این روزها سخت تره برای کار یا ایام قدیم

موضوعی که میخواهم بگویم و مطرح کنم قبلا خودم یکی از مدافعینش بودم ولی الان نیستم و نقد کننده اش شدم خدا بعدا را بخیر بفرماید و در ضمن هر نظر و نقدی دارید راجع به موضوع در کامنت بنویسید .با سپاس

ایام قدیم و بازار قدیم
ایام قدیم و بازار قدیم

قبل تر میگفتم من اگر زمان شاه یا بازه زمانی سال 49 تا 57 بدنیا می آمدم الان پادشاه دنیا بودم( از همه لحاظ بکر بوده اون موقع ) نبود اطلاعات و تکنولوژی ودر بازاری که هرچه تولید میکردی فروش میرفت یا هر کسبی راه مینداختی میگرفت و همه هم با من هم نظر بودند و خلاصه همه اتفاقات نیفتاده را به زمان تولدم ربط میدادم . البته این را بگویم در زمانی هم گیر داده بودم به دوران دولت های هاشمی و خاتمی که اگر آن موقع سنم میرسید و بچه نبودم فلان میکردم و بهمان میکردم . الان دیگه همه صنفی شلوغ شده و این حرفها (پشت یک بهانه شیک و مجلسی قایم میشدم)

آقا بخدا این مقاله سیاسی نیست بچه های بالا
آقا بخدا این مقاله سیاسی نیست بچه های بالا


الان چی میگویم

هر زمانی استارت بزنی و ادامه وهدف داشته باشی البته باید یواش یواش تو ادامه کارت علم و دانش و شبکه سازی شو هم انجام بدی زمان درستی استارت زدی .

مگه نه اینکه چند تا استارتاپ کوچولو تو حوزه آی تی و امثالهم ،چند تا طراح داخلی منازل که ماشاالله وقت ندارند سلامت را علیک بدهند و اصلا چرا راه دور برویم همین اسماعیل آرایشگر خودم که همین چند وقت پیش از وضعیت بد بازار میگفت و بهش گفتم میخوای تغییر کنه اوضاع ،گفتم هرچی گفتم گوش بده و همونجا تو دیوار یه تبلیغ اصلاح سالمندان و کودکان در منازل زدیم و الان خدارو شکر اوقات بیکاری نداره . یعنی اصلا حضوری بقول خودش برایش نمیصرفه .همین الان خیلی راحت تر میشه پول درآورد .این یک شعار نیست واقعیته بخدا

خدا بیامرزه یک تاجری میگفت میرفتیم لیست خریداران یک محصول را با بدبختی پیدا میکردیم بهشون نامه میزدیم سه ماه طول میکشید تا خریدار بشوند یک جنس اونم پول نگرفته را زمان شاه بفروشیم تازه بار برسه تایید کنه برامون پولو چکشو بده یا حواله کنه بیاد . الان این همه اطلاعات و دسترسی آسان به کارخانه یا تاجر یا مدیرعامل از طریق فیس بوک یا هر جایی برای اراِئه محصول خودت یا خرید محصولش کی ازین خبرها بود راستی اون تاجر خدابیامرز جناب عسگراولادی بود.

درسته سخته ولی ما هم عادت کردیم  پس بازی کنیم
درسته سخته ولی ما هم عادت کردیم پس بازی کنیم


من چند وقت پیش داستانی خواندم ازین که برای فروش سس مایونز در قدیم خود سازنده میرفته با فامیلاش بازار گرمی میکرده و طرز استفاده یاد میداده . الان فکر میکنی آوردن یک محصول و شناساندنش سخت تره یااون موقع به نظرم بیاییم و غرغر کردن را بزاریم کنار و اگر میخواهیم کاری کنیم انجامش بدهیم .

خالق برند مهرام جناب ظهیری خدا بیامرز
خالق برند مهرام جناب ظهیری خدا بیامرز


من رویا فروش نیستم و قصد ندارم هیچ پکیجه انگیزشی به شما بفروشم . من کار خودم را دارم و انقدر دوستش دارم و خدا را شکر به اندازه کارهایی که میخواهم بکنم روزی میرسد ولی واقعا دوستانی که هر روز دارم با شما صحبت میکنم و یکی از دغدغه هایم شده دفاع کردن ازین حرفم که میشود و شما میگویید نمی شود آیا همان انرژی که صرفه تسلیم کردن من در مقابل حرفهایتان میکنید صرف خواستن ورسیدن به خواسته هایتان کرده اید. (و خدا میدونه که بعد از نوشتن این مقاله تو ویرگول باهاتون بحث نمیکنم و ارجاعتون میدم به همین مقاله خخخ)

آخرش یک روز تو بحث با افراد این جوری میریزن سرم میزننم
آخرش یک روز تو بحث با افراد این جوری میریزن سرم میزننم

یک روایت که خودم دیده ام و با آن فرد صحبت کرده ام واز نزدیک مشاهده کردم .

دختری را میشناسم در یکی از دهات های شهرستان سرباز که در نقشه گوگل به سختی پیدایش کردم و در سفری که به چابهار رفته بودم مهمان آن عزیزان و سفره پر برکتشان بودم در همان ده باصفا بودم با دستانی خالی و در جامعه محلی آنجا که دختر باید در سن او چند بچه داشته باشد و بچه داری کند نه اینکه راه بیفتد و به دانشگاه برود و برای خودش کارآفرینی کند .اصلا جالب بود به او میگفتم تورو خدا چه کسی را دیدی و از او یاد گرفتی که باید اینگونه عمل کنی .

او یک جمله زیبا گفت :از پیغمبر (ص)یاد گرفتم برای خواسته هایم بجنگم و میدانم خدا برای من آن مسیر را هموار خواهد کردو مرا به بهترین جا خواهد رساند. و زبان من بسته شد از این پاسخ کامل

عکس از اینترنت گرفته شده ولی زنان برای کار اینجوری دورهم جمع میشوند
عکس از اینترنت گرفته شده ولی زنان برای کار اینجوری دورهم جمع میشوند


یعنی هیچ پشت صحنه ای از کاری که میخواد انجام بده نمی دونسته در جایی که داشتن توالت و حمام در خانه یک زندگی لاکچری حساب میشود، برای خودش یک کارگاه صنایع دستی و کمک به زنان سرپرست خانوار راه اندازی کرده بود و از همه مهمتر از حال فقرا و یتیمان آنجا هم غافل نمانده بود وبه آنان هم کمک های بسیار کرده بود . ومیخواهد چند مدرسه برای آنها بسازد

یعنی من فکر کنم حرفی باقی نماند برای خواستن و توانستن .

فرمول من همین قدر خفنه به خدا
فرمول من همین قدر خفنه به خدا


فرمول من برای شروع و بقا در این شرایط

تا بحال این را فهمیده ام که

  • نیاز روز بازار را براساس علاقه و استعداد و توانایی که دارید درنظر داشته باشی و
  • دانش آن کار رابیاموزی و در آن کمی شاگردی کنی حتی مجانی کاری که خودم کردم برای کسب تجربه
  • و تلاش آگاهانه کنی و در مسیر بدانی که باید همیشه آماده بلند شدن از زمین درصورت افتادن باشی.
  • و هی ادامه بدهی و مسیر را چک کنی و هی ادامه بدهی .

و مطمئن باش از هدفت رد خواهی شد و به فکر هدف های بعدی میفتی چون موفقیت یک پله از راهه نه یک جایی که صندلی و آب پرتقال لب ساحل به دستت باشه و از بقیه عمرت لذت ببری . موفقیت یک پله هست مطمئن باش بعد هر موفقیتی یک سکون و بعدش یک سقوط داری البته میتوانی از اون سقوط دربری در صورتی که در سکون مهارت و هوشیاری خودت را بالا ببری چون تو در موقعیت پس از موفقیت هستی و هیچ آمادگی برای موفقیت بعدی نداری .پس دوباره باید آماده تلاش و مهارت آموزی و خواستن باشی .


خیالتان را راحت کنم یا تغییری نخواهید یا خودتان تغییر بکنید.(قال ابوالفضل پیغان )

و به قول مظفری تمامممممممم