
مخاطب دنبال دکترا نیست. دنبال یه جواب سادهست.
تو این مقاله، قراره ساختار یه مقاله سئویی خوب رو با زبون خودمونی و مثالدار بررسی کنیم.
نه فرمول خشک داریم، نه کپی از بقیه.

شروع مقاله، یه فرصت طلاییه.
یا مخاطب میمونه یا میره.
✅ مثال قلاب خوب:
«اگه هنوز داری برای هر مقاله یه کلمه کلیدی مینویسی، وقتشه یه چیزی رو بدونی...»
❌ مثال بد:
«در این مقاله قصد داریم به بررسی اصول نگارش مقاله سئویی بپردازیم.»

مخاطب اومده دنبال جواب، نه دنبال تعریف واژهها.
مثلاً:
«تو یه مقاله نوشتی، ولی گوگل انگار اصلاً نمیبینه. چرا؟ چون ساختار نداره، چون مثل مقالههای درسی نوشتی.»
یه ساختار پیشنهادی برای بدنه مقاله سئویی:
H1: یه عنوان واضح و انسانی
H2 اول: یه مقدمه یا سؤال تحریککننده
H2 دوم: توضیح مسئله یا یه آمار
H2 سوم: راهحلها یا مراحل اجرایی
H2 آخر: جمعبندی واقعی (نه فقط “در این مقاله گفتیم…”)
هر بخش باید قابل اسکن باشه.
بیشتر مخاطبها نمیخونن، اسکن میکنن.

پاراگرافای بلند = ترس
پاراگرافای خیلی کوتاه = حوصلهسَربَر
بهترین حالت؟ ۲ تا ۴ خطی، با یه جملهی سادهی پایانی.
مثلاً:
«گوگل باهوشه، ولی تنبله.
اگه راهو براش آسون نکنی، میره سراغ یکی دیگه.»
آخر مقاله، وقتشه یه چیز کوچیک بدی.
یه سؤال. یه تردید. یه مسیر.
مثلاً بگی:
«حالا که ساختار رو بلدی، مطمئنی مقالهت واقعاً به درد میخوره؟»
یا حتی:
«فقط ساختار کافی نیست... محتوای بدون روح، مثل پوستهی خالیه.»

مقالهی خوب، فقط بهینه نیست.
آدمیزاد باید خوشش بیاد بخونه.
یه ساختار سئویی خوب یعنی مقالهای که هم گوگل بفهمه، هم مخاطب حال کنه.
همین.