


♥️🧿✌️🌹🏇🏿🤺🐎🌹✌️🧿♥️
آسمانهای بیباد و برف و باران
ـــــــــــــــــــــــــــ
در سکوت بیوزن باد، این نوشته تقدیم میشود به آسمانهای بیباد و برف و باران؛ و به زمین و شاخههای خشکیدهٔ درختانی که در جستوجوی باران، میان باورهای عامیانه و یافتههای علمی، در تکاپویند.
در سرزمینهای با اقلیم بیابانی، نیمهبیابانی، خشک و کمبارش، کوهها، دشتها و آبادیها، همگی در انتظار نسیمی یا بارانی برای حیات دوبارهاند.
خشکسالی، فراتر از یک پدیدهٔ طبیعی، به دلیل بحران آب و مشکلات ناشی از کمبود آن، مایهٔ ماتم و پژمردگی است.
خشکسالی خانهها را ویران و ساکنان آبادیها را پراکنده میسازد و زندگیها را به درختانی بیمیوه تجسم میکند که تنها پوستهای از گذشته را با خود دارند.
در ایام خشکسالی، دیگر از خروش رودها و آواز پرندگان در میان درختان سرسبز، خبری نیست.
در این ایام، حتی شکوه خورشید، ماه و ستارگان و زیبایی افق سرخ غروب، در برابر واقعیت تلخ کمآبی، با دلهای آزردهٔ مردم همسو میگردد.
در سالهای خشکسالی، انسانها با تکیه بر قدرت تابآوری و خوگیری به تحمل سختیهای زندگی، به امید پایان این دوران دشوار، همچنان زندگی را ادامه میدهند و یقین دارند که روزگار تلخ، سپری خواهد شد.
خشکسالی و قحطی، همواره در تاریخ بشریت، آزمونی پر از رنج و بلا بوده است که راه رستگاری و درستی را میآزماید.
در آسمانهای بیباران، زمین تشنه، بوی نابودی و مرگ موجودات را میدهد و قحطی، سایهٔ خود را بر گل و گیاه میافکند.
منابع آب ، مایه ی حفظ و حراست حیات است.
آب حق زیست همهی موجودات موجود و نسل های آیندهی آنهاست .
خشکسالی و بحران آب ، یک چالش پیچیده و چندوجهی است.
مدیریت و حفاظت از منابع آب ، برای تأمین پایداری آب کافی ، حق و لازمه زیست همهی موجودات در همهی زیستگاههاست.
با این همه، سرانجامِ و سرنوشت همهی موجودات ، از گیاهان و جانوران گرفته تا انسانها، در پیشگاه تقدیرساز ، از دیدگاه انسان ها پوشیده است و هیچکس از عاقبت کار، و فرجام بود و نبودها و حتی مدت و نحوه ی ماندگاری خویش آگاه نیست./.
یا حق و بدرود
عبدال محمودزاده
♥️🧿✌️🌹🏇🏿🤺🐎🌹✌️🧿♥️