
مخاطب امروزی صبر نداره.
یه صفحه باز میکنه، یه نگاه میندازه، تصمیم میگیره: بمونه یا بره.
همهی زحمتهایی که برای مقاله کشیدی—از تحقیق و نوشتن تا ویراستاری—
اگه اولین جملهات قلاب نندازه،
همهش میره تو سطل مرورگر.
مثل ماهیگیریه.
قلاب اگه تیز نباشه، طعمهت هر چقدر هم خوشگل باشه، فایده نداره.
پس بیایید دقیق یاد بگیریم چطور با جملهی اول، ذهن مخاطب رو قفل کنیم.

چون:
اولین چیزی که دیده میشه همونه
احساس مخاطب رو همون لحظه شکل میده
میتونه تصمیم موندن یا رفتن رو در کمتر از ۳ ثانیه تعیین کنه
و از همه مهمتر: لحن و کیفیت کل مقاله رو از همون ابتدا مشخص میکنه
اولین جمله یعنی «اجازه ورود».
اگه خوب نباشه، مخاطب حتی در نمیزنه، میره.

۱. کوتاه، واضح، و بدون مقدمهچینی
اولین جمله نباید گرمکردن باشه.
باید با اصل مطلب بیاد.
۲. یه سوال، یه چالش یا یه حس آشنا
چیزی که مخاطب رو وادار کنه بگه:
«این دقیقاً همون چیزیه که منم حسش کردم!»
۳. جملهای که یه نیمقدم جلوتر از ذهن مخاطب باشه
نه خیلی ساده، نه خیلی پیچیده.
فقط یه مقدار تحریککننده.
۴. بدون شعار و کلیشه
جملههای «موفقیت از همین امروز شروع میشه» مال بنرهای همایشه، نه مقالهی حرفهای.

آخرین باری که از خوندن یه مقاله وسطش پشیمون شدی، کی بود؟
این سوال ساده ذهن رو میکشونه تو موضوع مقاله.
همه چی خوب بود، تا وقتی که...
جمله ناقص ذهن مخاطب رو میبره سمت ادامه. مثل تریلر فیلمه.
نوشتن مقدمه از اون کارهایی بود که همیشه باهاش درگیر بودم.
یه جمله انسانی که مخاطب باهاش همذاتپنداری کنه.
هرچی مقاله رو طولانیتر شروع کنی، احتمال خوندهشدنش کمتر میشه.
یه واقعیت غیرمنتظره که توجه رو جلب کنه.
فقط ۳ ثانیه وقت داری مخاطب رو نگه داری. بیشتر نه.
یه جملهی قطعی و کمی تلخ، ولی واقعی.

۱. مقدمههای کلی و عمومی
امروزه محتوا نقش مهمی در دنیای دیجیتال دارد...
مخاطب با این جملهها روزانه ۵۰ بار مواجه میشه. دیگه نمیخونه.
۲. تعریف اصطلاحات یا تاریخچه در اول مقاله
نه وقتشه، نه جاشه. مقالهی علمی نیست.
۳. شروع با «در این مقاله میخواهیم...»
مخاطب مقاله رو باز کرده که بفهمه. نیازی به اعلان نیست.
۴. شروع با خودت، نه با مخاطب
من همیشه فکر میکردم...
شروع مقاله باید با مخاطب باشه، نه نویسنده.

برای اینکه قلاب خوب بسازی، میتونی این تمرین رو انجام بدی:
یه موضوع ساده بردار. مثلاً: «مزایای نوشتن روزانه»
سعی کن ۵ مدل شروع متفاوت برایش بنویسی.
بعد یه مخاطب واقعی بپرس: کدوم رو میخونی؟ چرا؟
مثالهایی از شروع قوی برای همین موضوع:
هر روز که نمینویسی، یه روز از خودت فاصله میگیری.
تا حالا سعی کردی فقط ۵ دقیقه در روز بنویسی و ببینی چی میمونه؟
نوشتن روزانه مثل مسواک زدن ذهنه. ممکنه حوصلهت نیاد، ولی لازمه.

مقالهی خوب با یه جمله خوب شروع میشه.
و این جمله، باید درجا بکشه.
دفعهی بعد که خواستی مقاله بنویسی، یه جمله بنویس که اگه بقیه مقاله حذف شد،
بازم مخاطب حس کنه: «باید اینو بخونم.»
همین یه جمله، فرق نویسنده محتوامحور با نویسنده آدممحوره.