
فرض کن یه متن خیلی مهم داری برای نوشتن. لپتاپ رو باز میکنی، صفحه سفید روبروته و یه ایده توی ذهنته. شروع میکنی به نوشتن، یه پاراگراف، بعد یه ایده دیگه، بعد یه خاطره، بعد یه نکته فنی، بعد... گم میشی.
وقتی ساختار مقاله از اول مشخص نباشه، نه فقط خواننده گم میشه، خودت هم وسط راه خسته میشی. مثل کسی که بدون نقشه، وارد یه شهر ناشناخته میشه. شاید جاهای قشنگی ببینی، ولی نمیدونی کِی برسی یا اصلاً مسیر درسته یا نه.
برای همین، ساختار مقاله باید قبل از نوشتن مشخص بشه. این یعنی تصمیم بگیری:
مقاله قراره از کجا شروع بشه؟
چی قراره بگه؟
چطوری تموم بشه؟
یه مقاله بدون ساختار، مثل یه گفتوگوی پراکندهست.
ذهن مخاطب دنبال الگو و منطق میگرده. اگه اون منطق رو بهش ندی، خسته میشه و میره.

ساختار خوب یعنی:
مخاطب سردرگم نمیشه.
تو وسط راه گیر نمیکنی.
محتوا قابل اسکنکردنه (برای مخاطبی که فقط تیترها رو میخونه).
گوگل هم بهتر میفهمه محتوات درباره چیه.
هر مقاله باید یه سؤال محوری داشته باشه. نه ۱۰ تا.
مثلاً:
چطور یک صفحه لندینگ بسازیم که نرخ تبدیل بالایی داشته باشه؟
چرا نباید همیشه سراغ کلمه کلیدی با سرچ بالا رفت؟
فرق محتوا برای آگاهی برند و محتوا برای سئو چیه؟
همین سؤال، مرکز مقالهته. ساختار هم باید حول همین سوال بچرخه.
تو میتونی با یه ساختار ۳ لایه شروع کنی:

مشکل یا سوال رو مطرح کن.
نشون بده که چرا این سوال مهمه.
یه قول بده که تو این مقاله قراره حلش کنی.
هر بخش یه زاویه از پاسخ به سواله.
مثلاً تو مقالهای دربارهی “چطور رپورتاژ آگهی رو اصولی منتشر کنیم”، بدنه میتونه اینا باشه:
چرا رپورتاژ مهمه؟
چه سایتهایی مناسب رپورتاژ هستن؟
چطور متن رپورتاژ بنویسیم؟
اشتباهات رایج در رپورتاژ
هر بخش باید با یه تیتر واضح شروع بشه، ترجیحاً با فعل یا سوال.
خلاصه کن که چی گفتی.
یه پیام آخر بده (یا یه دعوت به اقدام).
همه مقالات شبیه هم نیستن. بسته به هدف محتوا، ساختارها فرق دارن. چند مدل رایج:

این ساختار برای محتوای آموزشی یا کاربردی خیلی خوبه.
اول مشکل رو توضیح بده، بعد راهحلهای واقعی و تستشده ارائه بده.
سری سوالهایی رو مطرح کن و بهشون پاسخ بده. مخصوصاً توی مقالات “راهنمای کامل” خیلی جواب میده.
با یه مثال واقعی یا داستان شروع کن، بعد درسهایی که ازش میگیری رو توضیح بده. این ساختار انسانیتره و برای مخاطب جذابتر.
اگه میخوای چند گزینه یا نکته رو معرفی کنی، ساختار لیستی خیلی مفیده. مثل:
"۷ نکته برای نوشتن عنوانی که کلیک میگیره"
وقتی مقالهای قراره بنویسی، اول فقط تیترها رو بنویس.
به این میگن: اسکلت مقاله.

بعد از اینکه از چینش تیترها راضی شدی، تازه میری سراغ نوشتن زیر هر تیتر.
اینطوری:
انسجام مقاله حفظ میشه.
تمرکزت بالا میمونه.
وقت کمتری برای بازنویسی میذاری.
بعضیها فکر میکنن ساختار یعنی محدودیت.
ولی برعکس، ساختار باعث میشه آزادانهتر بنویسی. چون میدونی هر چیزی رو کجا باید بگی.
مثل یه مسیر کوهنوردیه که با تابلو مشخص شده.
حالا راحتتر میتونی راه بری و از مسیر لذت ببری، بدون اینکه نگران گمشدن باشی.
مقاله قوی، قبل از اینکه نوشته بشه، طراحی میشه.
و این طراحی یعنی ساختار:

سوال محوری
مقدمه روشن
بدنهای منظم
جمعبندی کاربردی
اگه این ساختار رو از اول داشته باشی، هم خودت راحتتر مینویسی، هم مخاطب راحتتر میفهمه.
و وقتی محتوا فهمیده بشه، تازه میتونه اثر بذاره.