فرزندانش برای کار نمی‌دهد، یعنی استثمار.

فرهنگ استثمار را باید در زندگی خود جستجو کنیم. من ریشه‌های استثمار در ایران را نمی‌دانم اما در خصوص برخی کشورهای جنوب و مرکز آفریقا به این موارد اشاره می‌کنم.

کشورهای آفریقایی مثل سومالی، کنگو و زیمبابوه پس از سال‌ها که از استقلال آن‌ها می‌گذرد، هنوز درگیر استثمار هستند. به جای استثمار خارجی، اینبار استثمار داخلی در آن کشورها رشد کرده است! اما کشوری مثل بوتساوانا - که حتی ممکن است اسم آن را نشنیده باشید - در همسایگی آنگولا و زیمبابوه، ۱۳۳ سال پیش استثمار را پایان داد و امروز یکی از امن‌ترین و دموکرات‌ترین کشورهای آفریقاست.

پس فرهنگ استثمار از بالا به پایین می‌تواند تغییر کند!

قتل پیش از مذاکره

زمانی که شما در موقعیت برابر باشید، از شروع مذاکره راضی هستید. اما در بسیاری از مواقع موقعیت برابر به وجود نمی‌آید ولی شانس رسیدن به آن را دارید. مثل زمانی که یک کارمند با مدیر خود مذاکره می‌کند و بعد از سال‌ها آن کارمند سابق در مقام یک مدیر جدید با مدیر سابق خود، پای میز مذاکره می‌رود.

اما اگر مدیر سابق برای مذاکره با مدیر جدید از او بخواهد ابتدا از شغل خود استعفا دهد، یعنی به زور شما را در موقعیت ضعف قرار می‌دهد و این یعنی کشتن هویت شما پیش از شروع مذاکره! پس شما چیزی برای مبارزه و مذاکره ندارید!

صفحه نخست وبسایت کاریابی جابینجا
صفحه نخست وبسایت کاریابی جابینجا

فیلترینگ پیش از مذاکره

من هم تجربه فیلتر شدن بدون هشدار قبلی را داشته‌ام. تمام ایمیل‌ها را مرور کردم که یک سند برای توجیه اشتباه خودم بر اساس قوانین کشور پیدا کنم، اما نبود!
در پای میز مذاکره آنلاین فقط می‌توانستم چشم بگویم چون در لبه پرتگاه قرار داشتم!

متاسفانه در سال‌های اخیر وضعیت فیلترینگ به چنین حالتی تبدیل شده است. به جای گفتگو و توجیه برای دلایل حذف یا حفظ محتوا، شما مجبور به چشم گفتن و زنده ماندن از پرتگاه هستید. امروز این وضعیت برای بسترهای «کاریابی آنلاین» به وجود آمده است. یکی از مهم‌ترین و موفق‌ترین این نمونه‌ها، جابینجا است. مدیران جابینجا در کنار پرتگاه قرار دارند و برای زنده ماندن کسب‌وکارشان چیزی جز چشم گفتند ندارند!

در کمال تاسف باید گفت با وجود تدوین قوانین مختلف برای فضای مجازی، هنوز عملکرد سلیقه‌ای و غیرشفاف به چشم می‌خورد. شما دقیقا نمی‌دانید چه کسی به چه شکلی دستور فیلتر چه سایتی را داده است! بدین ترتیب شما حقوق اولیه خود در کسب‌وکار آنلاین آشنا نیستید و نمی‌دانید بر اساس چه مبنایی تصمیمات گرفته می‌شود.

وقتی شما هیچ اطلاعاتی برای تحلیل آینده شغلی خود نداشته باشید، انگیزه‌ای برای راه‌اندازی کسب و کار ندارید و چه بد که سیاست‌گذاران فضای مجازی به جای دعوت از شما برای مذاکره به منظور اصلاح و تدوین قوانین، به شما پرتگاه را نشان می‌دهند!
شاید هم تصمیم به اصلاح این روش دارند و برای آن تلاش می‌کنند و ما هنوز منتظر دیدن عملکردها در راستای بهبود وضعیت هستیم.


پایین پرتگاه؛ جایی جز تبعید خودخواسته برای رسیدن به آرزوها و اهداف شخصی در همان کشورهای استعمارگر سابق، نیست!
بسیاری از دوستانمان پس از سقوط به این پرتگاه، الان خوشحالند!